کتاب مهندسی (معماری) فضاهای آموزشی و تفکر خلاق نوشتهی شهین ولیان، سعی بر این دارد تا با عنایت به تأثیر محیط کالبدی مدارس در افزایش تفکر خلاق دانش آموزان به توصیف و تحلیل استانداردهای طراحی فضاهای آموزشی مدارس بپردازد.
آموزش و پرورش زیر بنای ساخت جامعهای سالم بوده و فضاهای آموزشی از اهمیت بسیاری برخوردار هستند. با نگاهی به فضاهای آموزشی مدارس کشورمان در مییابیم که اکثر این فضاها به ندرت امکان کشف و تجربیات عملی برای دانشآموزان فراهم میکنند و تعلیم و تربیت و تدریس و یادگیری عمدتاً در فضایی بسته، بیروح و کسالت بار به نام کلاس درس انجام میگیرد.
باید توجه داشت که مهندسی فضاهای آموزشی و عناصر تشکیل دهنده آن نظیر رنگ، نور، صدا، شرایط حرارتی، و... میتوانند در کنار سایر عوامل آموزشی و تربیتی، اثرات مثبت و منفی قابل توجهی بر تفکر فراگیران باقی بگذارند. طراحی و ساخت مدرسه بدون توجه به عناصر فوقالذکر، کسالت و افسردگی را برای دانشآموزان به همراه داشته و از میزان یادگیری، تفکر خلاق و حضور فعال و با نشاط آنان در مدرسه خواهد کاست.
تفکر و اندیشیدن خود مستلزم تحقق شرایطى است و تنها با گفتن فکر کنید تفکر حاصل نمیشود. بنابراین برای پرورش تفکر خلاق فراگیران باید سعی شود که مسئولیت تصمیمگیریها و عمل به دانشآموزان واگذار شود و برای تحقق چنین امر مهمی میبایست محیطى را طراحی کرد که موجب یادگیری بهتر و مؤثرتر و عمیقتر گردد.
بدون شک اگر از فضاهای آموزشیمان در جهت پرورش قدرت تفکر و نیز خلاقیت فراگیران استفاده نماییم، آنان انگیزه، رغبت و تمایل بیشتری برای درس خواندن و ادامه تحصیل داشته و هرگز احساس نخواهند کرد که در زندانی به نام مدرسه به سر میبرند.
در بخشی از کتاب مهندسی (معماری) فضاهای آموزشی و تفکر خلاق میخوانیم:
هر موجود زندهای که با خواست و اراده خود حرکتی ندارد، نیازی به مغز هم نمیتواند داشته باشد، حتی نیاز به دانستن مکانی که در آن هست نیز ندارد. اما در مورد انسان که دارای قدرت اراده و تصمیمگیری است، حرکت کردن راه ارتباط برقرار کردن او با دنیای بیرون است. هر گونه رابطهای که انسان به واسطه حواس خود با محیط برقرار مینماید اساسی برای کودکان است که باعث حمایت و تقویت رشد متعادل و همه جانبه آنها میگردد. در کودکان هوش جنبشی که از طریق احساس تماس، نشان داده میشود، به اندازه هوش بصری دارای اهمیت است چرا که ذهن کودکان از طریق پردازش تعاملاتی که با جهان خارج دارند رشد میکند. از این رو تأکید بر تجربهی مستقیم «عملی»، اساس تعلیم و تربیت کودک- محور شده است.
نشستن ساکن علاوه بر ایجاد مشکلات در رشد و عملکرد ارگانها، دارای تأثیر منفیِ طولانی مدت جهت تمرکز کردن نیز میباشد. ذهن کودکان نیز مانند عضلات آنها نمیتواند تحت فشار مداوم قرار گیرد. مغز سالم یک کودک نیاز خود را برای تغییرات فعال بطور ناخودآگاه از طریق بی قراری روی صندلیهای متداول در روش سنتی نشان میدهد. ماریا مانته سوری کودکانی را که حرکت نمیکنند و در نهایت فقط «تابعیت» فرا میگیرند به پروانههائی که به نیمکتهایشان سنجاق شدهاند تشبیه میکند. بنابراین از این نیاز انسان به پویایی فیزیکی- ذهنی نباید توسط استانداردهای ساکن انفعالی جلوگیری شود، بلکه راه حل پویا و سودمند در این رابطه، پیرو این شعار است: "سکون به حد ضرورت، حرکت به حد امکان" این شعار بخش مهمی از عملکرد یک محیط آموزشی فعال است.
بله
















