کتاب دریا در آبکش به قلم پاییز رحیمی، دومین مجموعه شعر از این شاعر معاصر است که در دو بخش سنتی و نیمایی و با محتوایی اجتماعی، آیینی و عاشقانه سروده شده است.
پاییز رحیمی هدف از سرودن این اشعار را بیان انگیزهها و دغدغههای فکری، روحی و به اشتراک گذاشتن آنها با مردم عنوان کرده است.
در بخشی از کتاب دریا در آبکش میخوانیم:
ماه هم باشی، شبِ نامرد میبلعد تو را
این سیاهی بیبر و برگرد میبلعد تو را
شعله باشی زیر خاکستر نسیمی میوزد
آتشِ دیوانه سرخ و زرد میبلعد تو را
بید باشی، کوچه را در سایهات مهمان کنی
باد، بادِ هرزۀ ولگرد میبلعد تو را
کوه باشی، در خودت پنهان کنی اندوه را
یک زمان میپاشی از هم، درد میبلعد تو را
هر چه هم پروانه باشی، هر چه هم زیبا شوی
عاقبت آن عنکبوتِ زرد میبلعد تو را
مینشینی ساعتی را با خودت خلوت کنی
هر چه فکر کهنۀ نامرد میبلعد تو را
«مرگ» میآید کنارت مینشیند روی مبل
بعد هم مثل شرابی سرد میبلعد تو را!
بله


















