کتاب رویای ابدی یک ذهن خسته مجموعه اشعاری عاشقانه از مریم اباذری است که با ظرافتی مثال زدنی احساسات و عواطف خود را به رشتهی تحریر درآورده است.
به عقیدهی اباذری میتوان با نوشتن، به دنیای آرزوهایمان برویم. به گفتهی او نخستین باری که دست به قلم شده، از لحاظ روحی مساعد نبوده و تمام دلتنگی خویش را روی کاغذ آورده و آنقدر نوشته تا به یک حس خوشایند آرامش رسیده است. حسی که شاید زمان بسیاری آن را تجربه نکرده و به دست فراموشی سپرده بود.
دلنوشتههای اباذری، شاید عمیق، زیبا و فوقالعاده نباشند؛ اما همهشان از ته دل نازکی آمدند که با هر حرفی شکسته؛ با هر رفتنی فرو ریخته، با هر فاصلهای گریسته و پناهی جز قلم و کاغذش نداشتهاند.
در بخشی از کتاب رویای ابدی یک ذهن خسته میخوانیم:
یک نفر هست سندی پیش جهان بگذارد
که مرا از غل و زنجیر فلک بردارد؟
میدهم خط که مبادا بگریزم از بند
فقط دست از سر تنهایی ما بردارد...
فقط این سایهی شر از سر ما برگیرد
این همه بغض و حزین از دل ما بردارد
قول دادم به خودم از غم او رها شوم
پا اگر از سر بیخِ دل ما بردارد...
بله

















