هدی طهرانی مقدم در کتاب بیکلاس: راهکارهای یادگیری موثر و ماندگار به شما یادآوری میکند که یادگیری مهارتِ مهمی است و خود نیاز به آموختن و تمرین بسیار دارد. یادگیری بخشی از حرکت و تکاپوی عالم خلقت است و برای اینکه نتیجهبخش باشد، باید هدفمند و روشمند پیش برود.
درباره کتاب بیکلاس:
ایده اصلی این کتاب، بیان این مطلب است که یادگیری انسان، بخشی از فرایند «حرکت» جهان هستی است. حرکتی رو به جلو که در همه اجزای جهان جریان دارد و همیشگی و توقفناپذیر است. هر حرکت تکاملی برای اینکه به مقصد برسد به عوامل مهمی نیاز دارد. این عوامل عبارتاند از: هدف، زمان، انگیزه، روش و عبور از موانع. هریک از این عوامل در فرایند یادگیری که حرکتی پیشرونده است، بسیار مهم و مؤثر بوده و پایههای اساسی یادگیری صحیح و ماندگار را شکل میدهد.
ضیافت باشکوه این کتاب، بر اساس عوامل پنجگانه پیشبرنده حرکت، پنج بخش دارد و در هر بخش با برنامههای ویژهای از شما پذیرایی میشود:
پیش از بخش اول: در این بخش، ایده «حرکت» و نسبت آن با یادگیری و ویژگیهای آن توضیح داده میشود. توصیه میشود حتما در ابتدای فرایند مطالعه قرار گیرد.
بخش اول: هر حرکتی هدف و مقصد میخواهد. در «حرکت یادگیری» چگونه باید هدفگذاری کرد؟
بخش دوم: هر حرکتی در بستر زمان پیش میرود. شیوه صحیح زمانبندی در «حرکت یادگیری» چیست؟
بخش سوم: هر حرکتی نیروی محرکه میخواهد. نیروی محرکه «حرکت یادگیری» چیست و چگونه به وجود میآید؟
بخش چهارم: در هر حرکتی لازم است از موانع عبور شود. موانعی که در مسیر «حرکت یادگیری» وجود دارد چیست و چگونه باید از آن عبور کرد؟
بخش پنجم: هر حرکتی برای بهنتیجهرسیدن، نقشه راه میخواهد. در «حرکت یادگیری» از چه روشهایی میتوان بهعنوان نقشه راه استفاده کرد؟
در انتهای هر بخش کتاب بیکلاس با خلاصهای از مطالب آن بخش و نتیجههای به دست آمده غافلگیر خواهید شد. بهتر است هم زمان با مطالعه کتاب تمرینهای آن را انجام دهید و از هیچ تلاشی دست نکشید.
مطالعه کتاب بیکلاس به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
این کتاب، عصای جادویی نیست که خاک را به گنج تبدیل کند؛ اما میتوان انتظار داشت که نقشه رسیدن به گنج را به شما نشان دهد. کتاب بی کلاس نمیتواند شما را یکشبه به یادگیرندهای حرفهای تبدیل کند. اصلا تغییر و موفقیت، نتیجه اتفاقی بزرگ و ناگهانی نیست. موفقیت را باید در پی اقدامات کوچک ولی مستمر جستوجو کرد؛ آهسته و پیوسته! فراگیری مهارت یادگیری هم فقط و فقط و فقط با تمرین و تکرار حاصل میشود.
در بخشی از کتاب بیکلاس میخوانیم:
شاید شما هم تجربه کرده باشید؛ زمانی که بهشدت سرتان شلوغ است و کارهای زیادی باید انجام دهید، در اولین نگاه ممکن است از این وضعیت اسفناک بنالید و شروع کنید به غرزدن و اعتراض.
کارت اعتباری که میتوانم در این شرایط به شما پیشنهاد کنم، اولویتبندی است؛ به نحوی که ابتدا مهمترین کارها را انجام دهیم. هرگز وقت کافی برای انجام همه کارها وجود ندارد؛ اما همیشه وقت کافی برای انجام کارهای مهم پیدا میشود. پس باید بتوانیم میان وظایف و کارهایی که داریم، اولویتبندی کنیم. اولویتبندی در انجام کارها نوعی ذکاوت و هوشیاری است و میتواند ما را از به دام افتادن در کارهای غیرضروری نجات دهد.
بیان امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام)، اهمیت اولویتبندی را بیشتر نمایان میکند:
بدان که اگر فقط به کارهای کوچک و کماهمیت بپردازی، از کارهای مهم و حیاتی باز خواهی ماند؛ همانطور که پرداختن به کارهای مهم، امور کوچک را از یاد میبرد و آنها نیز به مشکل و کار مهم تبدیل میشوند. پس ضمن اولویت دادن و پرداختن به امور مهم، از مسائل جزئی نیز به کلی غافل مشو و کارهای کوچک را واگذار به کسی که تو را کفایت کند.
با توجه به این سخن راهگشا میتوان معنای اولویتبندی را بهتر درک کرد. اولویتبندی به معنای انجام کارهای مهم و ترک کارهای دیگر نیست؛ بلکه به این معنا است که کارهایی را که باید انجام دهیم رتبهبندی کنیم و به ترتیب اهمیت و ضرورت آنها، به هر یک بازه زمانی مشخصی اختصاص دهیم. به این ترتیب حتی کارهای کوچک و بیاهمیت هم با واگذار کردن به دیگران انجام میشوند.
بله

















