ترجمه خوب و روانی داشت و جزییات رو زیبا توصیف کرده بود و در کل مترجم کاربلد بود؛ چند جا خیلی کم به صورت آمیانه و گفتاری نوشته شده بود. محتوای داستان برای من که یک جنایی خون حرفه ای هستم و خودم هم کتاب های جنایی می نویسم، مورد قبول نبود. مخاطب نمی تونست اون حس همزادپنداری رو با شخصیت اصلی به خصوص کورد داشته باشه. محتوای کتاب به شدت با واقعیت فاصله داشت و ایرادات زیادی بهش وارد بود. برای مثال، پلیس خیلی راحت از گم شدن فمی و بقیه دوست پسراش گذشته بود، بازجویی ها به شدت سطحی و غیرحرفه ای بود. به نحوی پلیس تمام حرف های دروغ آیولا و کورد رو باور کرد! ضعف بعدی داستان ، باز نشدن گره های ذهنی مخاطب بود. من خودم از اول تا آخر منتظر بودم داستان واقعی بین فمی و آیولا و مشکل روانیش رو متوجه بشم! حتی صحبت هایی که راجع به درگیری بعدیش زد هم برای من قابل باور نبود و به نظرم چیزهایی رو پنهان کرد. نویسنده شخصیت پردازی و توصیفات حرفه ای داشته.
کتاب خیلی جالبی بود. فصل هاش کوتاه بود و زود زود پیش میرفت. خیلی خوب احساسات خواهرانه رو توضیح داده بود. فقط من نفهمیدم اینها چطوری باباشون رو کشته بودن. کسی فهمید؟ خیلی دلم برای فمی بدبخت سوخت 😭😐 تازه آیولا هم خیلی روی اعصابم بود. همه ش دوست داشتم بمیره😂😂 در کل خیلی خوب و دلچسب بود. ترجمه عالی بود. روندش عالی بود. البته شاید طرفدارای جنایی زیاد خوششون نیاد چون بیشتر درام بود تا جنایی
داستان برای من جالب نبود نتونستم درک و همزاد پنداری با شخصیت کورد داشته باشم نقاط گنگی برام داشت ک حل نشده باقی موندن ولی از نقاط قوت داستان میتونم به فصلهای کوتاه ش اشاره کنم که خسته کننده نبودن این ویژگی کتاب رو دوست داشتم و در کل کتاب ترجمه خوبی داشت.
کتاب را دوست داشتم. در ژانر جنایی فضایی متفاوت داشت، اینکه کتاب در یک کشور افریقایی اتفاق میافتد جالب است. همین به شما کمک میکند از دریچهای کوچک وارد زندگی در کشوری دور دست شوید.
زیبا بود اما با واقعیت فرسنگها فاصله داشت. در اغلب داستانهای مک فارن به نوعی انگار به شعور مخاطب توهین میشه چطور ممکنه پلیس اینقدر سرسری از پروندههای متعدد قتل بگذره؟!
والا از لحاظ تمیز کردن وسایل چند مورد جالب داشت یه نظرم و داستانش متفاوت بود ولی معلوم نشد چرا ایولا قبلیا رو کشته فقط میگف همشون مردن و دلیل دیگهای نداشت؟ 🌹🍫