ایوان تی برند در کتاب عوامل پیشرفت اروپای مدرن، تاریخ چشمگیر اقتصاد مدرن اروپا را به عنوان زنجیرهای از رویدادها بررسی کرده و با مطالعات موردی نیروی کارآفرینی، نیروهای نهادها، نیروی ایدهها و ابداعات، بنگاههای پیشگام و... چگونگی تغییرات اقتصاد و تأثیر آن بر اروپای مدرن امروزی را تشریح میکند.
دربارهی کتاب عوامل پیشرفت اروپای مدرن:
کتاب حاضر درباره تاریخ مردمی متجدد است. مردمی که از حمایت آزمایشگاهها و دانشگاهها برای گسترش و پیشرفت صنایع و دانش برخوردار بودهاند و با پیوند زدن اصولی بین مرکز علمی و صنعتی، توانستهاند اقتصادهایی چشمگیر، برندهایی پیشرو و دانشمندانی اثرگذار را به جهان معرفی کنند. سرگذشت شگفتانگیز این نقطه از کره زمین، تاریخی به ژرفای عبور از دوران نادانی و جهالت قرون وسطی تا دست یافتن به اوج پیشرفت و توسعه را روایت میکند.
موضوع فصل اول کتاب عوامل پیشرفت اروپای مدرن (Case Studies on Modern) شرح زندگی برخی از کارآفرینان است. در میان آنها، سرگذشت نخستین بانکداران اروپای مدرن، روتشیلدها را شرح میدهد که شغل اصلیشان عتیقهفروشی و صرافی بود؛ و سرگذشت جیمز ناسمیت مخترع و تولید کنندۀ پتک بخار را که از حرفۀ ساده و کسبوکار کوچک خودش، به یک کارآفرین پیشگام تبدیل شد. داستانهای شگفتانگیزی که در این فصل به میان آورده شده به ما کمک میکنند نقش کارآفرینان را درک کنیم. ایوان تی برند (Ivan Berend) در یک مطالعۀ موردی به مسئلۀ زنان در کسبوکار و مدیریت نیز در این فصل پرداخته است.
ایوان تی برند در بحثهای گوناگون فصل دوم این کتاب به نمونههای جالبی از نقش نهادهای مختلف میپردازد. از جمله ظهور و افول، و ظهور مجدد نظام عدم مداخله، اقتصاد مبتنی بر بازار تنظیم شده، و اقتصاد جنگی آلمان. نوشتههای فصل سوم مرکب است از چندین مطالعۀ موردی و نمونهکاوی از قدرت اندیشه و اختراعات حیاتی در اروپای مدرن. نقش روشنگری و رمانتیسم، به میزانی که شیوۀ اندیشیدن ما را متحول کردند و به گسترش لیبرالیسم و گیتیگرایی منجر شدند.
کتاب عوامل پیشرفت اروپای مدرن در فصل چهارم به معرفی شماری از بنگاههای اروپایی که مدتی طولانی در رشتۀ خودشان پیشگام بودهاند، میپردازد. مجموعۀ دیگری از مطالعات موردی این فصل مربوط است به بنگاههایی از نوعی متفاوت. بنگاه آلمانی «راه آهن شرق» و بنگاه فرانسوی ترعۀ سوئز، علاوه بر سودآوری معمول، در خدمت مقاصد استعماری نیز بودند. در برخی از بخشهای این فصل بنگاههایی از کشورهای حاشیهای، از جمله مجارستان و ایرلند معرفی میشوند که اهمیتشان محدود به اروپا است. برند در این مطالعات موردی، داستان بنگاههای پرآوازه را از تأسیس تا زمان حال شرح میدهد.
در مطالعات موردی فصل پنجم تلاش شده تا تصویری جامع از شروع روند توسعۀ شهرها و ظهور شهرهای صنعتی مانند منچستر انگلستان، لیون فرانسه، و تورین ایتالیا ارائه شود. در ادامه به شرح دویست سال کوشش موفق برای انسانی کردن فرایند اسکان شهری از رهگذر جنبش ایجاد باغ-شهرها، و سپس از طریق تراکمزدایی از سکونت مردم در حومهها، همراه با شهریتزدایی از مرکز شهرهای قدیمی میپردازد.
فصل ششم به مطالعۀ موردی دربارۀ پدیدههای اقتصادی، از «هفت سال نعمت و هفت سال قحطی» کتاب آسمانی گرفته تا حبابهای پرآوازۀ قرون هفدهم و هجدهم در هلند و انگلستان، رکود بزرگ دهۀ 1930، و نماد ویژۀ آن یعنی خودکشی ایوار کروگر قمارباز - سرمایهگذار سوئدی ملقب به «سلطان کبریت» میپردازد. «کالبدشناسی» فروپاشی بانکها و نمونههای بارز آن، از جمله فروپاشی اقتصاد یونان و ایرلند در سال 2008، از بحثهای اصلی این مطالعات بهشمار میآیند. در میان فاجعههای اقتصادی گوناگون، سرگذشت بزرگترین تورم تاریخ را در مجارستان سالهای پس از جنگ جهانی دوم نیز شرح داده شده است.
کتاب عوامل پیشرفت اروپای مدرن مناسب چه کسانی است؟
این کتاب برای علاقهمندان و فعالان عرصهی اقتصاد مفید خواهد بود.
در بخشی از کتاب عوامل پیشرفت اروپای مدرن میخوانیم:
اقتصاد مدرن قرون نوزدهم و بیستم، زادۀ شکوفایی سرمایهداری سوداگرانه، رشد سریع امپراتوریهای استعماری، و توسعۀ تجارت جهانی بود که به انباشت سرمایۀ کافی میانجامید. انقلاب کشاورزی و انقلاب صنعتی در اروپای شمال غربی، بر پایۀ یک تحول تدریجی اجتماعی و سیاسی، و دو انقلاب اقتصادی در قرون هفدهم و هجدهم، تاریخ را ورق زدند. سرمایهداری صنعتی، هرچند برپایۀ حمایتگرایی سوداگرانه و مداخلات حکومتی، وقتی به اندازۀ کافی قدرت گرفت، در قلب اروپا که از دیگر جاها آبادتر بود، دست در دست «نظام بازار بیمداخله» 3 بهظهور رسید. این نظام که از بریتانیا آغاز شد، بهسرعت از طریق عهدنامههای تجاری و نظام پولی مبتنی بر طلا در سراسر قاره گسترش یافت. با وجود این، سیاست عدم مداخله برای جا ماندهها و کشورهای کمتر توسعه یافتۀ جنوبی، مرکزی، و مناطق شرقی اروپا چندان فایدهای نداشت. حمایتگری از دهۀ 1870 نضج گرفت و مداخلهگرایی دولتی و ملیگرایی اقتصادی خزنده، خاصه پس از جنگ جهانی اول، سرمایهداری بازار آزاد را بهتدریج دگرگون کردند.
جنگ جهانی اول، و کوشش عظیم اقتصادی برای تدارک نخستین جنگ صنعتی تاریخ، منجر به این شد که جنگجوترین کشورها، بهویژه آلمان، یک نظام اقتصادی مخصوص زمان جنگ طراحی کنند که سخت تمرکز یافته و تحت هدایت دولت، و حتی برنامهریزی شده بود. اما از قضای اتفاق، این نظام پیامدهای رضایتبخشی داشت و کشورهایی هم که آن را سرمشق قرار دادند در قیاس با زمان صلح، به نتایج بسیار بهتری دست یافتند. اقتصاد زمان جنگ پندهای زیادی به همراه داشت که موجب شد بخشهایی از آن نظام در زمان صلح نیز به کار گرفته شوند. جان مینارد کینز، بانفوذترین اقتصاددان آن عصر، در دهۀ 1920 پایان دوران عدم مداخله را صلا داد.
بله





















