کتاب عالی بود، من چند وقتیه با پیشنهاد مشاورم کتاب های با موضوع فلسفی و روانشناسی و خودشناسی میخونم، این کتاب جز، بهترین کتاب ها بود، اکثرا نویسندگان خودشون با درد و رنج های مختلفی دست و پنجه نرم میکننن تا به حد شکوفایی میرسن و راه و روش خودشون رو پیدا میکنند من هم با خوندن این کتاب خیلی مسائل برام روشن شد، عشق اون چیزی نیست که ما بهش میگم دوست داشتن، ما معنی دوتا واژه رو یکی میکنیم و این بر خلاف اون هست عشق یعنی احترام، درک متقابل، تلاش کردن، گریه کردن، غصه خوردن و نا امید شدن و هر چیزی که در زندگی برای زندگی کردن لازمه، همه انسان ها ویژگی ها و احساسات متفاوت با شدت های متفاوتی تجربه میکنن، این به اون معنی نیست که ما ایراد و عیبی داریم، زندگی هر لحظه مسیر های مختلفی به ما نشون میده و ما هر لحظه در حال انتخاب هستیم، و زندگی میکنیم اونچیزی رو که انتخاب کردیم، پس اگر قرار هست ما زندگی کنیم انتخاب های خودمون رو پس چه، بهتر که بدونیم نباید به خودمون و احساساتمون خیانت کنیم، هرگز برای فرار از تنهایی و ترس های زندگی به روح و روان و احساسات خودتون خیانت نکنید، اول کسی که باید عاشقش باشید خودتون هستید، اولین کسی که باید بهش احترام بذارید خودتون هستید، وقتی خودتون رو دوست، بدارید عاشق خودتون باشید عاشق همه چیز خودتون و به خودتون احترام بذارید اونوقت یه جنگجوی واقعیی هستید
باسلام جنگوی عشق به من آموخت که با تغییر خودم میتونم زندگی قشنگتری داشته باشم از چیزی نترسم از دست دادن نترسم چه بسا که قانون جهان این است که اگه چیزی رو که بهش ایمان داری از دست بدی و بهترش نصیبت میشه دقیقا همون میشه چه در مورد کار زندگی زناشویی عشق بچه شغل سرمایه گذاری ثروت سلامتی هر چیزی که فکرشو کنید پس شجاع باشید و بجنگید و به جلو پیش برید.
خیلی کتاب قشنگ و آموزنده ای بود، اولش که میخونی فکر میکنی جالب نیست ولی رفته رفته خیلی قشنگ میشه و واقعا درس زندگی میده برای اینکه خودت باشی و به خودت برسی و چجوری خودتو بشناسی خیلی کمکت میکنه و بهت یاد میده که از خود واقعیت بودن نترسی و نقش بازی نکنی. یاد میده خودتو همینجوری که هستی دوست داشته باشی
تکه از کتاب: (من خودم را پیدا کردهام و حالا میخواهم با همهی توان مثل
چشمهایم از آن مراقبت کنم. حداقل با همان توانی که از آدمهای دیگر زندگیام مراقبت کردم. خودم را تنها نمیگذارم. از خودم غافل نمیشوم. باز خودم را گم نمیکنم.)
(حقیقت این است که هر جایی که بروی، خودت هم همانجا هستی...)
این کتاب از نظر من عالیه و من بهتون پیشنهاد میکنم که حتما بخونیدش چون واقعا ارزش خوندن داره
من این قسمتش که میگه میخوام از خودم مراقبت کنم حداقل به اندازهای که از دیگران مراقبت کردم من تازه خودمو پیدا کردم و دیگه دوست ندارم گمش کنم
رو بیشتر از هر متنی که خوندم دوست داشتم
داستان کتاب در بستر فرهنگی متفاوتی از فرهنگ عامه ما جریان دارد، با این وجود افکار نویسنده که در مسیر داستان مطرح میشود منطبق با عواطف انسانی است که در افکار همه جدا از ملیت و فرهنگ وجود دارد.
کتاب همزمان که داستانی را دنبال میکند بحث روانکاوانه نویسنده با خودش را بیان می دارد که آموزنده است.
کتاب قشنگی بود. با احترام به مردان سرزمینم، باید بگم گلنن شانس آورد که شوهرش جهان سومی نبود، چون اکثر مردان ما هم اینقدر صبر نمیکنند هم همه چیز بلدند و حاضر نیستند روی خودشون کار کنند. البته میگم اکثر نه همه. ولی در کل کتابی بود که یک سوم آخرش رو باید دوبار خوند.
بینظیربود یک کتاب فلسفی داستانی فوقالعاده ویک نویسنده واقعا شجاع که درون یک زن و خیلی خوب بازگو کرده بود خوب تو این داستان نویسنده یک مقدار مشکلات شخصی هم داشت که خوب بیان کرده بود وخیلی آموزنده بود هم برای اقایان وخانومها ولی برای خانومها بیشتر من که که خیلی لذت بردم
این کتاب رو قبلا از کتابخونه امانت گرفتم و خوندم. به تمام زنان پیشنهاد میکنم بخونند. بر اساس واقعیته. و نتیجه ای که گرفته هم واقعی تر از کتاب های روانشناسیه. برای اینکه کانون خانواده گرم بمونه باید تلاش کرد.
کتاب کلیشه ایی نیست، نمیخواد مدام نصیحت کنه، نمیخواد راه و روش خاصی رو برای زندگی کردن یاد بده تا یک شبه موفق شیم داستانش کاملا قابل لمس و درکه و مفیده و در کل زیبا بود، ارزش وقت گذاشتن داره