آیا میدانستید با افزایش آگاهی خود میتوانید کیفیت زندگیتان را ارتقا بخشید؟ کتاب هوش موفق نوشتهی سهیلا خالقی تبار به شما کمک میکند تا با تفسیری درست از مفهوم هوش، مسائل مختلف را از دیدگاههایی متفاوت ارزیابی و حل و فصل نمایید.
درباره کتاب هوش موفق:
در جهان امروز یکی از مهمترین مباحث موفقیت انسانها در زندگی مبحث هوش است. هر چه افراد از هوش بالاتری برخوردار باشند راههای بهتر و درستتری را برای رشد و شکوفایی خود انتخاب میکنند. در این کتاب سهیلا خالقی تبار هوش موفق را از دیدگاه استرنبرگ مورد بحث و بررسی قرار میدهد.
استرنبرگ در سال 2009 بیان میدارد که نظریه هوش موفق، یکی از فرضیههای کارآمد و کامل در حیطه هوش و هوش آزمایی محسوب میشود که از دیدگاه و رویکردهای مختلفی پیروی میکند. به اعتقاد او ماهیت هوش، بسیار پیچیده است و نمیتوان تمامی ابعاد سازنده هوش را از طریق آزمون مداد، کاغذی مشخص ساخت. طبق این نظریه، باهوش بودن چیزی فراتر از درسخوان بودن است و کسی میتواند فردی باهوش به شمار آید که بداند در موقعیتهای مختلف چگونه هوش خود را به کار گیرد.
در حقیقت از نظر استرنبرگ کسی از هوش موفق برخوردار است که خود بتواند مسائل را به درستی تجزیه و تحلیل کند، با دیدگاههای مختلف و خلاقانه خود راهحلهایی جذاب و جدید ارائه دهد و بر پایه شیوهها و تکنیکهای متفاوت آنها را به مرحله عمل برساند.
در همین راستا سهیلا خالقی تبار در این کتاب برای دستیابی به این مهم به چند تکنیک، تمرین و آموزش میپردازد. او این تکنیکها را بر اساس سازههای تشکیل دهنده پرسشنامهای تنظیم کرده است تا در نهایت بتواند به سندی راهبردی در رسیدن به هوش موفق مبدل گردد.
کتاب حاضر دارای دو بخش است، در بخش نخست نظریه و مفاهیم هوش به خصوص هوش موفق مورد بحث و بررسی قرار میگیرد و در بخش دوم، پروتکل هوش موفق به همراه مداخلات و تمرینها بیان میشود.
کتاب هوش موفق مناسب چه کسانی هستند؟
اگر شما هم به مبحث هوش از زاویهای متفاوت نگاه میکنید، این کتاب برای شما نوشته شده است.
در بخشی از کتاب هوش موفق میخوانیم:
هانس آیزنک در شهر برلین کشور آلمان به دنیا آمد و در سال 1934 بعد از به قدرت رسیدن آدولف هیتلر در آلمان، به انگلستان مهاجرت کرد. آیزنک قصد داشت در دانشگاه لندن به تحصیل در رشته فیزیک بپردازد، ولی به او گفته شد که زمینه تحصیلی لازم را برای این رشته ندارد. او که ناامید شده بود از مقامات دانشگاه سوال کرد که آیا رشته دیگری وجود دارد که در آن تحصیل کند. آیزنک به یاد میآورد که «به من گفتند همیشه امکان تحصیل در روانشناسی وجود دارد من پرسیدم این دیگر چه رشتهای است؟ آنها گفتند او را دوست خواهی داشت و بدین ترتیب من در رشتهای ثبت نام کردم که جایگاه علمی آن شاید قدری مشکوکتر از آن بود که مشاوران من تصور میکردند».
آیزنک در طول حرفه طولانی و پربار خود 79 کتاب، از جمله تعدادی که آنها را برای عامه مردم نوشت و 1097 مقاله منتشر کرد. او زمان مرگش یکی از مشهورترین روانشناسان دنیا بود.
آیزنگ (1985) به سه نوع هوش معتقد بود؛ هوش A که اساس بیولوژیکی تمامی رفتارهای شناختی است و نیز عامل تفاوتهای فردی با ماهیتی ژنتیکی است. هوش B عبارتست از کاربرد تواناییهای هوش A در زندگی روزمره که تحت تاثیر محیط، فرهنگ و شخصیت قرار دارد. به عقیده آیزنگ شخصیت به مقدار زیاد به وسیله ژنهای فرد تعیین میشود. و هوش C در تلاش برای نزدیکی به A است تا B را پیشگویی کند و سنجشگر هوش است.
بله

















