بعضی وقتها بعضی نویسندهها توی کتابهاشون چیزهایی رو مینویسند که تو عالم واقعیت یا خیلی به ندرت هستش یا اصلا اتفاق نمیافته. چرا باید دانشجوی فیزیک هستهای بره کارگری خونهی مردم؟؟. میتونه بره درس بده یا کی تا حالا شنیدیم یه پسر تو خیابون دختر سوار کته ببره خونه بگه آوردم از سگ من نگهداری کنی من سه روز نیستم و خیلی موارد مشابه کاش یه کم بیشتر وقت بذارند و خلاقیت به خرج بدهند
متاسفم برای وقتی که گذاشتم و خوندمش... آخرش به قدری افتضاح تموم شد که باورم نمیشد آخرشه... کاش بعضی نویسندهها ذرهای درک داشتن که با حس و حال خواننده چکار میکنن...