بایرون ریسه در کتاب عصر چهارم: رباتهای هوشمند، کامپیوترهای هوشیار و آینده بشریت، شما را با دستاوردها و پیشرفتهای بشر در طول تاریخ آشنا میکند و با مطرح کردن سوالاتی فلسفی، ذهنتان را به چالش میکشد تا علم رباتیک و هوش مصنوعی را با نگاهی تازه مورد بررسی قرار دهید و نسبت به تحولات علمی عصری که در آن زندگی میکنید، دیدگاهی متفکرانه داشته باشید.
دربارهی کتاب عصر چهارم: رباتهای هوشمند، کامپیوترهای هوشیار و آینده بشریت:
این روزها تغییر و تحولات بسیاری در جهان رخ داده که در گوشه گوشهی آن کاملا مشهود است. فهرست این دگرگونیها دربردارنده مسافرتهای هوایی، تلویزیون، کامپیوتر، اینترنت، گوشی، ماهواره و اتومبیل میباشد. از گذشته تاکنون بشر به فضا رفت، داروهای ضد آبله و سرخک کشف کرد، چگونگی ترتیبگذاری ژن را اختراع نمود و هزاران دستاوردهای بزرگی که شاهد آنها هستیم و خواهیم بود.
در عصر حاضر نوشتارهای متعددی در رابطه با فناوریهای جدید و تحولآفرین هوش مصنوعی مطرح و دربارهی دستاوردهای بزرگ بشر در قرن بیستویکم نیز بحثهای بسیاری شده است. در تحلیل سیستماتیک این نوشتارها، به وضوح قابل تشخیص است که فناوری جدید و در راس آن هوش مصنوعی یکی از بزرگترین تکنولوژیهای جهان به شمار میرود.
در جهان امروز هوش مصنوعی به عنوان یکی از حوزههای اساسی و مهم در علوم دنیا تبدیل شده است؛ همان علمی که در گذشته تنها موضوعی برای بحث بود، هم اکنون سر تیتر تمام روزنامهها شده است و در تمام حوزههای زندگی روزمره انسانها نیز نقش قابل توجهی دارد.
بایرون ریسه (Byron Reese) در کتاب عصر چهارم: رباتهای هوشمند، کامپیوترهای هوشیار و آینده بشریت (The fourth age) برای اولین بار، تحولات و دستاوردهای انسان را در طی اعصار مختلف، از گذشتههای دور تا به الان که در عصر چهارم نیز قرار داریم، مورد نقد و تحلیل قرار داده است. نماد عصر حاضر توسعه و پیشرفت فناوری هوش مصنوعیست که منجر به ارتقای سطح جامعه و کاهش درد و آلام انسانها خواهد شد.
ما هماکنون در آستانه چهارمین تغییری هستیم که در طی تاریخ توسط دو فناوری رخ داده است، هوش مصنوعی و رباتیک! کتاب حاضر اطلاعات فوقالعادهای در مورد نحوهی مواجهه شدنمان با تغییراتی از قبیل رایانههای خلاق، زندگی مصنوعی، اتوماسیون، اشتغال، آینده جنگ و... نیز ارائه میدهد. بایرون ریسه با مطرح کردن سوالاتی از قبیل: آیا شما یک ماشین هستید؟، یک رایانه چطور میتواند احساسات داشته باشد؟ و... ذهن شما را به چالش میکشد تا با دیدی وسیعتر به هوش مصنوعی و رباتیک بنگرید.
نکوداشتهای کتاب عصر چهارم: رباتهای هوشمند، کامپیوترهای هوشیار و آینده بشریت:
- عصر چهارم نه تنها به این موضوع میپردازد که ظهور هوش مصنوعی چه معنایی برای ما خواهد داشت، بلکه خوانندگان را مجبور میکند تا پیش فرضهای خود را به چالش بکشند و تمام این کارها را به نحوی انجام میدهد که هم سرگرمکننده و هم جذاب باشد. (نیویورک تایمز)
- در عصر چهارم، بایرون ریسه چیزی بسیار ارزشمندتر از آنچه در مورد هوش مصنوعی و روباتیک فکر کنید به خواننده ارائه میکند. او به شما یاد میدهد تا بر این فناوریها چگونه بیندیشید. (جان مکی)
- بسیار آموزنده و یقینا خوشبینانه. (فهرست کتاب)
کتاب عصر چهارم: رباتهای هوشمند، کامپیوترهای هوشیار و آینده بشریت برای چه کسانی مناسب است؟
اگر علاقهمند به حوزهی علم و تکنولوژی هستید و میخواهید اطلاعاتی تازه در زمینهی هوش مصنوعی و رباتیک به دست آورید، این کتاب برای شماست.
با بایرون ریسه بیشتر آشنا شویم:
بایرون ریسه مدیر عامل و ناشر شرکت تحقیقاتی فناوری گیگامون (Gigaom) و بنیانگذار چندین شرکت با فناوری بالاست. او بخشی از زندگیاش را صرف بررسی تأثیرات فناوری در تاریخ بشری کرده است. بایرون در موارد کنترل جامع پروژه (crowdsourcing)، ایجاد محتوا و روانشناسی فعالیت دارد. وی وب سایتهایی بهعنوان محل تلاقی فناوری، کسب و کار، علم و تاریخ ایجاد کرده که بیش از یک میلیارد بازدیدکننده داشته است. بایرون ریسه نویسنده کتاب معروف Infinite Progress میباشد که در آن نقش اینترنت و فناوری در مبارزه با بیماری، فقر، گرسنگی و جنگ را مورد بررسی قرار داده است.
در بخشی از کتاب عصر چهارم: رباتهای هوشمند، کامپیوترهای هوشیار و آینده بشریت میخوانیم:
وقتی ده ساله بودم داستان هنری فورد فولادی را در اردوگاه تابستانی یاد گرفتم. من حتی پس از آن فکر میکردم که کل داستان مسخره است. چرا جان هنری انجام کار ماشینی را قبول نکرد؟ به نظر میرسد او برای انجام کار با ماشین بخار نامزد شده بود و واجد شرایط برای پرداخت بهتر با مجموعهای از شرایط سهل بود. چرا او ترجیح داد انرژی و نیروی خود را برای چنین کارهایی صرف کند، وقتی که میتواند دستگاه را اداره کند؟ و این ایده که مرگ جان هنری به نحوی اقدام شرفتمندانه بود، حتی برای من بهعنوان یک کودک مضحک مینمود. او زندگی خود را دور انداخت تا سعی کند یک مورد غیر قابل باور را اثبات کند، که قدرت عضلانی انسان همواره از قدرت ماشین فراتر است. و در نهایت، جان هنری باید از ابزارهایی مانند چکشی که در دست داشت، استفاده کرده باشد. او به حفظ چکش در مشت خود اصرار کرد. پس چرا باید به چکش بخار اعتراض کند؟
این داستان غمانگیز است. شواهدی وجود دارد که نشان میدهد این داستان، افسانه نیست، بلکه یک داستان واقعی است.
شما میتوانید یک انبار آجر را فرض کنید که شخصی بهجای استفاده از لیفتراک ضمن خودداری از آن جهت حمل آجر به کامیون، از پشت خود استفاده کرده و بدین ترتیب در یک مسابقه با لیفتراک مبارزه کند؟ یا یک ریاضیدان، خطکش محاسبه دستی خود را به استفاده از یک ماشین حساب دوزخی ترجیح دهد؟
با این حال، داستان جان هنری کار بسیار خوبی را برای جمعبندی روابط طولانی و پیچیده بشریت با دستگاههای تقلیل دنده زحمت کارگر نیست.
تمایل به رباتها برای انجام کار برای ما چندان جدید نیست و نیازی نیست که کسی از طریق ادبیات باستانی به آن رجوع کرده و نمونههای کلیدی پیدا کند. ارسطو در سیاست خود، از مجسمههای ساختهشده توسط دادلوس، سخن گفت که در آن اطراف حرکت میکردند و برای اینکه به بیرون نیفتند با زنجیر به دیوار اتصال داشتند. او همچنین به 3 پایه هپاستوس اشاره کرد که به گفته هومر، در کوه المپیوس خودش بالا و پایین میرفت. ارسطو در این رابطه اعلام کرد که بردهداری زمانی پایان مییابد که مردان با تمهیدات چیزهایی اختراع کنند که تا کار آنان را برای آنها انجام دهند. سؤال امروز ما این است که آیا فناوری نیاز به کارگران را پایان خواهد داد؟
بله






















