

برای شنیدن کتاب رابو گل همیشه بهار و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب رابو گل همیشه بهار
کتاب رابو گل همیشه بهار نوشتهی روجا حقیقت جو به ماجرای عاشقانهی رابو و حمیدرضا میپردازد که دانشگاه با هم آشنا میشوند و تصمیم میگیرند با هم ازدواج کنند. پدر رابو بین این دو عاشق جدایی میاندازد اما این جدایی چیزی از عشق آنها کم نمیکند.
شخصیت اصلی رمان رابو گل همیشه بهار دختری نوجوان است که با دوست صمیمی خود در دانشگاه قبول میشود. در آنجا پسری به نام حمیدرضا سر راه او قرار میگیرد. این دو جوان تصمیم به ازدواج میگیرند، اما پدر رابو رضایت نمیدهد. حمیدرضا ایران را ترک میکند و رابو نیز به ادامهی تحصیل مشغول میشود تا اینکه بار دیگر سرنوشت آنها را در مسیر زندگی یکدیگر قرار میدهد.
ماجرای عاشقانهی رابو و حمیدرضا تنها داستانی نیست که آن را مطالعه میکنید چرا که روجا حقیقت جو در خلال این رمان، شما را با شخصیتهای بسیاری آشنا میکند که هر کدام ماجرای خود را دارند و به زیبایی رمان رابو گل همیشه بهار اضافه میکنند.
در بخشی از کتاب رابو گل همیشه بهار میخوانیم:
مامان زود برگشت، ناهار را خوردیم و کمی استراحت کردیم. عصر شانار و مادرش و شیدا آمدند. واقعاَ دلم برایشان تنگ شده بود، روز خیلی شادی را باهم گذراندیم.
مادر آنها را برای شام نگه داشت. من سوغاتی شانار و شیدا را دادم مادر هم برای شانار و شیدا و خانوم سلطانی کمی سوغاتی آورده بود. بسیار تشکر کردند و رفتند. باید خودمان را برای مدرسه آماده میکردیم. این دو روز خیلی زود گذشت و صبح روز مدرسه رفتم دنبال شانار. او دم در ایستاده بود. با خوشحالی وارد دبیرستان شدیم. من و شانار هردو در رشتهی علوم تجربی مشغول درس خواندن شدیم. سالهای دبیرستان به سرعت باد گذشت و ما به جز مدرسه و کتابخانه و خانه هیچ جای دیگری نمیرفتیم.
فقط گاهی با مادر و مامانی و مادر شانار دستهجمعی به پارک و سینما میرفتیم سال چهارم که خودمان را از هر برنامه تفریحی و حتی دیدن اقوام محروم کردیم، تصمیم قطعیام را گرفته بودم، بابد در رشتهی پزشکی قبول میشدم. شانار هم همین تصمیم را داشت، تمام تلاشمان را کردیم، روز کنکور فرا رسید، پدر و مادر و مادر شانار ما را همراهی میکردند تا آخرین لحظه سر جلسه بودیم، از جلسه که آمدیم بیرون مادر و مادر شانار ایستاده بودند و پدر رفته بود سرکارش.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب رابو گل همیشه بهار |
| نویسنده | روجا حقیقت جو |
| ناشر چاپی | نشر هنر پارینه |
| سال انتشار | ۱۳۹۸ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 315 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-5981-84-1 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۳۷۸۰۰ ۱۸,۹۰۰ تومان ۵۰% |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان عاشقانه ایرانی |
بله















