عمر العقاد در کتاب فرشته خون خواهی، داستانی تخیلی از آینده آمریکا و وضعیت بشری برایتان روایت میکند. این کتاب پرفروش و موفق علاوه بر پیشبینی حوادث احتمالی آینده، روایتی پیچیده از تغییر عواطف انسانی و ارزشها ارائه میدهد؛ ترکیب این درونمایه جدید و قدرت بینظیر روایتپردازی نویسنده، سبب توجه طیف گستردهای از مخاطبان و منتقدین شده است.
درباره کتاب فرشته خون خواهی:
50 سال آینده چگونه خواهد بود؟ تصور کنید تمامی ادوات جنگی و ویرانکنندهترین سلاحهای نظامی ایالات متحده در جنگ داخلی توسط نیروهای تجزیه طلب به کار گرفته شود و جنگی وسیع در این کشور سر بگیرد. عمر العقاد (Omar El Akkad) در نخستین اثرش، این تصور را به رشتۀ تحریر در آورده است. فرشته خون خواهی (American War) داستانی خیالی از جنگ داخلی آمریکا در چند دهه آینده را برایمان روایت میکند. بیماری طاعون، کشمکشهای سیاسی و جنگ، یک خانواده آمریکایی را اسیر خود میسازد. در سال 2070 میلادی با شروع جنگ داخلی دوم، موجی مرگبار از خشونت آمریکا را فرا میگیرد.
لوئیزینا دختر 6 سالهای است که با صحنههایی همچون به قتل رسیدن پدرش و آواره شدن خانوادهاش در کمپ و ... رشد کرده است. او هیچ شباهتی به کودکان امروزی ندارد؛ برای مثال به خوبی از غیرقانونی بودن خرید و فروش نفت آگاه است. لوئیزیانا که در این شرایط بزرگ میشود در جوانی دوستانی مییابد از جمله یک کارمند مرموز. او عمیقا تحت تأثیر آنها قرار میگیرد و خود به یک سلاح بسیار خطرناک بدل میشود! لوئیزیانا که اکنون یک ابزار جنگی کشنده است، تصمیماتی هولناک میگیرد که نه تنها برای دوستانش مخاطره آمیز، بلکه برای خانواده و کل کشورش نیز یک تهدید جدی محسوب میشود.
بخشی از افتخارات کتاب فرشته خون خواهی:
- دریافت جایزه کتاب اورگان در بخش داستانی سال 2018
- نامزد جایزه آرتور سی کلارک سال 2018
- نامزد جایزه یادبود جیمز تایت بلک در بخش داستانی سال 2018
- نامزد جایزه Sunburst در بخش داستانی بزرگسالان 2018
- نامزد مدال اندرو کارنگی در بخش داستان سال 2018
- نامزد جایزه اژدها برای بهترین رمان تخیلی سال2017
و...
با عمر العقاد بیشتر آشنا شویم:
نویسنده مصری تبار کتاب پرافتخار فرشته خون خواهی، عمر العقاد در سال 1982 در قاهره چشم به جهان گشود. او کودکی و نوجوانی را در دوحه قطر سپری کرد و در سن 16 سالگی برای ادامه تحصیلات راهی ایالت مونترال کانادا شد. وی توانست مدرک علوم کامپیوتر را از دانشگاه کینگستون آنتاریو دریافت کند. عمر حدود 10 سال به فعالیت در حوزه خبرنگاری پرداخت و در نشریه The Globe and Mail، موضوعاتی همچون، بهار عربی، جنگ در افغانستان و وضعیت دادگاههای نظامی در زندان گوانتانامو را پوشش میداد.
در بخشی از کتاب فرشته خون خواهی میخوانیم:
مارتینا چسنات بین خانه و زمین ذرت روی چمن ایستاده بود و لباسهای خیس را از بندی آویزان میکرد. یک سر بند لباس به قلابی روی میلۀ ایوان وصل بود و سر دیگرش به بقایای چتری ساحلی که پایهاش در آشغالها ثابت شده بود. این چتر ساحلی را هم مثل برزنتی که برای پوشاندن پنلها استفاده میشد، سالها قبل آب به ساحل آورده بود و از همان زمان از آن استفاده میکردند.
مارتینا هر لباسی را که پهن میکرد با گیرۀ لباس در جایش نگه میداشت. قطرههای آب از پاچۀ شلوارها و پایین پیراهنها میچکید؛ اینجا زیر بند لباس سبزهها کمی سبزتر شده بودند.
لباسها ساده و آزاد بودند؛ طیفهای مختلف از سفید تا بژ. تاروپود بسیاری از لباسها براثر استفادۀ زیاد، ازهمگسسته و طوری شفاف شده بود که میشد آنطرفشان را دید. در بعضی از بخشهای ماگ، که شورشیان بیشتر در آنجاها میچرخیدند، خانوادههایی بودند که لباسهای لی خود را بهرنگ قرمز درمیآوردند تا از دردسر در امان باشند؛ اما در ساحل خوابآلود لوئیزیانا هنوز چنین نگرانیهایی مطرح نبود.
هزار مایل دورتر، نزدیک خط ساحلی شرقی، لباسهای جدیدی وجود داشت که ماه به ماه کشتیهای امدادی که از امپراتوریهای دور میرسیدند، آنها را تخلیه میکردند: پیراهنهای آزاد زنانه، تیشرت، ستهای ورزشی و کلاه بیسبال ارزان که بسیاری از آنها لوگوی گلدن بولز یا الاهلی یا دیگر باشگاههای معروف ورزشی را داشتند؛ اما همیشه بهمحض رسیدن به بنادر جورجیا غارت میشدند و حداقل روی کاغذ برای فروش یا انتقال به هر کجا خارج از ایالات تجزیهطلب میسیسیپی، آلاباما و جورجیا، غیرقانونی بودند. البته این روند غیرقانونی معمولاً اتفاق میافتاد و لباسها به لوئیزیانا، آرکانزاس یا به غرب سمت ایالات تحتالحمایۀ مکزیک راه پیدا میکردند، اگرچه وقتی به آنجا میرسیدند، از چندین واسطه عبور میکردند و برای ساکنان بسیار گرانقیمت تمام میشدند.
ایالات تجزیهطلب از همان اولین روزهای جنگ داخلی با حمایتهای اقتصادی ابرقدرتهای خارجی نجات یافتند. زمانی سوخت فسیلی ارز ارزشمندی بود، آنقدر که پالایشگاههای بنادر لوئیزیانا و تگزاس را بهلحاظ اقتصادی سر پا نگه میداشت. اگرچه دیگر ثروت قرن گذشته را نداشتند. ولی همزمان که باقی مردم دنیا یاد گرفتند با تکیه بر انرژیهای خورشید و باد و شکافت اتم زندگی کنند، سوخت قدیمی کهنه و تقریباً بیارزش شد. با اینکه ایالات شورشی جنگ واقعی را بر تحریم ترجیح میدادند، پالایشگاهها بسته شدند و تمرینات نظامی ممنوع اعلام شد. اکنون با شکست جنوب در جنگ و ته کشیدن منابعش، مردمش بیشتر و بیشتر به کشتیهای عظیمی رو میآوردند که ماهانه از آن سر کرۀ زمین میآمدند؛ کشتیهایی که پر از غذا و لباس و دیگر نیازهای انسانی بودند.
بله


















