کتاب پنجرههای بیقرار: مجموعه اشعار سپید دربردارندهی سرودههای عاشقانهای از سمانه اسحاقی است که پیچیدگیهای دنیا و احوال و احساسات انسانها را به تصویر میکشد.
هنر زمانی به عشق و خلوص میرسد که هنرمند فارغ از دغدغهی محدودیتهای اجباری بر اثرش، دست به آفرینش بزند. یکی از مهمترین این دغدغهها که برای هنرمندان اولویت بیشتری دارد، به ویژه برای شاعران، چرا که نوع هنرشان بین قلب و روح شاعر و سایر انسانها ارتباط مؤثری برقرار میکند، «مورد قضاوت قرار گرفتن حالات و واقعیتهای دنیای شخصی شاعر از روی مفهوم ظاهری شعر است.
حال آنکه پیچیدگی دنیا و احوال و احساسات یک شاعر بسیار فراتر از تصور مخاطب عام است و گاه در پسِ آفرینش یک شعر دلگیر و طوفانی، مفهومی بسیار متفاوت با برداشت عام از مفهوم ظاهری آن شعر است.
از دیدگاه سمانه اسحاقی، نویسنده کتاب، تقریباً هیچ هنرمندی نمیتواند از قضاوت اشتباه اطرافیان از روی آثارش، در خصوص مسائل زندگی شخصی خود، در درازمدت چشمپوشی کرده و روحیهی شکننده و حساس خود را از آسیب در مقابل این قضاوتهای نادرست مصون نگه دارد.
در بخشی از کتاب پنجرههای بیقرار: مجموعه اشعار سپید میخوانیم:
بیقرارم
و دوباره مهر اخراج زدهاند بر دلم
پنجرهها و فانوسها
کم آوردهام خودم را
در سطرهایی که
قرار بود به امضای تو برسند
گم شدهام در باد
حتی حالا که خاطراتم را به تو میرساند
هر قدمی که برداشته میشود
یک قدم از خودم دورتر میشوم
هر دلی که شاد میشود
تکهای از قلب من
میان لبخند تابلوها
جا میماند
من حسرت زمینم
داغتر از آتشفشانی که محبوس زمین است
وقتی که دیگر
فرصتی برای پرواز نیست
بله












