این اثر یکی از بهترین آثاری ست که در زندگیام خواندهام و به جرئت میتوانم بگویم که یکی از شاید ده کتابی ست که به زعم من باید پیش از مرگ خواند. این کتاب احساسات لطیف و بی نظیر یک راوی که گذشتهی سختی را داشته است به تصویر میکشد. تصویر فقر و درس و مذهب و همهی آن چه یک کودک بنا بر شرایطش آنها را تجربه میکند به تصویر میکشد. این کتاب تجاربی ناب در اختیار ما قرار میدهد به نحوی که با خواندن آن تک تک اتفاقات داستانها را به صورت فیلم در ذهن میسازیم. قلمی شیوا و روان و استفادهی به جا و مناسب از کلمات و لحن مناسب راوی، این کتاب را به یکی از شاهکارهای ادبیات داستانی فارسی مبدل ساخته است. شیوهی روایت این کتاب خاطره نویسی ست اما خاطرهها بدون هیچ تردیدی تبدیل به داستان شدهاند. شروع و پایان مناسب داستانها به غنای آنها افزوده است. تعلیق و کشش زیبای داستانها مخاطب را درگیر میسازد و حتی صحنههای این کتاب تا مدتها در ذهن زنده میمانند. به طور کلی این اثر شاهکاری بی نظیر است که تعریف آن وافی و کافی نیست و باید آن را بخوانید تا متوجه این شاهکار شوید و از آن لذت ببرید
داستانهای کتاب آبشوران رو مثل قصههای شب، در لابلای کتابهای دیگه خوندم.
بیان ساده و گاها لهجه کردی که تو قصهها استفاده شده بود، ناخودآگاه تو رو وامیداشت تک تک اتفاقات رو با پوست و استخون حس کنی.
من تو این کتاب با غم و اشک بچهها اشک ریختم، برای تمام حسرتاشون آه کشیدم، حتی درداشون، بعد از کتک خوردن از پدر و نیشگون مادر، رو حس کردم!
با حس پشیمونی یه مادر زحمتکش و مستاصل بعد از نفرین و دعوا با بچه هاش، ناشی از درماندگی و خستگی، همراه شدم.
حتی عرق شرم پدر، با همه بدخلقیها و عصبانیتها، رو روی پوستم احساس کردم!
این کتاب سرگذشت واقعی وتلخ مردمان سرزمینم بود و چه بسا کسانی که هنوز هم با چنین دردها، رنجها و مشکلات روزگار سپری میکنن.
امیدوارم باران آسودگی و آرامش هر چه زودتر بر سر مردمان صبور سرزمینم ببارد.
کتاب زیبایی بود که روایتگر زندگی خانواده ایه که از نظر مالی جزو طبقه ضعیف جامعه هستن و اتفاقات مختلفی براشون میفته، قلم گیرا و روان نویسنده داستان رو از زبان پسر خانواده نقل میکنه و اتفاقات مختلف در قالب داستانهای کوتاه در کتاب روایت میشه. شخصیتها در بستر فرهنگی و طبقه اجتماعیشون به زیبایی و ظرافت به خواننده معرفی میشن و فقر فرهنگی جامعه در زمان داستان به خوبی بیان میشه. وقایع و شخصیتها به شدت ذهن خواننده رو درگیر خودش میکنه. تصویرپردازی و دکوپاژ صحنهها یکی از نقاط قوت نویسنده است بطوریکه خواننده خیلی راحت میتونه صحنههایی رو که داستان در اون اتفاق میفته تصور و صحنه سازی کنه. داستان بسیار باورپذیر و ملموسه جوریکه احساس میکنیم خودمون هم میتونیم کتاب رو زندگی کنیم یا کسانی رو دیدیم که اینطوری زندگی کردن یا میکنن. در کل کتابیه که بسیار ارزش خوندن داره.
درمورد نقاط قوت این کتاب به نظرم دوستان حق مطلبو ادا کرده باشن. اما یکسری نقاط ضعف رو توی بعضی نظرات گفتن مثلا اینکه امید به زندگی کم مطرح شده یا خیلی از مشکلات و بدیها گفته شده. که من با این نظرات مخالفم و بنظرم خانوادهی 5نفرهای که روزی دو وعده فقط نون میخورن، توان لباس نو خریدن ندارن، از ناچاری به خلاف کشیده میشن و... طبیعیه که امید به زندگیی در خاطراتشون نباشه و همچنین اینکه در یک خانوادهی فقیر طبیعی هست که خدا رو ترسناک ببینن و اسلام رو مثل یوغ به گردن بندازن چون با بدترین شرایط روبه رو هستن و دلیل عادلانهای هم برای گرفتاری هاشون وجود نداره و به نظر من نویسنده به خوبی حق مطلب رو ادا کرده
سلام
این کتاب رو سالهای دور، اولین بار وقتی ۱۲_۱۳ سالم بود تو مدرسه فرزانگان شهرمون که بخشی از آبشوران پشتش در جریان بود خوندم و دیگه نداشتمش تا زمانی که کتابراه عزیزم اون رو به رایگان گذاشت. الان که بیشتر دوستان یا ایران نیستن یا کرمانشاه و در آستانه ورود به میانسالی هستم، خوندن کتابای استاد درویشیان قطعا با احساسات مختلف همراه خواهد بود و علیرغم خوشحالی زیاد از داشتن دوباره کتاب، از خوندنش و احساساتی که بعد از آن تا مدتها در برابر آن بی دفاع خواهم بود، بیم دارم (حس دلتنگی واسه اون زمانا و اون شهر عزیز)
با تشکر و احترام فراوان برای کتابراه🌹
باسلام، این کتاب در مورد مشکلات، سختیها و رنجهای طبقهی پایین جامعه صحبت میکند که در کنار این سختیها، شاهد شادیهای کوچک هم بودیم که اگر این موارد بیشتر میشد خیلی بهتر میشد و میتوانست نشان دهد که با وجود همهی مشکلات میتوان شادیهای کوچک بوجود آورد و امید به زندگی را بیشتر کند.
در ضمن در چند مورد مثلا در اوایل کتاب، از اینکه مادر خانواده برای اینکه خضوع خود را نسبت به خدا نشان دهد، خود را شبیه سگ میکند و صدای سگ میدهد، خیلی ناراحت کننده هست. بهتر است این بدعتهای زشت که مخالف دستور اسلام و کرامت انسانی است، در نوشتهها حذف شود و در عوض به جایگاه بلند انسان در جهان هستی اشاره شود.
با عرض سلام و عرض ادب و احترام
کتاب خیلی جالبی نیست. به نظرم کتابی که پر از غم و اندوه و مصیبت باشد خواندی نیست البته که مطالب این کتاب واقعیت است ولی خواندن ش لطفی ندارد. به نظر من کتابی که غم و ناراحتی من را زیادتر کند اصلا خوندی نیست و فقط وقت تلف کردن است. نه چیزی از این کتاب یاد گرفتم و نه یک لحظه شاد شدم با این کتاب. غم و ناراحتی تو این دنیا به اندازه کافی زیاد است... پس دیگر لازم نیست که دنبال غم اضافی هم باشیم. من از کتاب خواندن میخواهم چیزی یاد بگیرم و یاد به معلوماتی اضافه بشود و یا شاد بشم. این کتاب چیزی نیست که دنبال آن هستیم. خواندن این کتاب را پیشنهاد نمیکنم
من این کتاب روخوندم وبه جرات میتونم بگم یکی از بهترین کتابهایی هست که در تمام عمرم خوندم نویسنده این کتاب به خوبی تونسته یک زندگی رو دراین کتاب به تصویر بکشه، من وقتی این کتاب رو خوندم اصلا احساس کردم که دارم زندگی واقعی خودم یا پدر ومادرم رو میخونم. نویسنده دراین کتاب یک داستان از یک زندگی ساده روبه خوبی به برای مابه تصویر کشیده داستانی که لحظه به لحظهاش مثل یک فیلم جلوی صورتم میادفیلمی که اکثر ماها باهاش زندگی کردیم وبزرگ شدیم من واقعا این کتاب رو دوست داشتم وبه شما هم پیشتهاد میکنم بخونید
سلام، در مورد کتاب/تغییرات اقلیمی/نوشتهی خ سمیه کرمی، میخواستم نظرموبگم. منطق ما میگه که اقتصادهم درنظرما ازاهمیت خاص خودش برخورداره، هم اینکه عجولانه تصمیم نگرفتن وهمه چیزو فدای اقتصادنکردن. چرافکرمیکنیدکه همه چیوفقط خودتون میفهمید! چرافکرمیکنیدمنطق شمافقط عالیه! کی گفته که تطبیق نکردنِ خود باهمسایه باعثِ عقب ماندگی میشه! باچه دلایلی وطبق کدام منطق به این نتیجه رسیدید! این درست مغایربافرهنگ ونظامِ حکومتی ِماست. ازکی به این فکرافتادیدکه اقتصادبراتون مهمه! باکدوم منطق عجولانه وزلزله راه انداختید! درمورداین مناطقِ پرفیض شما میتونم یه مقاله بنویسم، اما نمیدانم چرا وبرای کی بنویسم!...
سلام. کتاب سرگرم کنندهای است.. بسیاری از مردم همین بدبختیها را کشیدهاند و نثر خوب و زیبایی داشت... اگر انسان قرآن را بخواند و تسلیم اوامر خداوند بدون چون و چرا شود خداوند قسم یاد کرده که او را در دو جهان سعادتمند میکند.. بنظر این بنده حقیر از ابتدا مشکل از دعای پدر بود که میگفت خدایا غضبت را از ما دور کن که بسیار بار منفی دارد و بهتر بود که میگفت خدایا رحمتت را شامل حال ما بفرما یا ارحم الراحمین... تلاش برای کسب ایمان و دعاهاو جملات مثبت زندگی را متحول میکنند.. والسلام موفق و موید باشید.
درود
خاطراتی که داستان راساخته اند، رئال هستند. تعلیق و کشش در همه فصلها وجود دارد. لحن در نوشتار رعایت شده است. خوانندهای که با این فرهنگ و گویش مردمان آن آشنا نیست، کم کم به آن ورود پیدا میکند. تصویر سازیها چنان گویا و واضح پرداخته شده که درد کشیدهها تمام صحنههارا به پرده چشم هاشان خواهند کشید. کتاب با ارزشی است و به بلندی دماوند فریاد میزند که توزیع ثروت ملی عادلانه نیست و کوله بار فقر سنگین است و........
خیلی داستان توصیفی جالبی داره و طنز تلخ یک روستای کوچک و عقب مانده رو توضیح میده و قشنگ وارد دنیای داستان میشی و همه چی رو لمس میکنی. اینکه هی پدر و مادر به بچهها فحش میدادن و بی دلیل کتک میزدن خیلی ناراحت کننده بود ولی خب این داستانا حقیقت دارن و قدیما تو دهها واقعا بخاطر عقده خانوادهها متاسفانه اینطوری باهم رفتار میکردند. خیلی جالب بود که هر بخش کتاب یک روز عجیب غریب اون خونواده رو به تصویر میکشه.
کتاب آبشوران شاید نوشتههای دردآوری داشته باشد ولی دردورنج مردمان راخبر میدهد. البته در داستان اشارهای به زمان وقوع آن نشده که فکرمیکنم یکی از معایب کتاب باشد ولی شاید مربوط به سالهای قبل از انقلاب اسلامی باشد. در این کتاب زندگی فلاکت بار واریز فقر مردم به تصویر کشیده شده است، شاید بهتر بود کمی جلوتر میرفت و به سرنوشت گوینده داستان ویا دوران پس از آن نیز اشارهای میشد.
فوق العاده بود
یک داستان پر محتوا، قلم ساده و شیرین
کل کتاب (از هر نظر؛ داستان، شخصیتها، توصیف مکان ها) بسیار ساده و دلنشین و بدون پیچیگی شمارو تا انتها با خودش همراه میکنه در حدی که تقریبا من کتاب رو بلعیدم و چقدررر هم لذت بخش بود.
انقدر محتوای کتاب قوی هست که تا مدتها کتاب رو در ذهنتون تکرار و مرور میکنید،
بسیار زیبا تاثیر فقر، بی سوادی و نا آگاهی رو به تصویر کشیدن.
نویسنده بقدری زیبا و جذاب و و واقعی حال و هوای آن زمان رو برای خواننده به تصویر کشیده است. که خواننده براحتی وارد آن شده و حتی پس از خواندن کتاب هنوز حس واحوال قهرمانان قصه را با گوشت و پوست خود خود مزه مزه میکند.
من براستی که جزو آن خوانندههایی شدم که هر نویسندهای بدنبال آنهاست. چه از لحاظ حس و چه از نظر شوق به خواندن.
عالی بود
روحش شاد
قصه هاش خوب بود اما با درد و رنج همراه بود ضمن اینکه
آخرش مشخص نشد که به کجا رسید و زندگیشان چه وضعی پیدا کرد متاسفانه همین الان هم در گوشه گوشه کشورعزیزمان مردم غیور و غیرتمند با نداری و بی شغلی دست وپنجه نرم میکنند
فوق العاده غمگین و ناراحت کننده بیان شده بود بخصوص که همیشه اعضا خانواده مورد ضرب و شتم و کتک کاری پدر قرار میگرفتند
اگرچه فضای داستانها به دلیل فقر شدید خانواده اصلی داستان و بقیه خانوادههای اون محله تلخ بود اما اون حسهای کودکانه بین دانشآموزان و گروه دوستی اونا و گاهی بین فرزندان خانواده هنوز جذاب و لذتبخش بود. یعنی یک تلخی خالص نبود بلکه رگههای شیرینی از لحظات خوب هم داشت. فضاسازی و شخصیتها هم از نقاط قوت کتاب هست.
اولین کتابی هست که از این نویسنده مطالعه کردم. واقعاً از سبکش لذت بردم. و به بقیهی دوستان هم پیشنهاد میکنم. داستان هم که روایت دردناکی از سختیهایی است که یک خانوادهی روستایی تجربه کردند. و علاوه بر مشکلاتی چون فقر و نبود امکانات، خرافات و باورها غلطی هم وجود داشت که با آن دست و پنجه نرم میکردند.
کتاب در سبک رئال از داستانهای کوتاه که خاطرات کودکی نویسنده است نگارش شده. بسیار دلنشین و روان نگارش شده وخواننده با سختیهایی که نویسنده و اهالی آبشوران متحمل میشوند، احساس همدلی میکند. خواندن این کتاب را به همه توصیه میکنم. در عجبم که چرا تاحالا این نویسنده را نشناخته وآثاری از او مطالعه نکرده بودم.
کاش کتاب سالهای ابری از این نویسنده عزیز روهم وارد اپلیکیشن کنید. قلم آقای درویشیان بسیار روان و ساده و ملموس هست و باخوندن هر صحنه دقیقا انگارخودت کنار شخصیت ها نشستی و به چشم میبینی. آبشوران و قهرمانان کوچکش که در اوج فقر وحسرت تمام تلاششون رو میکنن تا کوچکترین دلخوشی هارو پیدا کنن
نثر روان و ساده و داستانها جذاب، تصویر سازی داستان ب نظرم عالی بود و ضعف بزرگش که سایه انداخته رو کل کتاب این بود که هیچ پایانی خلق نشد در حالیکه میشد داستان رو جلو برد و لابلای همین داستانهای کوتاه بهم پیوسته عاقبت این خانواده رو کمی به تصویر بکشه نه اینکه یهو داستان رها و تموم بشه.
مجموعه داستانهای کوتاه به هم پیوسته که جداگانه نیز مستقلند. محورشان فقر، خرافات، دین زدگی، مردسالاری و بدبختی زنانه است، که تأثیر گذارند. با اینکه راوی اول شخص است اما به آینده خود اشاره نکرده بود که باید میکرد. مثل اشارهای که به سرنوشت بقیه کرد. نیمی از داستانها را خیلی خوشم آمد.
فصاسازی بسیار عالی و حرفهای است و فصای داستان کاملا با فرهنگ بومی ولحظات تلخ و شیرین و شرایط زندگی شخصیتها هماهنگ است و همین کمک زیادی به حس همذات پنداری درمخاطب میکند..... شخصیت پردازیها کامل و اثرات فقر و تنگدستی و بی سوادی و ناآگاهی بر زندگی و فرهنگ جوامع به خوبی بیان شده است
سلام و درود
من به شخصه نتوسنتم باهاش ارتباط برقرار کنیم.
یکمی احساس میکنم که ضعیف بودش.
شاید شما هم همچنین حسی رو داشته باشین.
کتاب خوب از نظر من کتابی هست که زیاد نپیجونه، ولی جدا از اینها نویسنده اسم رمان رو خوب انتخاب کرده.
بازم پیشنهاد نمیشه که بخونید.
یا علی دوستان.
آبشوران جای مردن سگهای پیر بود
جای عشق بازی مرغابی ها....
با داستانهای درویشیان بزرگ شدم. سادگی و صداقتی که در قلم او موج میزند، باعث شده بارها و بارها داستان هایش را بخوانم و تکراری نشود.
ایکاش کتابراه رمان سالهای ابری رو هم داشت.
داستانهایی از دوران قدیم که مربوط به خانوادهای فقیر است که به سختی روزگار میگذرانند و سرشار از غم فقر است و حسابی دل آدم برای بچههای قصه و غصه هایشان میسوزد.
نویسنده احساسات رو خوب انتقال میده طوری که من چندین بار گریه کردم تویی سری از قسمتا😭
کتاب پر از مشکلات و سختیهای یه خونوادست که تو روستای آبشوران زندگی میکنند با اینحال زبان کتاب شیرین و روون و راوی یکی از پسرهای خونواده به اسم اشرف. ۱۲ تا داستان کوتاه ولی به هم مرتبطن داستان ها. خیلی دوست داشتنی بود قلم نویسنده هم درخشان بود
علی اشرف درویشیان نویسنده چیره دستی است که زندگی را برخلاف بر نویسندگان بازاری گل و بلبل توصیف نمیکند زیرا فقر و نداری را با گوشت و استخوان حس کرده است و هنوز هم در جای جای دنیا و بالاخص کشورهای تحت نفوذ ایدئولوژی میبیند.
فوق العاده روان و زیبا بود، داستان کسانی که حقوقشون نادیده گرفته شده، کسانی که برای زنده بودن میجنگند و در کوران زندگی آبدیده میشوند، کسانی که همسایهی همهی ما هستند اما دیده نمیشوند به امید آنکه جهل، فقر و نابرابری ریشه کن شود.
اثر خوبی بود، داستان زندگی یک خانواده فقیر زاغه نشین ساکن در حاشیه یک رود کثیف و طغیان گر رو و دست و پنجه نرم کردن اونها با فقر و نداری و همینطور مشکلات و مصیبتهای زندگیشون رو به خوبی تصویر کرد.
به نظرم داستان ناقص به پایان رسید.
داستان خوبی بپد. راوی پسربچهای بود که سختیها و فقر و بدبختیهای زندگی خود و خانوادهاش را با بیانی شیرین تعریف میکرد بنظرم این داستان قابلیت ادامه یافتن دارد و امیدوارم نویسنده محترم ادامه آن را هم بنویسد
سلام، کتاب دارای داستانی پر از صحنههای عجیب و توصیفات غریب بود و من را با سبک زندگی و فضای جدیدی آشنا کرد که پیش از این اصلا متصور آن نبودم، لحن کتاب صمیمی و روان است. با تشکر از هدیههای آخر هفتهی کتابراه 😊
کتاب خیلی زیبایی بود ولی از کلمات کوردی استفاده شده بود برای کسایی که کوردی بلد نیستن مشکل به وجود میاد شرح وقایع و فضاسازی خیلی قوی بود به طوری که خودتو اونجا فرض میکردی و زندگی افراد فقیر و خیلی عالی روایت کرده بود
خیلی داستانهای خوبی داره نویسنده هم خیلی مهارت داره در توصیف داستاهاش من که به شخصه عاشق داستان هاش شدم با خودن هر کدوم از داستانها انگار خودم با عمق وجودم حسش میکردم عالی بود درکل پیشنهاد میدم یه بار بخونیدش
کتاب پر از مشکلات و سختیهای یک خانواده که توی روستای آبشوران زندگی میکنند، با این حال زبان کتاب شیرین و روان هستش. راوی رو دوست داشتم که پسر خانواده بود به نام اشرف. و اینکه ۱۲ داستان به هم دیگه مرتبط بودند.
داستانهای آبشوران یکی از یکی با حس تر، یکی از یکی زنده تر.
شخصیت پردازیها از ابتدای داستان به خوبی اتفاق افتاد و در طول داستانهای دیگه خواننده احساس نزدیکی بیشتر و بیشتری میکرد با آن ها.
کتاب توصیفاتی ساده و واضح از فقر را نشان می دهد. و طوری سر راست اینها را گفته انگار که چیزی بدیهی است و آنرا پذیرفته است. قلم نویسنده خواندنی بود و من علاقمند به مطالعه سایر آثار ایشان شدم.
کتاب خیلی روان، خودمونی و راحت نوشته شده بود. اگه اشاره به زمان رخداد داستان میشد، خیلی بهتر بود. من باورم نمیشه در ایران جایی به این اسفناکی وبا سطح فرهنگ چنین پایین وجود داشته باشه
کتاب عالی بود میتونستم لحظه به لحظه خود را در میان دردها و شادیها حس کنم برای کسایی که قوه تخیل خوبی دارند تا خود را در آن لحظه قرار دهند مناسب است لحن کتاب بسیار صمیمانه و پر از محبت است
با سلام. داستان عالی بود و قدرت قلم نویسنده از اون عالیتر بود. فضاسازی و به تصویر کشیدن هم بسیار عالی بود. باید حتما داستان را مطالعه کنید. به هیچ وجه این داستان را از دست ندهید. تشکر
کتاب خوبیه
سبک رئال، قلم روان
فقط کاش فرجام کارکترهارو هم اضافه میکرد!
(ضمن اینکه اگر کسی دل نازکه بهتره این کتاب رو مطالعه نکنه، تراژدی غمناک داستان و شخصیتها بر روانشون تاثیر میذاره
من شب قبل از خواب برای پسر ده سالهام میخونم. تا الان چهار قصه رو خوندیم.
یک جاهایی از قصه خیلی غمگین و یک جایی هم خشن بود که این قسمتها رو سانسور کردم.
یک قسمتهایی رو بددهنی داشتن و باز هم سانسور کردم.
کتاب خوبی بود هرچند با رنج هاشون رنج کشیدم و درد کتکهایی که خوردن، قلبم رو فشرده میکرد...
کاش میتونستم کاری برای این اقشار مملکتم انجام بدم... خداوند درِ رحمتش رو به روی همگان باز کنه
زندگی سخت و نفس گیر زمان داستان در تک تک قسمتهای آن خواننده رابه دوران تنگ و تاریک گذشته میرساند. خواندن آن هرچند هر کسی را دلگیر میکنه اما گیرایی داستان تا آخر کتاب خواننده را به طرف خود میکشد
فعلا داستان اولش رو خوندم
ولی خیلی از بد بختی میگه و این که هرچقدر که بد بختی بازهم زندگی در جریانه. چه زشت چه زیبا 'چه بد یا خوب '
و این که یه مادر چقدر مهربونه
خیلی خیلی داستان جالبی بود وخیلی زیبا نشون داده بود که زخمناسوری که روزی سر باز میکنه وباعث انقلاب وشورش وتغییر میشه وریشه در فقر وفلاکت یک ملت داره
با تشکر از کتاب راه
یکی از بهترین و زیباترین کتابهایی که خوندم که فقر و بیسوادی و جهالت رو به زیباترین شکل نشان میده بعضی از اتفاقات داستان رو به چشم خودم در زندگی دیدم عالی بود باتشکر
داستان فقر ومشکلات جامعه فقیر رو به قلمی زیبا به تصویر کشیده، ودر بین داستان خواننده روبا دغدغههای مردمی که اسیر بی عدالتی هستن آشنا میکنه،
از خوندنش لذت بردم
نویسنده قلم بسیار توانایی داره. نوشته هاش منو یاد بیژن نجدی تو کتاب یوزپلنگانی که با من دویدند میندازه... یه جمله ساده و روزمره رو طوری تصویرسازی میکنه که لذت میبری
خیلی زیبا بود شیوه داستانگویی جذابی داشت فقط بعضی جاها بدلیل نا آشنایی با فرهنگ مردم آن منطقه روان بودن و درک داستان دچار اشکال میشد ونیاز به توضیحات بیشتر داشت.