آیا به دنبالی راهی برای خلاص شدن از وضعیت فاجعهبار خانهتان هستید؟ آیا احساس تنهایی و رنج بردن از این بابت را داشتهاید که نمیتوانید خودتان را جمعوجور کنید؟ دانا کی وایت کتاب سندرم خانه داری را مختص شما نوشته است.
دربارهی کتاب سندرم خانه داری:
دانا کی وایت (Dana K. White) به عنوان یک مربی تئاتر که حالا مادری خانهدار شده است، دنبال یک پل ارتباطی خلاقانه رفت و با وبلاگنویسی آشنا شد. وقتی فهمید عدهای از مادرها مشغول نوشتن هستند و بقیه آنها هم نوشتههای آنها را میخوانند، تصمیم گرفت که یک وبلاگ داشته باشد؛ در واقع، هوسِ نوشتن وبلاگ به سرش زد.
هوس یا وسواس سبک زندگی وایت است، اما تقریباً یکسالونیم بود که وسواسی نداشت. خانهاش فاجعه بود؛ فاجعهی ادامهداری که هرقدر هم سخت کار میکرد، باز هم به طرز مرموزی سروکلهاش پیدا میشد. در یک لحظهی ناامیدی، وایت وبلاگی را شروع کرد به نام «شلختهای که مرتب میشود». وبلاگی کاملاً بینامونشان که روش او برای توجیه وبلاگنویسی بود.
قصدش از این کار یاد گرفتن چیزهایی بود دربارهی کار جالبی که میخواست بکند و در عین حال، تمرکز بر ادارهی خانهاش. اکنون از چیزی که آن را «وبلاگنویسی شلختگی» نامیده بود حدوداً یک دهه میگذرد. تمرکز کردن بر امور خانه و تحلیل بایدها و نبایدها بالأخره جواب داد. حالا به خوبی درک میکند و میداند که چه طور، بدون سردرگمی و پریشانی، خانهاش را نظم و ترتیب ببخشد.
تکتک برنامههایی که وایت با کتاب سندرم خانه داری (How to Manage Your Home Without Losing Your Mind) با شما در میان میگذارد در آزمایشگاه شلختگی خودش آزمایش و تأیید شده است. هیچ فرضی در کار نیست؛ یک زندگی واقعی. این روشها حتی در زندگی هم کارساز هستند. خبری از کمالگرایی و بینقصی نیست. افسانهسرایی هم نمیکند. فقط توضیحاتی شفاف را بیان میکند دربارهی آنچه باید برای ادارهی خانه در زندگی واقعیتان انجام بدهید.
کتاب سندرم خانه داری مناسب چه کسانی است؟
اگر هر کاری میکنید باز خانهتان به هم ریخته و نامرتب است و میخواهید روشهای خانهداریتان را عوض کنید، خواندن این کتاب را به شما توصیه میکنیم.
جملات برگزیده کتاب سندرم خانه داری:
- تردید دربارهی بهترین راه، گاهی، من را از انجام دادنِ همهی کارها دور نگه میداشت.
- ناکامی در انجام بهترین راه باعث میشود باور خود به تواناییام در انجام آن را به کلی از دست بدهم.
- خانهی من یک پروژه نیست. دیدن خانه به صورت یک پروژه بیشتر از اینکه کمکی بکند باعث آسیب میشود.
- آدمها از وسایل ارزشمندتر هستند. همیشه به تمام کسانی که دوستشان دارید نشان بدهید که اگرچه شلختگی شما را عصبانی میکند، باز هم آنها را دوست دارید.
در بخشی از کتاب سندرم خانه داری میخوانیم:
وقتی با خانهای بسیار نامرتب و بههمریخته مواجه هستید، شستن ظرفها بیهودهترین و احمقانهترین کار به نظر میرسد. بیهوده به این خاطر که کسانی که در خانه شما زندگی میکنند چندین نوبت در روز غذا میخورند و هر بار از ظرف استفاده میکنند. پس حتی اگر همین حالا هم آنها را بشویید، چند ساعت بعد دوباره کثیف میشوند، یا شاید چند دقیقه بعد. بنابراین، این کار بیهوده به نظر میرسد و بیهودگی افسردهکننده، دیوانهکننده، کلافهکننده و دلسردکننده است.
اما یک نکته وجود دارد. شستن ظرفها اولین گام از فرآیند تغییردادن خانه بهحساب میآید و در روز بعد باعث ایجاد شگفتی خواهد شد. اما اگر معمولاً ظرفهای شب قبل روی میز غذاخوری میماند و فردا باید یک ماهیتابه را بشویید تا برای صبحانه تخممرغ نیمرو کنید، همین حالا ظرفها را بشویید. حتی اگر تمام وقتیکه در اختیاردارید صرف این روند کنارگذاشتن شلختگی روزانه شود. سپس، جادوی واقعی فردا صبح اتفاق میافتد؛ هنگامیکه بیدار میشوید و خبری از ظروف نشسته روی میز آشپزخانه نیست.
یکهفته را به انجام این کاراختصاص دهید و بعد کار دیگری را اضافه کنید. مثلاً، پس از یکهفته، شروع به بررسی وضعیت بههمریختۀ حمام خود کنید.
برای اینکه فکر نکنید من همهچیز را زیادی آسان میگیرم، به انتهای کتاب مراجعه کنید. در بخش پیوست، «28 روز امیدواری برای خانه» را پیدا خواهید کرد. این راهنما شما را در هر گام کوچک، روزبهروز، راهنمایی میکند و در مدت چهار هفته، به خانۀ خود امیدوار خواهید شد.
بله



















باید بگم باخوندن این کتاب که راهکارهای خیلی خیلی سادهای داشت که به ظاهر بی اما اهمیت میان واقعا کارگشا بودن، تونستم تاالان چندتا کارو انجام بدم اینکه ظرف شستنو تبدیل به عادت بکنم و یک روز خاص برای لباسشویی و بقیه کارها درنظربگیرم. درواقع این خانوم نویسنده گفته هرکسی باتوجه به شرایط خودش میتونه روزهایی از هفته رو برای کارهای خودش درنظر بگیره. مثلا مرتب کردن 5دقیقهای خانه در آخرشب به ظاهر مسخره اما خیلی نتیجه چشمگیری داره بعداز چندشب. و باانجام همین کارهای کوچیک میشه اتفاقات بزرگ رو رقم زد. و بازهم باید بگم همپوشانی بسیار شدیدی با کتاب انجامش بده و همینطور عادتهای اتمی داره. هرچی بیشتر جلو میرم به این موضوع که انسان رو عادتهاش میسازه بیشتر یقین پیدامیکنم. پس باید روی عادتهای خوب تمرکز کرد و ازبدها کم کرد.