قطعاً خوانشِ این کتاب قرار نیست ساعاتی مفرح را برای خواننده رقم بزند. داستان در کشور رومانی، زمانی اندک پس از جنگ، که قرار نیست نمایشی گل درشت و زننده از دیکتاتوری باشد، بلکه اتفاقات و تاثیرات ریز ولی کشنده و نابودگرِ زندگی در آن خفقان را به تصویر میکشد. زندگی شخصیت اصلی با سه دوست زمان دانشجوییاش و لحظه لحظه خرد شدن استخوانهای آزادی زیر پای خفقان و ظلم. ظلمی غیر قابل فهم برای آدمهایی عادی و ساده که جاهایی بیشتر شبیه تفریح برای شکنجهگر است تا سیاست. اگر به داستان زندگی مردمان اروپای شرقی در دورهی پس از جنگ دوم جهانی علاقه دارید، حتماً کتاب رو بخونید. کتاب مانند درخت توسی است که دستگیرهای دارد و شما را به درون خود میکشد.
ابتدا فکر کردم من متوجه نمیشم
بعد پیش خودم گفتم شاید بد ترجمه شده
نمیدونم شاید نویسنده اصلی بد کار کرده باشه یا با درست نوشتن یا رعایت بعضی اصول رو بلد نبوده
از همان ابتدای داستان گیج میشوید
قلم ساده اس اماای کاش ابتدای داستان شخصیت هاشو توصیف میکرد تا در ذهن بدونم مثال: آرایشگر چندسالشه چه چهرهای داره نه اینکه در آخرای داستان تازه روشن کنه
در صفحه ۱۰۰ به بعد متوجه شدم که راوی اصلی دختره!!
چون از ابتدا روشن نکرده بود داستان از زبان چه شخصی گفته میشه.
خلاصه
خدارو شکر تموم شد
اگر نخواندید پیشنهاد میکنم بهش توجهی نکید.
این کتاب به صورت خاصی نوشته شده و تقریبا سخت خوان هست یعنی برای منکه اینطور بود
حتی ترجمهی دیگهای هم تهیه کردم ولی کاملا مشابه هستن شاید اون ترجمه کمی روون تر باشه ولی در کل یکین
کتابی نیست که اگر نخونید چیزیو از دست داده باشید ولی کتاب راجب دختران دانشجوعه و دوران خفقان سیاسی و فقر حاکم اون زمان داستان
بعضی جملاتش محسور کنندس واقعا
ولی کتاب جوری نیست که داستان پیوستهای داشته باشه
در کل اگر علاقه به رمانهای خاص و فضاهای سیاسی و دارک دارید میتونید ازش لذت ببرید
یه کتاب تاریک و تلخ که حاوی لایههای سیاسی و اجتماعی هست، داستان در زمان حکومت کمونیستی حاکم بر رمانی روایت میشه و داستان چند دوست هست که به امید زندگی بهتر از روستا راهی شهر میشن ولی.... شیوه داستان پردازی پراکنده و غیر خطیه و توصیفات زیادی داره که ارتباط با داستان رو سخت میکنه. فضای خفقان آور، زوال، ناامیدی و اندوه حاکم بر جوامع دیکتاتوری رو میشه از همون صفحات اول به خوبی حس کرد، در کل این کتاب رو به علاقمندان به تاریخ و علوم سیاسی پیشنهاد میکنم.
نمیدونم مشکل از ترجمه بود یا چی، بعضی جاهاشو متوجه نشدم ولی کل داستان خوب بود... میشد کاملا توی فضای سیاه داستان غرق شد. همه توصیفاتش همزمان ناامیدی، ترس و عشق و نفرت رو به تصویر میکشید، در کل اگر میخواین یه اثر متفاوت رو تجربه کنین حتما بخونینش ولی قبلش دربارهی ترجمههای دیگهی این اثر جستجو کنین شاید ترجمهی بهتری بود
بعضی از قسمتها جا داشت که ترجمه روان تر باشه و کتاب هم سبک خاصی داره که ممکن همه باهاش ارتباط برقرار نکنن. به دوستانی که قصد دارن کتاب رو بخونن توصیه میکنم مطالعه این کتاب رو به طور پیوسته انجام بدن تا به خاطر غیر خطی بودن روند، انسجام داستان در ذهنشون از بین نره.
اولین چیزی که درباره این کتاب باید بگم اینه که سبکش، به شدت خاص و متفاوته و ممکنه هر خوانندهای باهاش ارتباط برقرار نکنه!
ترجمهاش هم کاملاً روانه و روند داستان، تقریباً غیرخطیه... من که پسندیدمش و فکر میکنم درک شرایط و فضای اختناق آمیزش، چندان سخت نیست!
با تشکر از کتابراه، من هیچ ارتباطی با کتاب نگرفتم، شاید بخاطر اینکه سبک اون برام قابل هضم نیست. ولی از تنوع کتابهایی ک در اختیار خواننده میگذارید، عمیقا قدر دانی میکنم. موید باشید.
اگر که خوانش کتاب ممکن کمی سخت یا حتا ملال انگیز باشه به خاطر نوع روایت سیال ذهن به هرحال انگار کتابهای شرق اروپایی هم مثل فیلماشون هستند اون حال و هوا اتمسفر خاص خیلی خوب توی کتاب حس میشد
واقعا هدف این کتاب چی بود؟! زندگی یه تعداد آدم بدبخت رو به تصویر کشیده بود که نه سر داشت نه ته. نفهمیدیم خودکشی کرده بودن یا اون سروانه گشته بودتشون. اصلا چرا سروانه دنبالشون بود؟
ترجمه کتاب خیلی عالی نیست.. ولی مثل ایران... کشوری که پیشرفت نکرد... چون همیشه نگاهش به بیرون بود... نه به خودشون که کتاب بخونن و سطح جامعه را بالا ببرند