کتاب کوله بار عشق دربردارندهی مجموعهای از اشعار عاشقانه، کلاسیک و طنز است که به قلم محمد شمسی به رشتهی تحریر درآمده.
در بخشی از کتاب کوله بار عشق میخوانیم:
وقتی که از پیش دلم رفتی
با چشم لبریز از غم رفتی
حالا که رفتی تازه فهمیدم
تاچند قدم از من کم رفتی
من عشق بازی را نمیدانم
عشق را کمی مبهم رفتی
صدزخم زدی دریغ از لبخند
شکستی قلبم بی مرهم رفتی
باران مهربانی از دلم بارید
من باریدم و تو نم نم رفتی
به پایت عمری عاشقی کردم
بی گناهم با من متهم رفتی
هرگز نبینم ترا آن وقتی
ز پیشم با قامت خم رفتی
تو رفتی و این دل وا مونده
رسواتر از رسوای عالم رفتی
هرچندرفتی و من تنها ماندم
دلم شکستی و با ستم رفتی
خوشبخت باشی، دعا کردم
بیانصاف چرا مصمم رفتی
بله

















