این جلد به نسبت جلد اول بهتره حداقل من تونستم تمومش کنم!!!
موضوع این جلد از کتاب راز یکجنایت در رابطه با مرگهای به ظاهر عادی اما مشکوک دو دانشجوست و قهرمان کتاب یعنی امید که به قول سرگرد قصه سرباز مشاوره متوجه مشکوک بودن مرگها میشه و پی به حقیقتی میبره و میتونه جون افراد دیگهای رو نجات بده.
داستان همچنان مشکلاتی داره مثلا اینکه صحنه دستگیری قاتل خیلی کلیشهای و فیلمیه یا اینکه نویسنده سعی میکنه سرنخی از اصل داستان به مخاطب نده و ناگهان به سبک هرکول پوآرو با واقعیت ماجرا روبروش کنه. حتی با وجود اینکه داستان از زبان اول شخص روایت میشه. تو بعضی قسمتها جوری صحنه از زبان راوی توضیح داده میشه به نظر میرسه فیلمنامه است. و یا اینقدر برخی صحنهها با جزئیات اضافی توضیح داده شده که به نظر میرسه در واقع نویسنده هیچ ارزشی برای قوه تخیل خواننده قائل نیست.
اما نکته مثبت نسبت به جلد قبل انسجام بهتری داشت پرگوییها و توضیح جزئیات به مزاتب کمتر شده و داستان سرراست تری داشت.
خطر اسپویل:
در آخر نکته منفی دیگه داستان مجهول بودن فلزات و نام بردن از اونها با عنوان فلزات خطرناک یا مسمویت با فلزات.. که این نشون دهنده سطح معلومات و تحقیقات پایین نویسنده است.
کتاب خوبی بود اما دیدگاه منفی امید به همه آدم ها (جنایتکار) برام جای سوال داشت یا مثلاً اون دستفروش که حاضر به فروش انگشترش نشد و در جا امید بهش شک کرد. کلا همه قضایا را از دید شکاکی بررسی میکرد. اما ا مورد دیگر که برام جای سوال داشت چطور سازنده اون زیور آلات با اینکه با اون فلزات در تماس بوده چیزیش نشده یا چطور مصطفی اون فلزات را تهیه می کرده در ابهام ماند و دلیل مصطفی برای انجام این کشتار اصلا قانع کننده نبود در ثانی پلیس اینقدر در کار خودش ضعیفه که امید این مطالب رو کشف کرده اینم جالب بود. به نظرم امید باید رشته کارآگاهی میخوند که اینقدر به این کار علاقه داشت
به نظرم نسبت به جلد اول، متن روان تر و منسجم تری داره.
پیگیریها و جسارت امید و هوشمندی و توجهش به جزییات رو دوست دارم.
اینکه شخصیت تک بعدی نداره و با وجود اینکه عاشق حل پروندههای جنایی هست اما اولویت زندگیش نیست.
علی رغم اینکه نویسندهی محترم به موضوع جالبی پرداختن اما متاسفانه حاشیه پردازی و کاربرد جملات غیر ضروری (مثل گزارش مکرر هواشناسی، احوال پرسیهای دوستان در دانشگاه و...) از جذابیت داستان کم میکنه.
و این میشه که مثل جلد اول همه چیز یکهویی و در آخرین فصل؛ خیلی عجولانه، نتیجه گیری و حل و فصل میشه.
درود به خوانندگان محترم. بنده علاقه زیادی به دنبال کردن داستان و اتفاقات جنایی داشتم و تنها نویسندهای که تصور میکردم این چنین داستانها رو خیلی روان به رشتهی تحریر در بیاره، یک کارآگاه معروف بود که شغلشون محقق جنایی بود. خوشحالم که با مطالعه این مجموعه با داستانهای جنایی جناب امید اشکانی آشنا شدم. ضمن معرفی این مجموعه به خوانندگان محترم قصههای جنایی برای این نویسندهی تازه نفس آرزوی تداوم و قدرت روز افزون قلمشان رادارم.
باسلام بنظرمیرسدداستانش نسبت به جلد اول پیشرفت اساسی کرده بود ونویسنده سرنخها رابه ما داد ومغزما راهم به کار گرفت و امید نقش اول داستان باتوجه به سرنخها به اصل موضوع پی برد ومعماراحل کرد داستان آموزنده هست برای دانشجوها و جوانان وخطراتی که آنهاراتهدید میکند بشدت، این کتاب را توصیه میکنم بخونن وهم لذت ببرن وهم درس عبرت بگیرن از نویسنده تشکر میکنم که، نظرات رامیخونن واصلاح میکنن باتشکرازکتابراه
موضوع این جلد از کتاب راز یکجنایت در رابطه با مرگهای به ظاهر عادی اما مشکوک دو دانشجوست و قهرمان کتاب یعنی امید که به قول سرگرد قصه سرباز مشاوره متوجه مشکوک بودن مرگها میشه و پی به حقیقتی میبره و میتونه جون افراد دیگهای رو نجات بده.
داستان همچنان مشکلاتی داره مثلا اینکه صحنه دستگیری قاتل خیلی کلیشهای و فیلمیه یا اینکه نویسنده سعی میکنه سرنخی از اصل داستان به مخاطب نده و ناگهان به سبک هرکول پوآرو با واقعیت ماجرا روبروش کنه. حتی با وجود اینکه داستان از زبان اول شخص روایت میشه. تو بعضی قسمتها جوری صحنه از زبان راوی توضیح داده میشه به نظر میرسه فیلمنامه است. و یا اینقدر برخی صحنهها با جزئیات اضافی توضیح داده شده که به نظر میرسه در واقع نویسنده هیچ ارزشی برای قوه تخیل خواننده قائل نیست.
اما نکته مثبت نسبت به جلد قبل انسجام بهتری داشت پرگوییها و توضیح جزئیات به مزاتب کمتر شده و داستان سرراست تری داشت.
خطر اسپویل:
در آخر نکته منفی دیگه داستان مجهول بودن فلزات و نام بردن از اونها با عنوان فلزات خطرناک یا مسمویت با فلزات.. که این نشون دهنده سطح معلومات و تحقیقات پایین نویسنده است.