پیشنهاد میکنم وقتتون را برای این کتاب هدر ندید چون میتونید خیلی کتابهای بهتری به جاش بخونید!!!من این کتاب را دوست نداشتم و خیلی سخت و با اکراه خوندم و تمومش کردم، خسته کننده بود، پر از اطلاعات هجو و اضافی، جزئیات تکراری، اسمهای به درد نخور، واقعا شاید دو سوم کتاب زیاد بود، هیچ هیچ اثری نداشت، با توجه به اینکه نویسنده اینو خیلی بعد از داستان پیاده رویش نوشته، میتونست به جای ۴۰۰ صفحه از مطالب تکراری و وقایع پیاده رویش گفتن، یه کم از ادامه زندگی بعد از پایان پیاده روی بگه، بیش تر بخشهای کتاب حس منفی داره و با وجود اینکه خودم طبیعت گرد و سفر برو هستم و به خاطره همین انتخابش کردم، اصلا تجربه جدید یا درس خاصی برام نداشت و فقط استقامتش در به پایان رسوندن این مسیر قابل تحسین بود که اونم برای آدمهای کوله گرد تو این دوره تو فرهنگ غربی خیلی چیز عجیب غریبی نیست.
هنوز در حال مطالعه هستم اما به شدت عاشق این کتاب شدم نه به خاطر این که داستان جذابی داره که شاید بشه گفت تا حدی هم روند کتاب کسل کننده باشه ولی واقعا اولین بار میبینم یک نفر تا این حد در مورد خودش صادقانه و بدون سانسور مینویسه و این که لحظه به لحظه احساسش رو در مورد کاری که انجام میده بیان میکنه فکر میکردم فقط خودم هستم که همیشه از شروع و ادامه هر کاری هزار بار پشیمون میشم ممنون از مترجم خوب این کتاب و ممنون از کتابراه
تموم شد. شرل به پل خدایان رسید و من کلی دلم گرفت به حس قشنگ تنها سفر کردنش عادت کرده بودم
خیلی دوس داشتم داستانشو و به ادم امید میده و کمک میکنه وقتی چیزی تو ذهن ادمه با تلاشو و.. بری دنبالش و تمومش کنی. زندگی دختریه که باتوجه به مشکلات زیادی که تو زندگیش داشته مسیرشو تغییر بده و هدف جدیدی واسه خودش ست کنه و تااخرش بره..
این کتاب رو خیلی دوست داشتم. فقطای کاش یه بار دیگه ویراستاری میشد یا مترجم انقدر محافظه کار نبود. در کل خیلی کتاب خوبیه. بعد از خوندن این کتاب تصمیمرفتم حتما برای یه بار هم که شده یه سفر ماجراجویانه داشته باشم
کتاب خوبی بود، حتما توصیه میکنم، مخصوصا به اونایی که علاقه مند به کمپینگ، هیچ هایک و معتقد به سفر درمانی هستند، به عنوان اولین تجربه کتاب الکترونیک راضی بودم ازش، ترجمه خوب و روونی هم داشت.
این کتاب برای کسانی که «ترس» غلبه وحشتناکی در زندگیشان دارد، به ویژه ترس از تنهایی، و نیز برای کسانی که از ناملایمات و شکست هایشان در زندگی ناراحتاند و خود را بازنده حس میکنند، عالی است.
توصیه میکنم حتما مطالعه کنید و بعد از خواندن کتاب فیلمش رو ببینید. تنها کوله گردی کردن شاید یک روش برای درمان سوگ باشه ویا روزی یک کتاب خواندن در شخصیتی که در کتاب تولستوی و مبل بنفش هستش...
کتابی هستش که نویسنده خیلی خالص و شفاف احساسات و روحیات و تغییر و تحولاتش رو به خواننده انتقال میده. خوندنش رو پیشنهاد میکنم مخصوصا برای کسانی که به طبیعت گردی علاقه دارند
من امروز این کتابو تموم کردم و تصمیم دارم در آینده یک بار دیگه بخونمش. انگار خودم بودم در غالب یه شخصیت دیگه. با تک تک لحظاتش زندگی کردم، سفر کردم و خو گرفتم. خیلی خوب بود