اگر بخوام روراست باشم باعث نأسفم بود که این داستان غم انگیز براساس واقعیت بود و امیدوارم نویسندهی عزیز موفق باشند اما نقصهای اساسی هم داشت از جمله ایرادهای نوشتاری و ویراستاری که بعضی از جملات رو نامفهوم میکرد و خواننده با کمی دقت میتونست حدس بزنه فعل یا اسامی درست چی بوده و کمی خسته کننده بود و من از ۱۰۰ صفحهی آخر کمی مشتاقتر شدم برای خوندن و گاهی دلم میخواست کتاب رو رها کنم و نخونم چون بیش از حد کشدار بود و اینم نمیفهمم چرا توو رمانهای ما همه در روابط نزدیک خانوادگی عاشق هم میشن! الآن که دیگه کمتر میشه دید پسرعمه با دختردایی نشون بشن یا دخترعمو پسرعمو! خیلی نسبتها در رمانها کلیشهای شده من این رو نمیپسندم
من داستانهایی که برحسب واقعیت میخونم این کتاب واقعا بی نطیر بود باهاش زندگی میکنی تو کتاب با خوندنش غرق میشی باهاش ارتباط برقرار میکنی و از این عشق اساطیری که در واقعیت وجود داره به وجد میای وبا عشقشون شاد میشی وبا غمشون گریه میکنی ممنون از نویسنده کتاب وممنون از کتاب راه وامیدوارم عاشقین این عشقهای پاک در کنار هم به ارامش برسند
کتاب فوق العاده زیبا واحساسی و از اینکه داستان واقعی بود و زندگی مهتاب من رو یاد زندگی خودم می انداخت کاملا احساسات مهتاب رو درک کردم و آخرهای داستان فقط گریه میکردم و از اینکه نویسنده اینطور زیبا قلم فرسایی کرده بودن تشکر میکنم