کتاب تحلیل فقهی کیفر قصاص به قلم وکیل پایه یک دادگستری، واهب لطفی، اثری غنی و ارزشمند است که به بررسی مفهوم قصاص و تحلیل آن از دیدگاه فقه اسلامی میپردازد. این اثر در عین خوشخوان بودن، یکی از بهترین منابع در زمینهی حقوق کیفری به حساب میآید.
درباره کتاب تحلیل فقهی کیفر قصاص:
ریشهی قصاص از ریشهی «قصَّ یقُصُّ» است و معنای آن پیگیری کردن اثر چیزیست. قص در فعل، به معنای سریع عمل کردن است و از آنجایی که در گذشته، چیزی تحت عنوان حکومت، زندان، حبس و مجازات سازمانیافتهشده به این شکلی که میشناسیم وجود نداشت، بنابراین بهترین شیوهی استحقاق حق مجازات کردن سریع بود. به عنوان مثال، اگر کسی پیش از ظهر مرتکب جرمی میشد، اگر او را تا غروب دستگیر میکردند، حکم قصاص همان موقع انجام میشد زیرا که محلی برای نگهداری متهم وجود نداشت.
امروزه شیوهی قصاص نیز، همانند باقی مسائل به گونهای تغییر یافته است و ما، به خصوص از دانستن نسبت آن با فقه اسلامی، بینیاز نیستیم. آشنایی با مسائل حقوقی نه فقط برای حقوقدانها، که برای همهی مردمان امری ضروریست. واهب لطفی که خود یکی از وکلای برجستهی پایه یک دادگستری است، تلاش کرده تا مهمترین اطلاعات را در این زمینه در اختیار علاقهمندان قرار دهد.
کتاب تحلیل فقهی کیفر قصاص مناسب چه کسانی است؟
اگر به مطالعهی کتابهای حقوقی و فقهی علاقهمند هستید، از این اثر غافل نشوید.
در بخشی از کتاب تحلیل فقهی کیفر قصاص میخوانیم:
هرگاه یکی از اعضای قبیله جرمی مرتکب میشد و به حقوق فردی از قبیله دیگر تجاوز میکرد و تمام اعضای قبیله متجاوز مسؤول شناخته شده, در معرض انتقام جویی قرار میگرفتند و بدین ترتیب جنگهای بی رحمانه و نزاعهای دسته جمعی بی پایان در این قبایل بروز میکرد و گسترده میشد. از آن جا که هیچ گاه فرد شخصیت متفاوتی از خانواده یا قوم و قبیله خویش نداشت و جزئی از کل محسوب میگردید، مسئولیت جمعی، اصلی پذیرفته شده بود. در این مورد «کارستن» میگوید: «برای درک این مطلب باید توجه کنیم که تصور شخصیت فردی و در نتیجه مسئولیت فردی, به ترتیبی که در میان مردم متمدن وجود دارد، در میان سرخ پوستان ابتدایی وجود نداشت.
اعضای یک خانواده کل واحدی را تشکیل میدادند، به ترتیبی که یکی از اعضای خانواده نماینده تمام خانواده بود و تمام خانواده نیز نمایندهی اعضای خود بودند. در هر واقعهای که یکی از اعضا مرتکب میشد بقیه افراد نیز بطور مساوی مسئول بودند» رد پای اندیشه مسئولیت جمعی را میتوان در کتب تاریخ، تاریخ حقوق، یا قوانین دوران قدیم نیز سراغ گرفت «آنتونی جن کین سن» که در قرن شانزدهم به ایران سفر کرده بود, می گوید: «در قدیم الایام مسئولیت کیفری از اعمال دیگران در ایران بیشتر متداول بود و کسانی که در نظر شاه مجرم بودند، همراه با فرزندانشان مسئول شناخته میشدند». اگر جراحی خسارت جسمانی فاحش به مریض وارد میآورد، دست او را قطع میکردند؛ یا اگر فرزند شخص بزرگی را هلاک میساخت، پسر همان جراح را باید به قتل میرساندند. در جای دیگر میخوانیم که اگر بنایی ساختمانی را میساخت که خراب میشد و دراثر ریزش آن کسی به قتل میرسید، قصاص بدین نحو انجام میگرفت و اگر صاحبخانه به قتل میرسید معمار باید کشته میشد و اگر فرزند صاحبخانه زیر آوار از بین میرفت، فرزند معمار مستحق مرگ بود.
بله

















