کتاب درست یک پا روی زمین: خاطرات ناخدا یکم تکاور سلیمان محبوبی از مجموعه قصههای دریا نوشته محمداسماعیل حاجیعلیان، زندگی این رزمنده عضو نیروی دریایی ارتش در زمان جنگ را از زمان کودکی و نوجوانی تا جوانی و حضور در جبهه و نبرد در خرمشهر و آزادسازی آن روایت میکند.
مجموعه قصههای دریا شامل کتابهای من یک کلاه سبزم، یک شهر - یک خانه، کلاه یادگاری، سی کشتی - یک فرمانده، سبلان زنده است، خواهرم جوشن، تکاوران خرمشهر، بویههای روشن، باد سرخ و اقیانوسها چرخ میزنند است.
در بخشی از کتاب درست یک پا روی زمین میخوانیم:
محمدرضا قهرمان چرخ ایران بود و پایم را به زورخانه باز کرد. میل گرفتن را حاج آقا نور یادمان داد. ضرب چرخ هنوز هم مرا حیران میکرد، ولی محمدرضا در چرخ حرف نداشت. از زورخانه شعبان جعفری دنبالش میآمدند و میبردنش زورخانه توی پارک شهر. با او میرفتم تا هم ورزش کنم و هم چرخ محمدرضا را نگاه کنم. توی زورخانه همیشه بزرگترها توی سلام کردن به بچهها جلو میافتادند و نمیشد هیچ وقت که ما بتوانیم به مرشد نور یا مرشد رهبر اول سلام بگوییم. من هم یاد گرفتم به بزرگتر از خودم و کوچکتر از خودم چطوری احترام بگذارم، هر چند مثل محمدرضا نمیتوانستم توی چرخ حرف اول را بزنم، ولی توی سلام کردن به بچهها اولین شدم!
توی آموزشگاه حرفهای خوش میگذرد. معلمهایمان بیشترشان اتریشیاند و با ما آلمانی حرف میزنند. من هم کم کم زبان آنها را یاد گرفتم. لباس مدرسهام و لباس کارم را آموزشگاه میداد. ناهار هم به ما میدادند.
بله























