کتاب طبیعت و شهر در تعالیم و فرهنگ اسلامی نوشته محسن شاطریان، امیر اشنویی و محمود گنجی پور به بررسی الگوهایی برای شناخت شهر و طبیعت از منظر دین اسلام و آموزههای آن، با استناد بر منابع و مراجع معتبر خارجی و داخلی میپردازد.
درباره کتاب طبیعت و شهر در تعالیم و فرهنگ اسلامی:
به طور کلی هنوز مشخص نشده است که یک شهر اسلامی چه ویژگیهایی باید داشته باشد پس لازم است اندیشمندان و اسلامشناسان همچنان در این مورد به تحقیق و تفحص بپردازند. اصلیترین و کاملترین منبعی که میتواند مورد استفاده آنها قرار گیرد، قرآن کریم است که با وجود گذشت قرنها از نزولش، هم چنان بدیع و تازه است و هیچ کمبود و نقصی در آن مشاهده نشده است.
دین اسلام رشد و تعالی انسانها را میخواهد و با تعالیم و احکامی که دارد آنها را به سمت کمال هدایت میکند. از طرفی محیط و محل زندگی در رشد انسان تاثیر به سزایی دارد. پس چه بهتر که حکومتها تلاش کنند بستر رشد انسانها را از طریق آباد سازی و اسلامی کردن شهرها فراهم سازند.
کتاب طبیعت و شهر در تعالیم و فرهنگ اسلامی (Environment and the urbanity in islamic teachings) بر اساس سر فصلهای درسهای مقطع کارشناسی ارشد در رشتههای جغرافیا و برنامهریزی شهری در چهار فصل تنظیم شده است.
فصل اول به شناخت انسان، طبیعت و اسلام میپردازد و ویژگی آنها و روش برقراری ارتباط انسان با جهان خارج و نظریههای اسلام و دانشمندان مسلمان را بررسی میکند.
در فصل دوم نظر متفکران مسلمان درباره شهرهای اسلامی و موضوعات مربوط به آن از جمله شهرسازی و مدنیت اسلامی و نظر پیامبر و امامان درباره جنبههای مختلف آنها مطرح میشود. همچینین مشخص میشود که متفکران و اندیشمندان غربی و غیرمسلمان در این باره چه نظری دارند.
فصل سوم کتاب پدیدههای جغرافیایی مختلف، نابودی یا گسترش شهرها، تحولات رفتاری مردم و شهرنشینی بعد از پیروزی اسلام، بخشهای مختلف یک شهر اسلامی و تاثیر وقف و مهاجرت بر شهر را معرفی میکند.
در فصل چهارم آنچه مورد بررسی قرار میگیرد، مباحثی چون مدرن شدن، فقه اسلامی و شهری، ویژگیها و ماهیت یک شهر اسلامی، میزان اثرگذاری فرهنگ و تمدنهای غربی و غیر اسلامی بر فرهنگ اسلامی، مشکلات و چالشهایی که در برنامهریزی برای شهرها ممکن است ایجاد شود.
جایگاه طبیعت از منظر قرآن چیست؟
قرآن، طبیعت را تجلّی الهی میداند که هم میتواند خداوند را آشکار کند و هم میتواند او را محجوب سازد و این تقابل اهمیت فراوانی دارد. برای درک عمیق طبیعت باید با زبان آن آشنا بود. طبیعت همان قدر که میتواند انسان را به خدا برساند، میتواند مانع رسیدن آدمی به خدا شود. شاید تأکید قرآن بر وجود طبیعت در بهشت و جهنم اشاره به همین امر باشد. در زبان قرآنی هم در بهشت و هم در جهنم درختهایی وجود دارد. اما طبیعت بهشتی با منشاء رحمانی توصیفات وسیعی در قرآن دارد اما درخت جهنمی که ریشه و ثمره شیطانی دارد و در میان جهنم میروید، هرگز آن توصیف وسیع و تجلیّات گوناگون را ندارد. یکی از درسهای مهم طبیعت، مسلمانیِ آن است، طبیعت به معنای حقیقی کلمه، مسلمان است، چرا که یک قانون و سنت الهی در طول تاریخ بر آن حاکم بوده و طبیعت نیز همیشه تسلیم آن بوده است. در متون اسلامی، مرز قاطعی بین انسان، طبیعت و ماوراء طبیعت وجود ندارد.
کتاب طبیعت و شهر در تعالیم و فرهنگ اسلامی مناسب چه کسانی است؟
این کتاب برای استادان، محققان و دانشجویان رشتههای جغرافیا، عمران، معماری، برنامهریزی شهری، شهرسازی، مدیریت شهری، معماری اسلامی، علوم اجتماعی، ادیان و عرفان، فقه و حقوق اسلامی و کسانی که در مراکز مطالعات و برنامریزیهای شهری و منطقهای فعالیت میکنند، مناسب و کاربردی است.
در بخشی از کتاب طبیعت و شهر در تعالیم و فرهنگ اسلامی میخوانیم:
بسیاری از ویژگیهای شهر در دوره اسلامی مانند ساخت، بافت، سیما، نقش و... بازتابی از بینش اسلامی به شمار میآید. مهمترین تکیه گاههای بینش اسلامی، اعتقاد به اصل توحید و پرستش اللّه به عنوان خدای یگانه است که بایستی به نحوی روشن و مشخص در شهر اسلامی تجلّی داشته باشد، از این رو مسجد، تجلی گاه نظام توحیدی اسلامی به عنوان قلب و کانون شهر، از آغازین روزهای نشأت اسلامی ممتاز شد. هر جا پیامبر اسلام (ص) پا مینهاد، نخست به بنای مسجدی میپرداخت. مسجد مدینه در زمان حضرتش به منزله قلب تپنده شهر، پایگاه اصلی دعوت اسلام و حکومت جهانی اسلام به شمار میآمد.
پس از رسول خدا این سنت به جای ماند. در همه شهرهایی که توسط مسلمانان بنا میشد، از جمله شهرهای اردوگاهی بصره و کوفه (17هجری) ساختمان مسجد از مهمترین بناهای اولیه است و در پی این روال در چهره جغرافیایی شهرهایی که زیر پرچم اسلام در میآمد، نخستین تغییر اختصاص بنایی به مسجد بود. همین اعتقاد سلیم، به داشتن یک بنای مشخص به عنوان عبادتگاه و کانون عمده فعالیتهای شهری، اثری ژرف در طرح و نقشه شهرها، چه آنها که در دوره اسلامی بنا شده است و چه آنها که یادگار سالها و سدههای پیشین بوده، گذارده است. از این رو محلات، بخشها و اجزای شهرهای دوره اسلامی در بافتی یگانه با مسجد جامع، پیوند تنگاتنگی برقرار میسازد. حتی زمانی که شهر اسلامی توسعه مییابد به ضرورت پارهای از نقشهای چندگانه مسجد، مانند آموزش، قضا، سیاست و حکومت به خارج از مسجد دامن میگستراند. باز هم در جایگزینی فضایی و تعیین مقر این نهادها، سهولت ارتباط با مسجد، همواره از اولویت کامل برخوردار بوده است.
افق باز بینش اسلامی در پرتو روحیه تسامح که مجال همزیستی و هماهنگی زندگی شهری را برای مسلمانان و پیروان دیگر ادیان و اقوام و تیرههای گوناگون فراهم میآورد، در آغاز در رشد و شکوفایی شهرها به حدی مؤثر افتاد که حتی پارهای از آنها تجلی گاه تمدن اسلامی گشتند.
بله
















