نقد، بررسی و نظرات کتاب حال دلم - روشنک صادقی
4.2
1221 رای
هاشمی
۱۴۰۲/۰۹/۰۴
10
بیش از 20 ساله رمان میخونم قلم خوبی دارید ولی باید تقویتش کنید بنظرم پایان داستان از سفر به بعد رو عجولانه و خلاصه جمع کردید. ویه نکته مبهم زن پشت پنجره اس که هیچ ربطی به داستان نداشت و خواننده ابتدا فکر میکنه راوی و شخصیت اصلی داستانه. یه جاهای از داستان ایراد داشت در کل مثل قفل نکردن در خونه شریف درصورتی که به گفته خودش تمام طول راه دلناز قصد فرار از ماشین و انداختن خودشو داشته و...
خیلی قشنگ بود. کتاب کوتاه اما عالی اما خب خودکشی یک گناه بزرگه. حتی اگر برای عشق باشه. میتونست پایانش خوب باشه. حالا برای اینکه داستان پایانش متفاوت باشه، نمیشه از این گناه بزرگ استفاده کرد. دلناز و شاهین اون دنیا عذابی میکشند بابت این خودکشی و شاید هیچ وقت به هم نرسن. پس این راه مناسبی برای پایان داستان نبود چون روح آن نوجوانی که کتاب را میخواند اذیت میشود و حتی آخرش برای خود من هم قابل فهم نبود
عالی بود خیلی احساساتی شدم با خوندنش انگار واقعا جلوی چشمام بودن ولی اخرشو دوست نداشتم از اون روز تا الان توی گلوم یه غمبادی دارم که هنوز رفع نشده نمیدونم چرا بغض وغم بادم تبدیل به گریه نمیشه ولیای کاش اخر داستان خیلی بهتر تمام میشد. خود کشی و اون چیزی که از شاهین اومد جلوی چشمم اصلا دلمو پر درد کرد. ای کاش بهم میرسیدن. قشنگیش وصالشون بود نه خودکشیشون. ولی در کل بهترین بود به نظر من
کتاب جذاب و قشنگی بود من خوشم اومد و عشق رو خیلی خوب توصیف کرده بود ولیای کاش پایان بهتری داشت حداقل با خودکشی به پایان نمیرسید پایان غم انگیزی داشت اما من واقعا خوشم اومد و از شما نویسنده عزیز ممنونم که زحمت کشیدی این کتاب رو نوشتی و همینطور به صورت رایگان در اختیار ما گذاشتین امیدوارم همیشه موفق باشین و این کتاب رو به علاقه مندان این نوع سبک کتابها پیشنهاد میکنم 😊
با سلام خدمت نویسندهی محترم
در این کتاب از نظره بنده چن نکته وجود داشت اول که اگر دلناز اهل جنوب بود باید به لهجه ش توجه میشد و اینکه اخره داستان هم دختره وقتی فرار کرده بود میتونست خودشو به یه مرکزه پلیس برسونه نه خودکشی کنه
این نکات جذابیتو از داستان گرفت ولی درود بر قلمه زیباتو🌹🌹
در این کتاب از نظره بنده چن نکته وجود داشت اول که اگر دلناز اهل جنوب بود باید به لهجه ش توجه میشد و اینکه اخره داستان هم دختره وقتی فرار کرده بود میتونست خودشو به یه مرکزه پلیس برسونه نه خودکشی کنه
این نکات جذابیتو از داستان گرفت ولی درود بر قلمه زیباتو🌹🌹
خیلی افتضاح بود. حیف وقتی که گذاشتم. بعضی قسمتهاش رو رد کردم که فقط آخرش رو بفهمم خیلی از حرفها تکراری بود. فقط از جایگاه سوم شخص نوشته شده و خسته کننده است. در ضمن نظریه تناسخ در اسلام رد شده و اصلا عقلانی نیست که یک روح بتونه بارها و بارها در جسم افراد مختلف یا اشکال دیگه به دنیا بیاد. پرداختن نویسنده به این موضوع جالب نبود.
سلام به نظر من این کتاب یجورایه که انگار فقط برای دخترا نوشته شده اخه خیلی فانتزی و غیر واقعی بود داستانو خیلی کشش دادن و این جمله هیکل مردانه عضلانی سینه ستبر بازوان پهن یه جوری بود من فقط رستم دستان چلو چشام میومد😁بعدشم سیگارو میشه باهاش کنار امد این شراب دیگه چی بود هی شاهین میخورد خلاصه داستان متوسط بود با ارزوی موفقیت برای نویسنده عزیز
این رمان رو به کسایی پیشنهاد میکنم که طرفدار رمانهای عاشقانه و همچنین کوتاه هستند. متن کتاب خیلی ادبی و رمانتیک نوشته شده و خواننده رو مجذوب خودش میکنه، اما دلیل اینکه ۴امتیاز بهش دادم اینه که پایانش رو دوست نداشتم. پایانش برخلاف متن احساسی که داشت، غم انگیز بود و عشق نافرجام. بنابراین کسایی که از روحیهی حساسی برخوردارن، پیشنهاد میکنم که این کتابو نخونن!
رمان پر احساس و قشنگی بود اما فقط در قالب کلمات. تناقضهایی رو میشد در خلال داستان حس کرد مثلا دلناز به آغوش کشیده شدنش رو توسط شاهین که غریبه بود زشت نمیدونست اما وقتی میخواست شاهین رو خطاب کنه زشت میدونست که کلمه آقا رو بعنوان پیشوند اسمش حذف کنه و خیلی تناقضهای دیگه که مجال گفتنش نیست. اما در کل قلم نویسنده روان و بیان احساس بسیار عالی بود
بسیار عالی و زیبا نوشته بودن
بجز پایان داستان
روح و روان رو بطور خیلی بدی درگیر میکنه و کلا خودکشی کردن اونم برای هردو بسیار تکنیک ضعیفی بود که مشخصه نویسنده میخواسته داستان عاشقانهاش از حالت کلیشه بیرون بیاد
داستانهای عاشقانه با پایان خوش، تکراری و کلیشهای هستن ولی برای خواننده جذابتره و بعداز پایان داستان حس بهتری رو به خواننده القا میکنه
بجز پایان داستان
روح و روان رو بطور خیلی بدی درگیر میکنه و کلا خودکشی کردن اونم برای هردو بسیار تکنیک ضعیفی بود که مشخصه نویسنده میخواسته داستان عاشقانهاش از حالت کلیشه بیرون بیاد
داستانهای عاشقانه با پایان خوش، تکراری و کلیشهای هستن ولی برای خواننده جذابتره و بعداز پایان داستان حس بهتری رو به خواننده القا میکنه
به نظرم نثر روان و زیبایی داشت که این نشون میده نویسنده مهارت خوبی دارن در نوشتن موضوع رمان هم زیبا بود هرچند جاهایی بزرگنمایی شده بود، اماای کاش به خودکشی ختم نمیشد، مسئلهی دیگهای هم که ذهن بنده رو درگیر کرد یک صفحه ابتدا و انتهای داستان بود که دقیقا متوجه نشدم چه شخصیتی هستن؟؟؟؟ و ربطشون به داستان چیه
یکی از مسخره ترین کتابایی بود که خوندم. پرتکرار ترین آرایه مشابه (تشبیه مو به آبشار در همه جملات.... داستانی اغراق امیز، حتی نمیشد یه ذره درکش کردپایانی عجیب و دور از انتظار خواننده (درواقع پایانی خیلی مسخره) شروع بد (اینکه تو یه هفته عاشق یه دتتر بسه، همون برداش پدر مادر دختره بمیره خب خیلی عجیب و یهوی بود) یکم زمان میدادین...
با سلام و خسته نباشید خدمت خانم صادقی باتشکر از رمان بسیار زیبا و دلنشینتون. داستان رمان، و توصیفاتی که درمورد زیبایی شخصیت دلناز کرده بودین جالب و طولانی بود و این بیان از ذهن گسترده نویسنده داره همچیز خوب بود امای نکتهای هستای کاش پایانش قشنگ تر تموم میشد و بیانی که از این عشق پاک و ستودنی شده بود به مرگ ختم نمیشد.
با سلام و درود خدمت نویسنده محترم این کتاب که با قلم زیباشون باعث نوشتن این کتاب بسیار زیبا و ارزشمند شدن و در اختیار عموم قرار دادن من که واقعا از خواندن این کتاب بسیار لذت بردم پیشنهاد میکنم که حتما این کتاب را بخونید چون ادم با کتاب خوندن نه تنها ضرر نمیکنه بلکه باعث میشه به سطح روان خوانی و معلومات و سواد ادم هم اضافه بشه
داستان که با درد شروع میشه و با درد تموم میشه بنظر من آدم سراغ رمان و داستان میره که از زندگی واقعی کمی دور بشه اما این رمان تلخ بدتر آدمها رو ناامید و به خودکشی و دست کشیدن از زندگی میرسونه و از نظر من و چیزهای که شنیدم اگر در یک زندگی انسان به عشق واقعیش نرسه در زندگی بعد حتما میرسه اما این دختر در هر دو زندگی سخت و تلخی داشته
دقیقاً درسته وقتی فردی عاشق میشه فقط عشق ش رامیبینه وفقط او را میخواد. واز منظر دید عاشق، معشوق سمبل است، همانطوری که هست دوستش داره، هر چه که زمان بگذره سوز وگدازش بیشتر میشه به عشقش عادت میکنه. اما نرسیدن عاشق به معشوق را نویسندگانه ماهر وکارکشته،،،،، بیشتر،،،،، میپسندند که درستش هم همینه متشکرم از نویسنده. سپاس از کتابزا
کتاب کوتاه و زیبایی بود. ولی خیلی سرعت اتفافات زیاد بود و انگار نویسنده طاقت نداشت و میخواست هر چه زودتر تمام کند داستان را. در آخر هم پایان خوشی نداشت و مرگ هر دو خیلی سریع و بدون توضیح بود. در آخر هم من نفهمیدم اون زن که اول و آخر داستان حرف میزد کی بود؟؟؟؟؟ درهر صورت ممنونم از نویسندهی عزیز، خانم صادقی 🙏
سلام خسته نباشید.. داستان قصه عشق رو به قشنگی توصیف کردید وهر لحظه از زیباییها و پستی و بلندیهایی که یک فرد عاشق با اون مواجه میشه رو خوب به نمایش گذاشتید... درسته تمام عشقها به هم نمیرسند که این هم تو این داستان نشون داده شده بود ولی کاش خودکشی آخراین داستان نبود زیبا و روان و ساده برا خواننده بود
رمان عالیای بود و زیاد طولانی نبود که خواننده اذیت بشه اما پایان تلخی داشت و آخر داستان خیلی اقرار آمیز بود مثلا یعنی دلناز برای رهایی از دست پسر عموش هیچ چارهای نداشت نمیتونست به پلیس اطلاع بده حتما باید خودکشی میکرد این نظر من بود و نظر نویسنده قابل احترامه واقعا خسته نباشید خانم صادقی موفق باشید
با سلام و احترام به نویسنده محترم، داستان خیلی خوب شروع شد بخصوص که دلنازم عاشق شاهین شده بود اما این که اخرش با خودکشی تمام شد و به هم نرسیدن در همین دنیا، خیلی اخرش خواننده رو غمگین میکنه در صورتی که اول و وسطهای داستان با عشق سوزان شاهین جذاب تر شده بود ولی در کل خوب بود خیلی ممنون از نویسنده محترم..
کتاب روند بدی نداشت اما بعضی قسمتها باور پذیر نبود و با واقعیت جامعه در تضاد بود... مثلا اینکه یک مرد پخته در یک نگاه عاشق دختر بچهای بشه و به همین راحتی حضانت بگیرن. تناقض در احساساتش که اگر قصدش ازدواج بود چرا بهش میگفتم دخترم...!! اینکه شاهین اصلا برای پدر و مادرش ارزشی قائل نبود!!! آخرشم که خیلی بد تموم شد...
نگارش بسیار زیبا.... قلم بسیار جذاب اما متاسفانه داستانی بی محتوا اصلا نه اموزنده نه سرگرم کنننده
خیلی ادمو جذب میکنه من خودم تو دوساعت کلشو خوندم اما چرا اینقدر غیر واقعی حیف این همه استعداد از به تصویر کشیدن داستان که اینجور تخیلیش کردین نویسنده محترم🙁
به هرحال برای تقویت قوه تخیلات بخش احساسیش عالیه👍❤
خیلی ادمو جذب میکنه من خودم تو دوساعت کلشو خوندم اما چرا اینقدر غیر واقعی حیف این همه استعداد از به تصویر کشیدن داستان که اینجور تخیلیش کردین نویسنده محترم🙁
به هرحال برای تقویت قوه تخیلات بخش احساسیش عالیه👍❤
چیزی که من از این داستان فهمیدم این بود که اون خانم ۴۰ ساله دلناز بوده که با پسر عموش ازدواج کرده و دلناز به یاد عشقش شاهین در حال یادآوری خاطراتش هست و عموی دلناز به دروغ به شاهین گفته که دلناز خودکشی کرده در هر صورت کاش واضح تر بیان میشد و یک فصل به آن اضافه میشد و خواننده را روشن میکرد.
کتاب قشنگی بود واقعا عشق انقد جاودانه و مقدسه که تو این دنیای ناعادلانه همچین عشق پاکی پایان خوش نداره شخصیت دلناز رو دوست داشتم ولی بنظرم دلناز نسبت به سنش یکم کودکانه تر بود من خودم 16 سالمه و حس میکنم شخصیت دلناز رو نسبت به سنش خیلی کودکانه نوشته بود ولی درکل کتاب قشنگی بود
گوگل که سرچ کنی این توضیحات رو میاره
کتاب حال دلم اثری نوشته روشنک صادقی از نویسندگان و شاعران معاصر ادبیات فارسی ایران است که در انتشارات بین المللی صفر تا صد به چاپ رسیده است. در این کتاب داستانی کوتاه با مضمون عشق و عاشقی را میخوانیم که با نگاهی جدید این موضوع را مورد بررسی قرار داده است
کتاب حال دلم اثری نوشته روشنک صادقی از نویسندگان و شاعران معاصر ادبیات فارسی ایران است که در انتشارات بین المللی صفر تا صد به چاپ رسیده است. در این کتاب داستانی کوتاه با مضمون عشق و عاشقی را میخوانیم که با نگاهی جدید این موضوع را مورد بررسی قرار داده است
سلام خدمت نویسنده محترم عالی و بی نظیر بود همه داستانها که خوب تمام نمیشود چون زندگی ادمهای زیادی هستن که اخرش تلخ تموم میشه چرا باید داستان هایمان همشون ب خوبی خوشی تموم بشه بنظرم ب جامعه واقعی نظر داشت کافی دورو بر خودتون نگاه کنید دلنازها میبینید که درگیر اینجور زندگی تلخ هستند
جملههای تکراری برای توصیف همه چی زیاد داشت، ولی داستان بد نبود که البته بد تموم شد. آخرش چی شد اصلا؟ دلناز زنده موند؟ پس اون برگهی پزشک قانونی که عموش نشون داده بود چی بود؟ اگه برگه جعلی بوده یعنی یه پسر 38 ساله انقد زود باور میکنه و تو صدم ثانیه خودکشی میکنه؟؟؟؟؟ اون زنی که اولش بود دلناز بود؟
از اول تا اخر رمان خوب بود و خواننده رو تشویق به خواندن میکرد ولی متاسفانه اخر داستان پایان مناسبی نداشت و نمیدانم نویسنده به چه دین و مذهبی معتقد هست ولی اعتقاد به تناسخ و اینکه روح در طی سالها چندین جسم مادی رو تجربه کنه واقعا بعید بود و اگر میدانستم چنین پایانی دارد قطعا نمیخواندم
