کتاب کیفیت حسابرسی و اجتناب از پرداخت مالیات در بورس تهران نوشتهی امیرحسین نادری نسب و امین نیکپور، به صورت جامع موضوعاتی مانند رابطه مستمر کارمندان و مشتریان، تأثیر مشارکت مشتری بر کارکنان، انواع مالیات بر درآمد، تقاضا برای کیفیت حسابرسی، مشکلات اندازهگیری اجتناب مالیاتی در ایران و ... را مورد بررسی قرار میدهد.
حسابرسی به معنای مورد بررسی قرار دادن مدارک حسابداری و سایر شواهد زیر بنای صورتهای مالی است. حسابرسان با استفاده از سیستمهای کنترل داخلی، بازرسی مدارک و بررسی و مشاهده داراییها، مستندات لازم را برای تعیین اینکه صورتهای مالی، تصویری مطلوب و کامل از وضعیت مالی شرکت و عملکردهای آن در طول دورهی رسیدگی ارائه میکند یا خیر، جمعآوری میکنند.
تحقیقات نشان میدهد که میزان اجتناب مالیاتی، 20 تا 25 درصد از تولید ناخالص ملی کشور است که معادل 12 تا 20 میلیارد دلار در هر سال خواهد شد. هم اکنون در کشور ایران اجتنابهای مالیاتی بسیار وسیع و گسترده انجام میگیرد و به دلیل جلوگیری از اجتناب مالیاتی و اقتصاد زیرزمینی، تداوم پیادهسازی نظام کامل مالیاتی در کشور الزامی است.
در بیشتر کشورها قسمت عظیمی از منبع درآمد دولت از طریق مالیات فراهم میشود. میزان مالیات هم در میان کشورها متفات است و به سطح توسعه و ساختار اقتصادی آن بستگی دارد. در این میان مالیات ندادن و یا فرار از آن منجر شده که درآمدهای مالیاتی کشورها از آنچه برآورد شده کمتر شود. به همین دلیل تمامی کشورها سعی دارند یا میزان مالیات را کاهش دهند و یا با استفاده از اصلاح نظام مالیاتی به دنبال راهحل باشند.
در بخشی از کتاب کیفیت حسابرسی و اجتناب از پرداخت مالیات در بورس تهران (Audit Quality And Tax Avoidance In Tehran Stock Market) میخوانیم:
در زمینه کیفیت نظریات متعددی ارائه شده است. در طی سالیان اخیر تعداد زیادی از سازمانهای بخش عمومی در صدد برآمدند تا اصول مدیریت کیفیت که مبتنی بر دیدگاههای مشخص"مشتریگرا" و به قصد مورد پذیرش قرار گرفتن از سوی مشتری میباشد به کار بندد. از لحاظ تاریخی، تمام سازمانهای عمومی (دولتی) با مقامات حکومتی و تصمیمات قانونی دولتی مرتبط بوده و هستند. از دیدگاه مدیریت دیوان سالارانه وبری انیسم، بنگاههای عمومی طبق سنت به سیاستمداران به عنوان مشتریان نهایی سازمان مینگرند (باهیا و ناتل، 2019)
در یک نظریه اعتقاد بر این است که به طور سنتی عملکردهای اصلی سازمانهای دولتی بر پایه"جلب رضایت سیاستمداران"و برآورده کردن اهداف حکومت استوار است در حقیقت بر طبق این نظریه رضایت اربابان سیاسی در اصل رضایت شهروندان و مردم تلقی میشود. اما در حقیقت این توهمی بیش نیست. سازمانهای عمومی نمیتوانند به حرف راضی کردن سیاستمداران، از رضایت شهروندان به عنوان مشتری اطمینان حاصل نمایند (ژیلت و کوپر، 2012)
بله

















