حسین افکاری و حامد ناسوتی در کتاب مطالعه میدانی بحران آب در خاورمیانه، به بررسی اهمیت کشاورزی و مدیریت آب در خاورمیانه و همچنین آفریقای شمالی میپردازند.
موضوعات کلیدی که در کتاب مطالعه میدانی بحران آب در خاورمیانه بررسی میشود عبارتند از: کمبود منابع آب بسیار توسعه یافته که تحت تهدید تغییرات اقلیمی قرار دارد، افزایش رقابت برای استفاده از منابع که به درگیری و مناقشه منجر میشود، وجود نهادهای ضعیف با سرعت رشد کم برای ارتقای حقوق، پایداری و آرام کردن درگیریهای موجود بر سر منابع و سیاستهای آبی به نفع مردم منطقه خاورمیانه.
با این وجود، بحث در این کتاب محدود به جزئیات این چالشها نمیشود. بخشهای بسیاری از این کتاب به بررسی گزینهها و سبک و سنگین کردن آنها اختصاص داده شده است که دولتها و مردم بتوانند با چالشها روبهرو شده و به رشدی پایدار و کارآمد و منصفانه برسند.
در بسیاری از بخشهای خاورمیانه، انتخاب این گزینهها باید به گونهای باشد که کشورها از درگیریهای خشونتآمیز بیرون آیند. در واقع تنها میتوان امید داشت که دولتها در توافقهای پس از درگیری با دیدگاهی واضحتر از چگونگی مدیریت منابع طبیعی، راهحلهایی را برای منفعت هر چه بیشتر این ملتهای مضطرب منطقه و مردم محروم خود فراهم آورند.
در بخشی از متن کتاب مطالعه میدانی بحران آب در خاورمیانه میخوانیم:
ناامنی غذایی به ندرت منجر به مناقشه و جنگ میشود. ولی یک عامل تقویت کننده در شرایط بد به حساب میآید. به عنوان مثال کنترل نادرست پیامدهای خشکسالی سوریه در سالهای 2008 تا 2011 منجر به افزایش ناامنی غذا و سوء تغذیه شد و در نتیجه فشار بر مردم افزایش یافته و بستر قیام فراهم شد در این قسمت ارتباطات ناامنی غذایی و درگیری به خوبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. مهمترین منبع در این زمینه فعالیتهای فرانچسکو د چتل (2014) بوده که در ادامه به آن پرداخته شده است.
در سوریه نیز همانند دیگر کشورهای عربی، قیام به واسطه یک سری عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به وجود آمد. اولین و مهمترین این عوامل، فقر رو به رشد بود. شکاف میان استانداردهای زندگی شهری و روستایی و درصد بیکاری پیوسته و با سرعت زیادی در حال افزایش بود. سیستم سیاسی بسته و سرکوبگر بود و فساد بسیار گسترده شده بود. در شمال شرقی سوریه این تأثیرات با افزایش ناامنی غذایی تقویت شد. این نواحی به طور سنتی بخش عمده غلات کشور را تامین میکرد و منبع تولید نفت با ارزش بود. با این حال، طی چندین دهه، این ناحیه فقیرتر شد، زیرا آبهای زیرزمینی دچار کمبود شد و پروژههای دولتی منابع زمین و آب را از بین بردند. در نتیجه از سال 2006 یک سری خشکسالی شروع شد که باعث افزایش فقر شده و مردم را در ناامنی غذایی عمیقی غرق کرد.
بله



















