سلام خدمت نویسنده محترم کتاب
داستان جنایی نوشتن کار سختیه و اینکه یه نویسنده بتونه در اون خوب بدرخشه و همه رو راضی نگه داره واقعا مشکله. اگر دنبال نقد کتاب هستین و ناراحت نمیشین چند نقد سازنده رو به شما بگم. 1: داستان تا موقعی که امید وشهرام به ویلا میرن کشش نداره. 2 مکالمات بین اشخاص زیادی رسمیه، مخصوصا بین امید و دوستانش که همچین چیزی بین پسرها تقریبا بعیده3 آخر داستان رو به راحتی حدس زدم و یقین داشتم شهرام مقصره 4پلیسها در داستان زیادی ساده بودن مگه میشه اینقدر ساده به یه نفر اطمینان کنن و پرونده رو به نوعی به امید بسپارن چون امید هم در اون صحنه حضور داشته و این اعتماد کمی دور از واقعیت هستش.
از قسمتهای خوب داستان میشه به صحبتهای امید برای رفع اتهام جلال اشاره کرد. به نظرم باید بیشتر روی داستان کار بشه. راستی اگر یه نفر از داستان خوشش نیومد و نقدی داشت نباید با اون برخورد نامناسب بشه، اگه ما ایرادی رو ببینیم و به نویسنده بگیم باید با آغوش باز پذیرا باشن چون باعث بهتر شدن متن میشه، باعث میشه کارای بعدی پخته تر باشن. در متن دیدم بعضیها به بعضی دیگر میگن اگه خودت میتونی یه صفحهاش رو بنویس. این جمله چیه که تا یه نفر نقد میکنه بهش میگن؟ یعنی چی؟ مثل این میمونه که یه نفر از آشپزی یه نفر انتقاد کنه و آشپز یا طرفداراش بگن اگه خودت میتونی بیا آشپزی کن. به نظرم میتونه در آینده بهتر بشه. منتظر آثار بهتر از شما هستیم.
با تشکر از کتابراه
باسلام خدمت استاد عزیز عالی بود من خیلی لذت برم واقعا سپاس و خدمت اون دوستی که احساس نارضایتی کرده بودند دوست عزیز اولا افرادی مثل من و شما شاید حتی نتونیم یک صفحه از کتاب و به نگارش در بیاریم که همچنین ادعایی مثل شما داشته باشیم ودوم اینکه تمام نویسندههای عزیزمون از افراد باسواد وفرهیخته هستند وهمیشه در مطالعه درست نیست شما به یک فرد نویسنده بی احترامی کنید ویگید که من وقتمو تلف کردم از درون هر کتابی هرانسان شایدیک کلمه یاد بگیره که در طول زندگیش به درد بخوره من متعجبم از شما که اگر کتاب نمیخوندید میخواستید چکار کنید پس لطفا احترام و حفظ کنید من از نویسنده عزیزمون خیلی ممنونم کتاب جالبی بودالبته تذکر من با احترام خدمت دوست عزیزمون🙏🙏🙏🙏
اگر نویسنده زیر ۱۸ سال باشه میشه گفت قابل قبول بود ولی برای کسی با سن بیش تر به نظر من کار بسیار ضعیفه. پرداختن به جزئیات بسیار غیرضروری مثل این که استاد وارد شد همگی برخاستیم و نشستیم و خیلی موارد از این دست که هیچ نقشی در روند داستان و درک بهتر از شخصیتها نداشت. کلا آشنا نبودن با محیط دانشگاه و استرس خیلی زیادی که دانشجوها داشتن که من تا الان ندیدم همچین چیزی مگر روز امتحان یا فوقش یکی دو روز قبل یا استرس در آزمایشگاه برای بستن یک مدار. اشاره مکرر به سم هسته میوهها بدون نام بردن از سیانید هیدروژن انگار نویسنده حتی نتونسته اسمش رو پیدا کنه. بشدت خنگ جلوه دادن کاراگاهها و پوارو جلوه دادن امید. و بعدشم بشدت تابلو بودن قاتل از همون لحظهای که وارد روند داستان میشه. اینا خلاصهای از دلایلیه که باعث میشه کار خیلی ضعیف باشه. دیدم که نویسنده جلدهای دیگهای هم نوشته. امیدوارم نقدم سازنده باشه و نویسنده بتونه کم کم آثار بهتری بنویسه.
از اونجایی که به ژانر معمایی علاقمند هستم و این کتاب هم یک مجموعهی پنج جلدی هست اون رو خریداری کردم البته عموما در این حیطه، کتابهای ایرانی رو مطالعه نمیکنم (به جز یک کتاب که بسیار عالی نوشته شده)
موضوع هرچند تکراری اما جالبه.
هوش و اعتماد به نفسِ امید (راوی داستان) قابل تقدیر هست.
هنوز جلدهای دیگه رو نخوندم اما به نظرم، جلد اول از پختگی و انسجام برخوردار نیست
بسیاری از جملات، الزامی به گفتنشون نیست و فقط صفحه پر کن هستن.
همه چیز خیلی سریع اتفاق میفته، خیلی زود نتیجه گیری میشه و خیلی زود پرونده بسته میشه.
در حالی که میشد به بعضی از ضروریات، مثل تحلیل و شناخت شخصیتهای فرعی اما موثر در روند قصه بیشتر پرداخت.
امیدوارم در سایر کتابهای این مجموعه، چنین اشکالاتی کمتر دیده بشه.
باسلام من معمولا داستانهای جنایی خارجی مثل آگاتا کریستی را دنبال میکنم این مجموعه ایرانی را خریداری کردم جلد اول بنظرمن ازپختگی لازم برخوردارنبودصفحات اول رابطه عادی چند دوست را تعریف میکردوقتی جنایت رخ دادانگارمامورهای پلیس خنگ بودن وخیلی راحت پرونده سپرده شد به یک فرد عادی مثل امیدواوهم بطرز خارق العاده ای!؟ خیلی سریع به نتیجه رسید ومعماکشف شد حالا ازچه راهی وباچه دلیلی نویسنده توضیحی نداد و این مسئله به کتاب لطمه بزرگی زد ودرسیرداستان نویسنده میگه مثلا امید میگویدوبعددرخط بعد دوباره امید: یعنی دوبارامیدتکرارمیشودواین مسئله هم به کتاب لطمه میزند درکل کتاب خوبی بود. باآرزوی موفقیت برای نویسنده وباتشکرازکتابراه
متاسفانه نتونستم کتاب رو تموم کنم اینکه نویسنده محترم دغدغه کتابخوانی و بالابردن سرانه مطالعه رو دارن خوبه ولی ایکاش کتاب بهتری مینوشتن. کتاب به شکل عجیبی شبیه دفترچه خاطرات روزانه یک دانشجویه طوری کارها رو به صورت ریز و جزئی گزارش کرده که گاهی از حوصله مخاطب خارجه. ونکته بعد اینکه چرا در دیالوگها با وجود اینکه در جمله قبل گوینده کلام مشخص شده با مثلا فعل "گفتم" باز هم اسم گوینده اول نقل قول اومده!!!
ابنطور که توی نظرات خوندم جلدهای بعدی بهتر میشه به هرحال امیدوارم این جلد بدترینشون باشه.
نسخه نمونه رو خوندم و جلد یک رو شروع کردم. به نظر میرسه داستان ادامه دار باشه. کلا متن سادهای داره و خیلی اتفاقات خاصی توی داستان رخ نمیده. اما داستان کشش خوبی داره و باعث میشه پیگیر بشیم و بدونیم قراره چه اتفاقی بیافته. کلا جالب به نظر میاد. سوالات زیادی رو در ذهن خواننده به وجود میاره که در عین سادگی، جذاب هم هست.
باتشکر از نویسنده محترم ولی این کتاب بیشتر تخیلی بود تا واقعی.. اگه قرار باشه یه آدم غیر حرفهای و ناوارد راز جنایتها رو کشف کنه پس دیگه چه نیازی به پلیس و کارآگاه هست؟؟ توی این کتاب کاراگاه عملا هیچ کاری انجام نداد و امید در عرض ۲۴ ساعت همه چیز رو کشف کرد و این خیلی غیرواقعی هست.. استرس امتحان و فضای دانشگاه خیلی غیرواقعیه.. ما که همچین احساسی توی دوران دانشگاه نداشتیم.. ضمنا پسرا انقدر رسمی با هم صحبت نمیکنن و انقدر از هم عذرخواهی نمیکنن..
ممنونم ازشما من به علتهای مختلف چهار بار چشمهامو عمل کردم، شاید هم به خاطر اینکه از دوازده سالگی بدون کتاب هرگز.... بودم، الان دیگه متأسفانه نمیتونم بخونم، صونی گوش میدم، اولش خیلی برام سخت بود که رابطه برقرارکنم ولی الان خیلی خیلی خوشبختانه عادت کردم واین کتاب رو به اشتباهبه جای صوتی خریدم وبعد دیدم که صوتی نیست وسعادت نداشتم که بخونمش با تشکر از شما
رمانی جالب که تا آخرین لحظات نمیتوان واقعیت را در داستان متوجه شد. متن روان حاکی از ذهن خلاق نویسنده دارد. همچنین پیوسته بودن داستان و ارتباطات، از نقاط قوت داستان میباشد.
من معمولا رمان ایرانی نمیخونم. اما از محیط سازی و شخصیتهای این داستان برای من جالب بود. به خصوص شخصیت اصلی. یک دانشجوی باهوش و نترس که درگیر جنایت میشه. اولین بار بود یک همچنین شخصیتی رو میبینم.
با کمال احترام نسبت به تلاش نویسنده به نظرم داستان چند عیب واضح داشت اول اینکه مکالمات و لحن داستان بسیار رسمی بود
دوم اینکه داستان بدون کشش و قابل پیش بینی بود وکلا از سایر داستانهای جنایی خیلی خیلی ساده تر بود
با آرزوی موفقیت برای نویسنده
باید قبول کرد ما جنایی نویس قوی توی ایران نداریم. اما این رمان در نوع خودش میتونه شروع یک داستان جنایی خوب و قوی باشه. ممنون از کتابراه و نویسنده. در کل قابل قبول هست.
این کتاب رو از طریق انتشارات تهیه کردم. چند روز پیش جلد یک و دو به دستم رسید. متن روان، سادگی نگارش، پیچیدگی نسبی و ادامه دار بودن داستان از ویژگیهای خاص کتاب هست.
بعضی از نظرات رو خوندم. کتاب رو هم خوندم. کتاب ایراداتی بهش وارد هست ولی برخی دوستان از این کتاب انتظار داستانهای جنایی جهانی رو دارن که ممکن نیست. در نوع خودش و اینکه یک رمان کاملا ملی و ایرانی هست، خوب و روان بود.
با سلام. در کل کتاب خوبی هست. درژانر جنایی. که بهتر هم میتونست باشه. اوایل داستان در گیر مسایل روزمره هست که خیلی طولانی وبعضی جاها بی ربط به موضوع داستان هست و موضوع اصلی داستان که قتل و لو رفتن قاتل واقعی که خیلی سریع گفته میشه و تموم میشه.
در نگارش کتاب محدودیتهای زیادی هست که شاید خیلی از دوستان با اون آشنایی ندارن. نمیشه از این داستان انتظاری برابر با داستان شرلوک هولمز داشت ولی در نوع ایرانی خودش خوب و ساده بود.
برخی از نظرات رو میخوندم، خب برخی انتقادات منطقی بود ولی دوستان یک سری نقدهای غیر منطقی داشتن. باید زمانی نقد کنیم که خود ما بتونیم یک صفحه بنویسیم چه رسد به پنج جلد! در کل میتونه بهتر باشه ولی خوبه.
واسه زیر ۱۵سال خوبه. آخه کی به سی دی میگه دیسک نوری. یا مثلاً پلیس توی مترو دیدم احساس امنیت بهم دست داد. و صدتا حاشیه الکی و کل ترم تحصیلی چرا باید تعریف کنی. این چیه آخه. حیف وقتی که گذاشتم.
ضمن تشکر از زحمات نویسنده محترم نثر کتاب رو اصلا نپسندیدم... شخصیت اصلی داستان اصلا شبیه یه شخصیت واقعی نبود ونتونستم باهاش ارتباط بگیرم در واقع یاد ترجمههای دهه چهل از آثار ژول ورن افتادم.
دو سال پیش این کتاب رو مطالعه کرده بودم و چون خوندنش لذتبخش بود برای یادآوری جزئیات و حس خوب مطالعه، خاطرات مطالعه ام رو تجدید کردم. سپاس فراوان از نویسنده محترم و کتابراه عزیز
برای کسانی که داستانهای جنایی زیادی نخوندن میتونه جالب باشه اما همونطور که حدس میزدم داستان بسیار سطحی بود متاسفانه نویسندههای ایرانی هنوز تو سبک جنایی حرفی برای گفتن ندارن
اصولافاکتورهای زیادی باعث جذابیت یک رمان پلیسی جنایی میشه که متاسفانه من هیچکدوم ازفاکتورهارو تواین داستان ندیدم، بسیارضعیف وابتدایی، نویسنده خیلی سعی کرده جذابش کنه ولی نتونسته وباتکیه به یکسری ماجراهای بی ربط پیش برده، درضمن پلیس وماموران آگاهی اونجاخنگ بودن وهیچی نفهمیدن ولی آقای امیدفهمید😁خلاصه وقت تلف کردنه
داستان جنایی نوشتن کار سختیه و اینکه یه نویسنده بتونه در اون خوب بدرخشه و همه رو راضی نگه داره واقعا مشکله. اگر دنبال نقد کتاب هستین و ناراحت نمیشین چند نقد سازنده رو به شما بگم. 1: داستان تا موقعی که امید وشهرام به ویلا میرن کشش نداره. 2 مکالمات بین اشخاص زیادی رسمیه، مخصوصا بین امید و دوستانش که همچین چیزی بین پسرها تقریبا بعیده3 آخر داستان رو به راحتی حدس زدم و یقین داشتم شهرام مقصره 4پلیسها در داستان زیادی ساده بودن مگه میشه اینقدر ساده به یه نفر اطمینان کنن و پرونده رو به نوعی به امید بسپارن چون امید هم در اون صحنه حضور داشته و این اعتماد کمی دور از واقعیت هستش.
از قسمتهای خوب داستان میشه به صحبتهای امید برای رفع اتهام جلال اشاره کرد. به نظرم باید بیشتر روی داستان کار بشه. راستی اگر یه نفر از داستان خوشش نیومد و نقدی داشت نباید با اون برخورد نامناسب بشه، اگه ما ایرادی رو ببینیم و به نویسنده بگیم باید با آغوش باز پذیرا باشن چون باعث بهتر شدن متن میشه، باعث میشه کارای بعدی پخته تر باشن. در متن دیدم بعضیها به بعضی دیگر میگن اگه خودت میتونی یه صفحهاش رو بنویس. این جمله چیه که تا یه نفر نقد میکنه بهش میگن؟ یعنی چی؟ مثل این میمونه که یه نفر از آشپزی یه نفر انتقاد کنه و آشپز یا طرفداراش بگن اگه خودت میتونی بیا آشپزی کن. به نظرم میتونه در آینده بهتر بشه. منتظر آثار بهتر از شما هستیم.
با تشکر از کتابراه