کتاب گونههای خیس کتاب واقعا زیبایی بود. اعظم در تمام زندگیش سختیهای زیادی رو تحمل کرد و در سالهای بازنشستگی عمرش مزد سالهای سخت زندگیش رو به صورت تنهایی گرفت. اعظم اگر با سهراب ازدواج میکرد زندگیش ازین رو به اون رو میشد ولی متاسفانه به خاطر دخالتها و خودخواهیهای دیگران اعظم روز خوش در زندگیش ندید. کاملا معلوم بود که کتاب بر اساس یک داستان کاملا واقعی نوشته شده بود ولی بعضی از جاهای داستان هم ایراداتی داشت متاسفانه.. برای مثال اعظم در مورد حسی که به مادرش داشت هر بار یه توضیحی میداد یه جا خوشحال بود که مادرش دیگه نیست و زیاد براش مهم نبود و یه جا هم میگفت که کمبود محبت و جای خالی مادرم رو حس میکنم و در کل شخصیت مادر اعظم زیاد برای خواننده مشخص نبود.
سلام خوبید ممنونم از لطفتون که این کتاب خوب رو در اختیارمون گذاشین وما خواندیم ولذت بردیم نکات خوب وارزنده درش بود که فقط باریک بینان میتونن بفهمنش وازش استفاده کنن در زندگیشون وبهره بجوین وهمینطور که روان شیوا وزیبا همهی مطالب رو جای دادین وخواننده توانسته از حس محبت و عشق ودلسوزی وعاطفهی خاصی که بین این دو نفر بر قرار بود مطمئن شوند وحقیقت را بفهمند بازهم از این نوع رمانها بزارید در کتابراه وباعث شوریدگی وعشق خواننده شوید خیلی شیرین وروان توضیح یک مبعث عالی وخارق العاده واقعی بیان یک حقیقت وبیان یک شور وهیجان
کتاب بدی نبود.. خیلی مطالب سریع گفته شده بود انگار که نوار را روی دور تند زده باشند... خیلی تند و خسته کننده بود همش غم بود و تنهایی از عشق هم خیلی کم گفته شده بود زیاد لذت بخش نبود...
ممنون. نویسنده دل بستنها وتلاش و کوشش برای بهتر شدن وضع زندگی را خوب شرح داده بود. نقش انسانهای شریفی که به کمکش شتافته بودند هم پر رنگ بود. الهی تن درست باشند