کتاب چگونه در خانههای کوچک فرزندان بزرگ منش تربیت کنیم؟ نوشتۀ محمدرضا شهبازی، راهکارهای علمی و کاربردیای را برای تربیت فرزندان موفق ارائه میدهد و به شما کمک میکند تا با پرورش صحیح کودکانتان، آنها را به انسانهایی اخلاقمدار با طبعی بلند تبدیل کنید.
درباره کتاب چگونه در خانههای کوچک فرزندان بزرگ [منش] تربیت کنیم؟
اغلب پدران و مادران، فرزندانشان را بسیار دوست دارند و حاضرند هرگونه فداکاری را در حق آنها بهجا بیاورند و هر هزینهای را در این زمینه متحمل شوند؛ دوست دارند فرزندان موفق تربیت کنند، دوست دارند فرزندانشان به همه کامیابیهایی که خودشان از آنها محروم بودهاند، برسند. این دغدغه، امر مقدسی است.
نسل جدید و امروزی پدران و مادران جامعه، در نحوه تربیت فرزندان، در دو راهی بدی قرار گرفتهاند. در نسلهای گذشته بهسادگی از شیوههای سنتی بهره میگرفتند و خانواده و جامعه هم قبول میکردند؛ اما نسل کنونی شیوههای سنتی را رد و تأکید میکنند که باید از راهکارهای مدرن و متناسب با پیشرفت علم و تکنولوژی، بهره بگیرند.
از سوی دیگر، با شیوههای امروزی و متناسب با علم و تکنولوژی روز نیز آشنا نیستند؛ روشهایی که جوامع و کشورهای توسعه یافته به آنها دست یافتهاند، بومی جامعه ما نیستند و تقلید کوکورانه از آنها راه به جایی نمیبرد. روشهای بومی و متناسب با پیشرفت علم و تکنولوژی را هم کسی به آنها یاد نداده است. خب! چه کار باید بکنند؟ همان روشهای سنتی را بدون هیچ بهروزرسانی استفاده کنند؟ یا از روشهای غربی و شرقی تقلید کنند؟
قدر مسلم آن است که نه میتوانید اصول فرهنگی و دینی و ملی خود را نادیده بگیرید و نه از روشهای جدید و غربی و شرقی چشم بپوشید. باید روشهایی را پیدا کنید که هم با اصول فرهنگی، مذهبی و ملی سازگار باشد و هم از پیشرفتهای جدید استفاده کند.
با بهرهگیری از فرهنگ غنی ایرانی و تجربههای پیشینیان و همچنین روشهای مدرن کشورهای پیشرفته در حوزه تربیت فرزند میتوانید تربیت صحیح و بهتری داشته باشید.
کتاب چگونه در خانههای کوچک فرزندان بزرگ [منش] تربیت کنیم؟ برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب به تمامی پدران و مادران حال و آینده پیشنهاد میشود.
در بخشی از کتاب چگونه در خانههای کوچک فرزندان بزرگ [منش] تربیت کنیم؟ میخوانیم:
امروزه پیشنهادات بسیار فراوانی از سوی دانشمندان و روانشناسان و متخصصان فرهنگ و تمدن از ملیتها و فرهنگهای مختلف شرقی و غربی برای تربیت فرزندان مطرح میشوند. بسیاری از این مطالب پراکنده هستند و حتی برخی از آنها کاملاً متضاد هم هستند. عدهای محبت و احترام مطلق نسبت به فرزندان را در همه موقعیتهای مختلف، حتی زمانهای که فرزند رفتار نامناسب دارد، پیشنهاد میکنند و عدهای دیگر سختگیری و تنبیه (غیربدنی) و ایجاد پیامدهای منفی را در قبال رفتارهای نادرست فرزندان مطرح میکنند. بنابراین کدام پیشنهادها را باید به کار بگیریم؟ فرزندان را بر اساس کدامیک از آنها تربیت کنیم؟
برای انتخاب شیوه تربیت فرزندان، باید یک روش و سیستم انتخاب کنیم و بر اساس آن نکات تربیتی را پیاده کنیم. مسلم است که این روش باید بومی باشد و با فرهنگ دینی و ملی ما سازگار باشد. این شیوه و روش باید یک مجموعه بههمپیوسته و سازگار باشد و مانند یک سیستم عمل کند. این روش و سیستم باید در تمام موقعیتها کارساز باشد و بتواند راهنمایی درستی را در انتخاب جزئیات امور تربیت فرزند، در موقعیتهای مختلف ارائه کند. این سیستم باید معیار درستی برای سنجش پیشنهادهای مختلف ارائهشده در حوزه تربیت فرزند مهیا کند تا بتوانیم بهترین پیشنهادها را انتخاب کرده و به کار ببریم.
با مطالعاتی که در حوزه تربیت فرزند در میان منابع مختلف روانشناسی انجام شد، ظاهرا بهترین روشی که ارائه شده است، نظریه انتخاب واقعیتدرمانی دکتر ویلیام گلاسر است که در سال 1994 میلادی مطرح شده است. این روش در حوزه روانشناسی مثبتگراست که امروزه جایگاه بسیار خوبی پیدا کرده و حقانیت خود را به اثبات رسانده است. روانشناسی مثبتگرا برخلاف روانشناسی سنتی (روانشناسی رفتارگرا و انسانگرا) که بیشتر روی بررسی مشکلات روانی انسانها تأکید دارد، بیشتر بر هیجانات و انگیزههای درونی و مثبت انسان برای پیشگیری از مشکلات روانی تأکید میکند.
بله

















