کتاب خنجر و صلیب 1: دالان سیاه یک ماجراجویی دخترانه با چاشنی رمزورازهای غیر قابل پیشبینی است. جولیا نوبل سعی دارد شما را در این تجربۀ هیجانانگیز سهیم کند. ماجرا این است که شخصیت اصلی داستان در یک مدرسۀ شبانهروزی به اسرار گم شدن پدرش پی میبرد. این اثر جایزۀ منتخب خوانندگان جوان مانیتوبا را در سال 2021 دریافت کرده است.
دربارهی کتاب خنجر و صلیب 1: دالان سیاه
جولیا نوبل در کتاب خنجر و صلیب 1: دالان سیاه (The Mystery of Black Hollow Lane) داستانی پررمز و راز را برای مخاطب نوجوان خود روایت میکند. داستان زندگی امی که سرنوشت خود را با تصمیم یکبارۀ مادرش دستخوش تغییری بزرگ میبیند.
امی به خاطر شغل وقتگیر مادرش و پروژههای بزرگ او دربارۀ فرزندپروری، به یک مدرسۀ شبانهروزی در انگلستان فرستاده میشود و این درست همزمان با دریافت یک بستۀ سری از فردی ناشناس است. داخل بسته چندین مدال وجود دارد و در نامهای نوشته شده همۀ این مدالها متعلق به پدر اوست. در نامه میخوانیم که تغییر در راه است و از همین نقطه تغییر و تحولات زندگی امی آغاز میشود.
رفتهرفته با کشف یکسری نشانهی اسرارآمیز روی دیوار مدرسه، که درست شبیه نشانههای مدالها هستند، امی متوجه اسرار تازهای میشود. او درمییابد که در مدرسه یک انجمن سری وجود داشته و ناپدید شدن پدرش ربطی به وجود این انجمن دارد. حالا او باید با کمک دوستانش راز این نشانهها را پیدا کند تا از سرنوشت پدرش و جزئیات پنهان آن سردربیاورد.
کتاب خنجر و صلیب 1: دالان سیاه 23 فصل دارد و در پایانش نویسنده یک قدردانی مفصل از آدمهای تأثیرگذار زندگیاش کرده. این رمان برای نوجوانان بالای دوازده سال نوشته شده و جلد دومی هم دارد که نشر پرتقال نوید داده ترجمۀ آن در راه است.
نکوداشتهای کتاب خنجر و صلیب 1: دالان سیاه
- این کتاب همهچیز دارد: نشانههای مرموز، هماتاقیهای مخفی، اسرار خانوادگی، و یک مدرسهٔ شبانهروزی قدیمی و فوقالعاده. (جسیکا دی جورج، نویسندۀ پرفروش نیویورکتایمز)
- یک راز سربه مهر که با پیچ وخمهای داستانی، شوخیهای خندهدار و یک قهرمان بدشانس همراه است. بچهها عاشقاش میشوند و درخواست میدهند این مجموعه ادامه پیدا کند. (مایکل باکلی، نویسندهی پرفروش نیویورک تایمز)
- جولیا نوبل شخصیتهایی جذاب و مشکوک خلق میکند و داستان را به پیش میبرد، تنش ایجاد میکند و هر از گاهی خوانندگان را شگفتزده میکند، چون روند داستان به طور غیرمنتظرهای پیچیده میشود و شخصیتها کامل تر نمایان میشوند. و داستان به سرعت به سمت یک نتیجهگیری رضایتبخش حرکت میکند، اما برخی معماها حلنشده باقی میمانند. (Booklist)
کتاب خنجر و صلیب 1: دالان سیاه مناسب چه کسانی است؟
این رمان مناسب نوجوانانیست که ماجراجوییهای اسرارآمیز در راه کشف حقیقت را در بستر یک رمان میپسندند.
با جولیا نوبل بیشتر آشنا شویم
جولیا نوبل (Julia Nobel) نویسنده و مربی دورههای نویسندگی در ژانرهای گوناگون است. او تجربیات کودکی خود را با اشتیاق وافرش به خواندن و نوشتن بروز میدهد.
در بخشی از کتاب خنجر و صلیب 1: دالان سیاه میخوانیم
امی لبش را گاز گرفت. دربارهی نامه به کسی چیزی نگفته بود، اما هرجا هم که میرفت میخواست خودش سر از همهچیز دربیاورد. شاید وقتش بود کمی کمک بگیرد.
«بیاین، میخوام یه چیزی نشونتون بدم.»
امی، جک و لولا را به بالای پلهها و داخل اتاقش راهنمایی کرد. جک دم در مکث کرد؛ پسرها اجازه نداشتند به خوابگاه آدرِی بروند، چه برسد به اتاق دخترها. لولا گفت: «اینقدر سوسولبازی درنیار. حالا انگار واسه کسی مهمه.» جک آمد داخل اتاق و فوری در را پشتسرش بست. امی نامه را از کولهپشتیاش بیرون آورد و تعریف کرد که چطور به دستش رسیده است. بعد خودش را انداخت روی تخت و آهی کشید.
«واقعاً نمیفهمم. یارو چرا باید به خودش اینهمه زحمت بده که یه نامهی قدیمی رو برسونه دست من؟»
لولا گفت: «خب قشنگ معلومه که این آدم میخواد تو بدونی پدرت یه برادر داشته و بینشون یه جورهایی شکرآب بوده.»
«خب چرا مثل آدم به خودم نگفت؟ یا چرا بهجای اینکه این نامهی قدیمی رو بهم بده، یه نامهی جدید ننوشت و همهچی رو توضیح نداد؟» جک گفت: «شاید دلیلی داره که این آدم میخواد ناشناس بمونه. مطمئنی نمیتونی حدس بزنی این آدم کیه؟» امی گوشش را کشید.
«یه نفر هست...»
«کی؟»
«بابام. بهنظرم بابام این کارها رو میکنه. بهنظرم اون... اون ممکنه همون کشیشه بوده باشه، همونی که توی کلیسا بود.» چند لحظهای اتاق ساکت شد. امی انتظار نداشت کسی چیزی بگوید. خودش هم نمیدانست باید چه بگوید. ناگهان شنیدند دختری دارد پشت در به کسی دریوری میگوید؛ ویکتوریا برگشته بود. چشمهای امی گرد شدند و لولا فحشی داد.
بله























