مرضیه فخرایی و مرضیه کیقبادی در کتاب چگونه میتوانم کارآفرین شوم؟ افرادی را که سودای راهاندازی کسب و کار در سر دارند، مخاطب خود قرار میدهند و آنها را با پیشنیازها و مشکلات این راه آشنا میکنند.
دربارهی کتاب چگونه میتوانم کارآفرین شوم؟
امروزه همچون گذشته اغلب جوانان و دانشآموختگان دانشگاهها با امید و اشتیاق فراوان در جستجوی یافتن شغلی مناسب در سازمانهای مختلف به ویژه ادرات دولتی هستند. این علاقه با وجود تغییر و تحول اساسی در شرایط اجتماعی و شیوه زندگی مردم و نیازها و مشکلات جدید، همچنان در بیشتر جوانان به چشم میخورد و آنها تحقق بسیاری از رویاهای خود را در "کارمند شدن" میبینند. برای آنها استخدام به خصوص داشتن پست مدیریت در یک سازمان بزرگ و معتبر به معنای برخورداری از امتیازات ویژه و امکانات گسترده است.
امنیت شغلی، حقوِق ثابت و مکفی و منزلت اجتماعی شایسته از جمله امتیازاتی است که اغلب افراد را به استخدام در شرکتها ترغیب میکند. جوانان به"استخدام تمام وقت" به عنوان یک ایدهآل نگاه میکنند و اطمینان دارند تا وقتی وظایف خود را به خوبی انجام دهند و از قوانین سازمان سرپیچی نکنند، موقعیّت و پست سازمانیشان محفوظ خواهد بود و از مزایای آن بهرهمند میشوند. این تعهد متقابل، تضمینکننده "امنیت شغلی" مطلوب برای کارمندان و به معنای برخورداری از شغلی پردرآمد و دائمی است که به آنها هویت اجتماعی شایستهای میبخشد و در ضمن مسئولیت زیادی را متوجه آنها نمیکند.
اما امروزه به دلیل دگرگونیهای زیادی که در اقتصاد کشور رخ داده، چالشهای جدیدی پیش روی سازمانها قرار گرفته است. میزان رقابتها بالا رفته و بیشتر سازمانها ناچارند برای ادامهی حیات خود تعدیل نیرو کنند و میزان استخدام کارکنان خود را کاهش دهند. به همین دلیل در این شرایط روز به روز بر شمار جوانان جویای کار افزوده میشود. بسیاری از این جوانان دانش و مهارتهای زیادی دارند که برای پیشرفت نیازمند به محیطی مناسب برای کار کردن هستند اما متأسفانه این فضا برای آنان فراهم نیست.
یکی از گزینههایی که امکان دارد هر جوانی که به تازگی فارغالتحصیل شده است یا کارمندی که چند سال سابقه کار دارد آن را انتخاب کند، کارآفرینی و راهاندازی کسب و کار است. این روزها کارآفرینی با سرعت رو به پیشرفت و گسترش میباشد. اکنون دیگر جامعه به افرادی که کسب و کار خود را راهاندازی کردهاند به عنوان قهرمانان ملی نگاه میکند.
اما آیا کارآفرینی به معنا و مفهوم واقعی خود در جامعه معرفی و شناخته شده است؟ آیا هر فردی با هر ویژگی و امکاناتی میتواند کارآفرین شود؟ آیا وارد شدن به دنیای کارآفرینی بدون مطالعه و آمادگی کافی نتایجی جبرانناپذیر برای فرد و جامعه به بار میآورد؟ اگر میخواهید پاسخ سوالات خود را بیابید حتماً این کتاب را مطالعه کنید.
این کتاب از دو بخش تشکیل شده است. بخش نخست به تعریف درستی از مفهوم و فرآیند کارآفرینی، ویژگیهای کارآفرینان و تفاوتهای زندگی کارمندی و کارآفرینی میپردازد. با مطالعه این بخش و پاسخ به پرسشهای مطرح شده، شما میتوانید آمادگی خود را برای کارآفرین شدن بسنجید و از میان "کارمندی" و "کارآفرینی" گزینهای را انتخاب کنید که بیشتر با روحیه و شرایط شما نزدیک است.
بخش دوم مختص کسانی است که در انتخاب خود برای کارآفرینی کاملاً مصمم هستند و میخواهند با مشکلات این راه آشنا شوند و نخستین گامها را حساب شده بردارند تا شانس موفقیت بیشتری داشته باشند. شروع راه و اولین تصمیمها و اقدامات میتواند بسیار سرنوشتساز باشد و زمینه را برای رشد و موفقیت یا برعکس شکست آنها در آینده فراهم آورد.
کتاب چگونه میتوانم کارآفرین شوم؟ برای چه کسانی مناسب است؟
مخاطبان اصلی این کتاب آن دسته از جوانان و دانشآموختگان دانشگاهها هستند که هنوز شغل مناسبی برای خود پیدا نکردهاند یا چند سالی است کارمندند، ولی از شرایط کاری خود چندان راضی نیستند و فکر میکنند با ایدههای جدیدی که در ذهن دارند، کارآفرینی میتواند موفقیتهای بیشتری را برای آنها به ارمغان آورد.
جملات برگزیدهی کتاب چگونه میتوانم کارآفرین شوم؟
- کارآفرینان از تغییر و آشفتگی نمیهراسند و میتوانند از میان آشفتگیها و ابهامهای موجود، نیازهای جدید و فرصتهای مناسب را کشف کنند و با ارائه ایدههای جدید اوضاع را به نفع خود تغییر دهند.
- موفقترین کارآفرینان کسانی هستند که در برخورد با مشکلات انرژی میگیرند؛ در مقابله با خطرات رشد میکنند و از پیروزی بر آنها لذّت میبرند.
- گذار کارمندی به کارآفرینی مانند عوض کردن شغل یا محل کار نیست، بلکه به معنای تغییر شیوهها و اسلوبهای کار و زندگی است. اگر عمیقاً به شیوه زندگی کارمندی علاقه دارید، با آن خو گرفتهاید و از آن لذّت میبرید، کارآفرین موفقی نخواهید شد.
- کارآفرینان موفق رویا پردازند؛ اما رویا پردازانی واقعنگر که یک نگاهشان به سمت رویا و نگاه دیگرشان به سوی واقعیتهاست.
در بخشی از کتاب چگونه میتوانم کارآفرین شوم؟ میخوانیم:
کارآفرینان در مقایسه با کارمندان و مدیران اجرایی سازمانها، مسؤولیت سنگینتری دارند و با مشکلات و فشارهای کاری بیشتری روبرو هستند.
اغلب فشارهای روحی کارمندان شرکتها و سازمانها ناشی از عوامل بیرونی است. برخورد نامناسب مدیران، حرکت نادرست رقبا و عدم دستیابی به اهداف مورد نظر از جمله مشکلات مهمی است که معمولاً کارمندان با آنها مواجه میشوند. این مشکلات اگر چه بر روحیه و نحوه کار کارمندان بیتأثیر نیست، امّا نتایج آن اغلب محدود و مقطعی است و تأثیر عمیق و پایداری در موقعیّت حرفهای و زندگی شخصی آنها ندارد. اغلب کارمندان میتوانند زندگی حرفهای خود را از زندگی شخصی خود کاملاً جدا کنند و نگذارند تنشهای کاری، آرامش آنها را در خارج از محیط کار، خدشهدار کند. امّا حرفه و زندگی شخصی کارآفرین با یکدیگر گره خوردهاند و اعتبار شخصی او قویاً به موفقیت در حرفه جدیدش بستگی دارد.
فرض کنید شما کارمند بخش رایانه یک سازمان بزرگ هستید که پیشنهاد خرید یک سامانه جدید را مطرح میکنید. شما بهخوبی از مزایای این سامانه آگاهید، امّا مدیر مافوق بنا به دلایلی، مثل نداشتن بودجه کافی، با پیشنهادتان مخالفت میکند. اگر کارمند دلسوزی باشید حتماً ناراحت خواهید شد، امّا این مسأله در کار و زندگی شما تأثیر چندانی نخواهد داشت، زیرا مسؤولیت چنین تصمیمی را متوجه خود نمیدانید. در حالیکه در موقعیّت یک کارآفرین، اگر توانایی مالی کافی برای خرید سیستم جدید را نداشته باشید، دچار ناراحتی و یأس بیشتری میشوید؛ این عدم موفقیت را ناشی از عدم کارآیی و توانایی خود میدانید و این مسأله بر زندگی شخصی شما تأثیر بسزایی خواهد داشت. شما در نقش یک کارآفرین با مشکلات زیاد و مسؤولیت سنگینی مواجه هستید. ممکن است به اهداف مورد نظر خود دست نیابید؛ درآمد کافی به دست نیاورید؛ برای پرداختنحقوق کارکنان خود دچار مشکل شوید یا مشتری عمدهای را از دست بدهید. حتی ممکن است تا مرز ورشکستگی پیش بروید! در همه این حالتها، فشارهای روحی زیادی به شما وارد خواهد شد. فکر میکنید تا چه حد میتوانید این تنشها را تحمل کنید و در شرایط نامناسب بر خود مسلط شوید و تصمیم درستی بگیرید؟
اگر تحمل پذیرش فشارهای روحی را ندارید و زود دچار یأس و ناامیدی میشوید، هرگز پا به این عرصه پرمخاطره نگذارید.
بله
















