کتاب چشم ادراک نوشته علیرضا باقری، مجموعهای از اشعار عاشقانه و اجتماعی است که با زبانی روان و بیانی دلنشین سروده شدهاند.
شاعر هدف خود از سرودن این مجموعه شعر را انتقال آگاهی و کمک به درک هر چه بهتر مفاهیم عمیق انسانی بیان کرده است.
در بخشی از کتاب چشم ادراک میخوانیم:
عشق بیتوقع چون رودی جاری
در شوق رسیدن به دریای آبی
عشق طراوت باران و زیبایی
عشق آب حیات و نامیرایی
عشق دیوانگی و رهایی
عشق قلبی پاک و خدایی
عشق بوسه شبنم بر نیلوفر آبی
که هر صبح، بر گونههایش جاری
عشق بیتوقع میبخشد آزادی
عشق رهایت میکند ز خودخواهی
در عاشقی میشوی هیچ و ناپیدا
در عاشقی میشوی گُم گشته و شیدا
عاشق میکشد دست از منیتها
عاشق اوج میگیرد به دوردستها
پیوستن قطره به دریای عشق کافیست
آنگاه عاشق و معشوق و عشق یکیست
بله






















قصد بی احترامی ندارم ولی من ده تا از شعرا رو خوندم بنظر من خیییییییلی جای کار داره اصلا شعر وزن نداره، انگاری بچه نوشته باشه، چون بر خلاف نظر یکی از دوستان هیچ پندی هم ندیدم و اونقدر ضعیف بود که رغبت نکردم بیشتر بخونم، نمیدونم ولی بنظر من اصلا خوب نبود. امیدوارم شاعر تلاششو بیشتر کنه و موفق باشه.