کتاب شبهات حجاب نوشتهی محمدحسین ملامیرزائی، به شبهات مهم و مطرح در سطح جامعه با نگاهی جامع و رویکردی برون دینی، عقلانی و کاملاً دقیق و منطقی، بدون حواشی و اضافات، با ادبیاتی روان و جوانپسند میپردازد.
حجاب به عنوان یکی از احکام ضروری دین مبین اسلام، همیشه مورد هجوم شبهات دشمنان بوده است. زیرا حجاب و پوشش اسلامی به واقع، عیار سنجش میزان تدیّن مردم یک جامعه به شمار میآید و هرچه التزام عملی زنان، به حجاب بیشتر باشد بیانگر عفاف و خویشتنداری بیشتر آنها و همینطور بیانگر غیرت و دغدغهمندی بیشتر مردان آن جامعه است.
از این رو دشمنان اسلام با القای شبهات، به دنبال آن هستند تا ضرورت، فوائد و کارآمدی حجاب را در ذهن زنان و مردان زیر سؤال ببرند تا بتوانند در التزام عملی آنها به حجاب اسلامی خلل وارد کنند. لذا بسیار حائز اهمیت است که ضمن تبیین درست مسألهی حجاب و ضرورتهای آن، به پاسخگویی شبهات نیز پرداخته شود.
در بسیاری از نوشتههای مربوط به شبهات حجاب، پاسخهای درون دینی داده شده و حال آنکه رویکرد اصلی بسیاری از شبهات، برون دینی و با تحلیل عقلانی و اجتماعی است. لذا اگر چه اساس مسأله حجاب، بر تعبّد و تسلیم بودن در برابر خداوند استوار است، اما پاسخهای عقلانی و با رویکرد برون دینی را نیز میطلبد. از این رو در این نوشتار تلاش شده است که پاسخهای برون دینی و عقلانی نسبت به شبهات ارائه شود. امید آنکه مورد رضایت خداوند متعال و حضرت ولی عصر (عج) قرار بگیرد.
شبهه، سخن باطلی است که خود را شبیه به حق مینمایاند و شناخت حق از باطل را دشوار و فرد را در گرداب شک و تردید گرفتار مىکند. شبهه، آفتی است که ریشه باورها و اعتقادات را می خشکاند. پس ضروریست هرگاه شبههای برایمان حاصل شد، سریعاً در یافتن پاسخ آن بکوشیم و خود را از چنگ این آفت رها کنیم. در این کتاب به برخی از شبهات پیرامون موضوع حجاب، با رویکردی برون دینی و عقلانی پرداخته شده است.
در بخشی از کتاب شبهات حجاب میخوانیم:
اوّل: زنان، از لحاظ ظاهری با هم تفاوتهای زیادی دارند. اگر قرار باشد که در قانون حجاب، میزان پوشش، متناسب با هر فرد در نظر گرفته شود، لازمهاش آن است که به تعداد تک تک زنان، قانون مستقلی برای کیفیّت پوشش وجود داشته باشد که چنین چیزی نه شدنی است و نه مفید است. زیرا تعدّد قوانین و سختی تطبیق وضعیّت هر فردی با قوانین، موجب سختیِ در تشخیص و عسر و حرج مکلّفین میشود و همچنین راهی برای ولنگاری قانون گریزان نیز فراهم میشود. زیرا اثبات آن که او بر خلاف قانون متناسب خودش رفتار میکند کاری سخت و دشوار است و باید نهادی تاسیس شود تا به تعیین قانون هر فردی بپردازد که هم از لحاظ عقلائی و هم از لحاظ اجرائی مقدور و عملی نمیباشد.
بنابراین قانون باید به صورت یک دستور کلّی باشد تا بتواند غرض مورد نظر از وضع قانون را در تمامی افراد چه زیبا، چه نازیبا تأمین نماید. از این رو چون معمولاً بدن زن، برای مردان، زیبا و جذّاب است و تحریک و رغبت جنسی را در بینندگان بوجود میآورد لذا قانون حجاب، بر پوشش تمامی بدن زن تعلّق گرفته است و رخصت در صورت و دو دست با وجود زیبا بودن آنها، از باب دفع عسر و حرج برای زنان در تعاملات اجتماعی است و از سوی دیگر به عفاف رفتاری زنان و عفاف بینائی مردان نیز امر شده است.
دوّم: زیبائی و جذّابیت امری نسبی و سلیقهای است. ممکن است زنی و لو به ظاهر ساده و بدون برازندهگیهای خاص جنسی، برای فردی، ایدهآل و مطلوب باشد و با آن به التذاذ برسد و همان زن برای دیگری هیچ جاذبهای نداشته باشد. لذا صرف عدم جذابیت نزد گروهی، نمیتوان گفت او هیچ خواستاری ندارد و موجب التذاذ و التهاب غریزی گروه دیگری نمیشود. شاهد بر این مدعا آن است که بسیاری از همینهایی که میگویند زیبائی خاصی ندارند، خواستگاری میشوند، ازدواج میکنند و در رضایت جنسی کامل با هم زندگی میکنند.
بله











