گرگهای سفید، رمانی حماسی-تخیلی نوشته دیوید گمل، اولین کتاب از مجموعه درنای ملکه است که در سال ۱۹۸۶ منتشر شد. این کتاب داستان اسکیل گانون، یک فرمانده جنگی بیرحم و مشهور را روایت میکند که به دنبال رستگاری و یافتن معنای واقعی شجاعت و فداکاری است.
نقاط قوت کتاب:
شخصیتپردازی عمیق: گمل شخصیتهای پیچیده و کاملاً توسعهیافتهای خلق کرده است که خواننده به راحتی میتواند با آنها همذاتپنداری کند. اسکیل گانون شخصیتی ضد قهرمان است که در طول داستان با چالشهای اخلاقی متعددی روبرو میشود و به تدریج متحول میشود. جهانسازی وسیع و غنی: گمل دنیایی وسیع و پر از جزئیات خلق کرده است که شامل سرزمینهای مختلف، نژادها و موجودات جادویی میشود. داستان حماسی و پرماجرا: گرگهای سفید پر از نبردها، تعقیب و گریزها و لحظات هیجانانگیز است که خواننده را تا انتهای داستان مجذوب خود میکند. نثر قوی و گیرا: گمل نثری قوی و گیرا دارد که به زیبایی داستان را روایت میکند.
نقاط ضعف کتاب:
خشونت: داستان شامل صحنههای خشونتآمیز متعددی است که ممکن است برای برخی از خوانندگان مناسب نباشد. تاریکی: لحن کلی داستان تاریک و غمانگیز است که ممکن است برای برخی از خوانندگان خوشایند نباشد. سرعت آهسته: در برخی از قسمتهای داستان، سرعت روایت کمی آهسته میشود
اول سلام کتاب گرگ های سفید یک کتاب بسیار جالب بود یا شاید برای من داستان ترکیبی از افسانه در خود دارد و به نظر داستان در قرون وسطی رخ میدهد اسکیلگانون که شخصیت اصلی داستان است اتفاقات زیادی را از همان سنین کم پشت سر میگذارد داستان دارای صحنه های خشونت امیز زیادی است به به نظر من باعث زیبایی و جذب داستان شده است و نکته ای مه میخواهم ذکر کنم این است که که همه رمان ها برای تمام سنین مناسب نمیباشد پس لطفا عیب های بیهوده نگیرید اسکیلگانون بعد از مرگ همسرش راهی سفری میشود تا معبد رستاخیز را پیدا کند و همسرش را به زندگی باز گرداند در این بین محکوم به خیانت به ملکه میشود و فراری محسپب میشود و اتفاقاتی که در این داستان سفر او رخ میدهد بسیار جالب است و سبک داستان دارای پرش های خاصی است که خواننده را به چالش میکشد و داستان را ممکن از از چند سال بعد و از شخصیت دیگر به گونه ای شروع کند که خوانند گیج شود کلام اخر این کتاب برای من بسیار جالب بود اگر شماهم فکر میکنید که علاقه مند هستید انتخاب با شماست که تا اخر بخوانید یا نخوانید خدانگهدار
نقاط قوت شخصیت پردازی قهرمانان: گمل مانند بسیاری از آثارش قهرمانانی خلق می کند که با گذشته، گناه و وجدان خود درگیرند. اسکیلگانون صرفاً یک جنگجوی شکست ناپذیر نیست؛ او به دنبال رستگاری است و همین به شخصیتش عمق می دهد. مضامین اخلاقی: موضوعاتی مانند توبه، افتخار، دوستی و مسئولیت پذیری در سراسر داستان حضور دارند و کتاب را از یک فانتزی صرفاً اکشن فراتر می برند. نقاط ضعف قابل پیش بینی بودن برخی بخش ها: بعضی منتقدان معتقدند ساختار داستان و مسیر قهرمانان تا حدی قابل حدس است و غافلگیری های زیادی ندارد. شباهت اسکیلگانون به قهرمانان دیگر گمل: برخی نقدها اشاره کرده اند که او ویژگی هایی از دیگر شخصیت های معروف نویسنده را تکرار می کند و گاهی هویت مستقلش کمرنگ می شود. گفتگوهای فلسفی نه چندان طبیعی: در چند بخش، بحث های اخلاقی و فلسفی میان قهرمانان کمی تصنعی به نظر می رسد.
کتاب کتاب خیلی خوبی بود و امیدوارم نویسنده این کتاب جلد دوم را به زودی ارائه دهد از لحاظ غلط املایی فقط چند مشکل داشت امیدوارم این مشکل ها در کتاب را حل شود این کتاب از کلمات خیلی خوبی از بعضی از جاها استفاده می کند مثلاً وقتی که به گرگ ها به بیابان می روند از کلمه هایی ایرانی استفاده می شد و این همان نقطه قوت این کتاب است و امیدوارم که نویسندگان بیشتری از این نوع کتاب ها تقلید کنند برای پیشنهاد واسه مطالعه شما عزیزان برادران فرد را مطالعه بفرمایید کتاب های ایشان می توان به کتاب های جوینده سه سقوط مرگبار داستان ددسگال اشاره کرد این دو برادر در گوگل یک سایت برای دیدن روند پیشرفت کتاب های جدیدشان هم دارند که از نظر من باید نویسندگان زیادی از آن ها تقلید کنند
من این کتاب رو تا نصف خوندم و اصلا خوشم نیومد چون ادم و گیج میکرد از این موضوع به اون موضوع کشش داستان اصلا خوب نبود و از شخصیت اسکیلگانون هم نمیشه سر در اورد از نظر من بهتر بود که کتاب رو به چند بخش تقسیم کنن و قسمتی تو جلد اول و قسمتی تو جلد دوم باشه چون اون وقت کشش داستان بیشتر میشه درسته شاید درک نکنید اما این راه حل خیلی خوبی برای اینجور کتاب هاست و درمورد موضوع کتاب همش جنگ و نابودی بود درسته که من به اینجور کتابها علاقه دارم ولی اگه درصد فانتزی بودنش و هیجان داستان رو کمی بالا ببریم بهتر میشه چون داخل داستان یه چیزی معلومه که با دو صفحه خوندن ادم میفهمه اونم جنگ، جنگ نابودی!!. ولی بازم از نویسنده متشکرم و امید وارم تو کتابهای بعدی بتونه نظر خواننده رو بیشتر جلب کنه
با سلام و عرض ادب. در نقد این کتاب، باید گفت که در این کتاب، با داستانی زیبا، جذاب، مهیج و پر از ماجرا رودررو هستیم که با خلاقیت نویسنده، به اثری دلنشین تبدیل شده که مطالعه کننده هنگام خواندن آن، احساس نزدیکی کرده و تا انتها آن را دنبال خواهد کرد و در کندن از آن برایش آسان نیست. ترجمه دقیق، جامع و کامل این داستان منطبق بر اصول دو زبان مبدأ و مقصد، از نقاط قوت و مفید و مثبت این کتاب به شمار میآید. مطالعه این کتاب، مخصوصا برای دوستداران رمان و داستان، پیشنهاد میشود و خالی از لطف نیست. در کلام نهایی، این کتاب شایسته توجه بوده و ارزش مطالعه کردن، حداقل برای یک بار را دارد.
کتاب گرگهای سفید، واقعا عالیه. کاش میشد بجای پنج ستاره، به این کتاب هزار تا ستاره بدم، به نظر من که، این کتاب شاهکاریست در میان افسانههایی است که در دوران معاصر بین نویسندگان نوشته شده، امیدوارم سایر کتابهای این نویسنده هم قرار بگیره این مدل کتاب از اونایی هست که به مرور زمان جذاب تر میشه البته یه مقدار گنگ هست ولی باز ادم دلش میخواد ادامش بده البته تو جلدهای دیگه باز یه مقدار بیشتر سبک نویسنده دست ادم میاد و این گنگی کم تر میشه. در کل این کتاب، سبک داستانش و پایانبندی جذاب و شروع ملایمش، خیلی عالیه. از مترجم بابت ترجمهی عالی و بی نقص این اثر ممنونم.
گرگهای سفید یه داستان فانتزی زیبا در مورد جنگجویانی در آینده با تمی قدیمی هست تو این کتاب داستان زندگی یک قاتل توبه کار رو میخونیم که بزرگترین جنگجوی زمان خودشه.
اون در مبارزه با نفس خودش هست. در این راه با دوستانی آشنا میشه و هدف جدیدی پیدا میکنه. بعضی از این دوستان قصد جونش رو دارند اما اون این دوستان رو رها نمیکنه.
میزان فانتزی بودن این کتاب زیاد نبود و از طرفی خیلی از سوالها رو بی پاسخ گذاشت و داستان رمانتیکش هم با پایان جالب و روشنی تموم نشد. به همین دلیل من فقط ۴ ستاره به این کتاب میدم.
اما در کل کتاب زیبایی بود و از کتابراه برای قرار دادنش تشکر میکنم.
با تشکر از کتابراه بخاطر رایگان ارائه کردن این کتاب زیبا، کتاب داستان جذابی دارد، احساسات و عواطف شخصیت های داستان به زیبایی تشریح شده اما یک ستاره کم کردم بخاطر اینکه عنوان کتاب با داستان چندان همخوانی نداشت، گرگ های سفید اشاره ای به گروهی از افراد دارد در صورتی که شما در داستان با گرگینه ها مواجه میشوید که ربطی به گرگ های سفید ندارد و فقط در بخش بسیار کوتاهی استارت به اسکیلگانون میگه گرگ سفیدی ک در خواب میبینی در واقع روح خودت هست گاهی بخش های کوچیکی از داستان گنگ و مبهم میشه اما درک کل نویسنده تونسته داستان رو به زیبایی به سر انجام برسونه.
کتاب جالب وخوبی بود پیشنهادمیکنم این کتاب را بخونید این کتاب بیشتر در مورد ایمان و اعتقاد به پروردگارو کار درست درستکاری و کمک به دیگران همدیگه بخصوص فقیران، بیماران، ضعیفان استیک جوری داره زمان بعدازجنگهای صلیبی و یا قدیمی را توضیح میده که مردم چطوری درترس و وحشت گرسنگی زندگی میکردن با این حال بازم ایستادگی میکردن و دوباره سعی به شروع زندگی و ساختن شهرابادی خونه و کلیساو کاشانه خودشون و مداوا کردن بیماران و نگهداری از زخمیها و تهیه درست کردن غذا و دارو و تلاش برای برگرداندن امنیت اسایش وصلح بدازجنگ اماباروش خاص خودنویسنده
داستانی فوق العاده زیبا و خواندنی از اون داستان هاست که واقعن لذت میبری از خوندنش من که لذت بردم با تشکر از دیوید گمل و ترجمه علی طالعی گرامیو کتابراه عزیز و یک چیز دیگه اینکه به دوستانی که یک صفحه درباره هر داستانی مینویسند که به اصطلاح بگن ما بسیار دقیق و نکته سنج هستیم میگم که خیلی مختصر و کوتاه هم میتونید تعریف کنید یا انتقاد بفرمایید و انقد لازم نیست توضیح بدید خودتون رو خسته کنید با یک جمله کوتاه میتونید لپ مطلب رو برسونید انتقاد کنید و یا پیشنهادش بدید که بقیه دوستان هم بخونن و لذت ببرن با تشکر از همتون.
با عرض درود و وقت بخیر، جسارت نشه ولی مقدمه شرح مختصر و مفیدی از کل داستان میباشد که انگار از ابتدای مقدمه داستان اغاز میشود و فصل اول بی مربوط شروع میشود، هیچ وجه هیجانی در نگارش دیده نمیشود و به زبان ساده نگارش شده و هنگام بکار بردن فعلی در جمله اول در جمله دوم باید مترادف ان فعل بکار برود ولی مکرر یک فعل تکرار شده و داستان بی روح بنظر میرسد، نظر شخصی بنده بود. تشکر از برنامه خوب و این ستارهها هم بخاطر کتاب نیست بخاطر سخاوت شما میباشد، سپاس
داستان جالبی بود یک فرمانده بی رحم و قدرتمند به ملکه سرزمین خدمت میکند و هیچ کسی نمیتواند در مقابلش مقاومت کند. اسکیلگانون همسر و فرزندش رو از دست میده و از همسرش فقط یک یادگاری داره و با یک سری افراد همسفر میشود به دنبال مکانی به اسم رستاخیز امیدوار هست بتونه اونجا همسرش رو زنده کنه در این مسیر اتفاقات زیادی براشون میافته. اسکیلگانون دوشمشیر جادویی داره و شبها کابوسهای عجیبی میبینه. کلا باحال بود اگه از داستانهای فانتزی و درام خوشتون میاد ببینید.
سلام داستان گرگ های سفید اثر دیوید گمل است داستان درباره ملکهای جادوگر هستش که به سرزمینی حکومت میکند و او سرباز هایی را دارد که نصفشون انسان و نصف دیگر حیوان که هیچ کس نمی تواند انهارا شکست دهد ولی اسکیل گانون قهرمان ان سرزمین برای نجات سرزمینش پیش قدم میشود خب من نمیخوام هیجان این داستان از بین بره و توصیه میکنم که ادامه دایتان خودتون بخونید و ببینید چه چیزی در انتظار اسکیل گانون است اها یادم رفت بگم این داستان کاملا تخیلی است
سلام تشکر از نویسنده عزیز و مترجم گرامی، تنها ایراد داستان فصل بیستم بود که نوشته بود اپیلوس نوزده ساله بود ولی دو خط پایین تر نوشته شده اپیلوس سیزده ساله بود، داستان بسیار جذاب و قشنگی بود، وقتی شروع کردم فکر نمیکردم۵۸۳ صفحه روتمام کنم ولی یک هفته نشد تمامش کردم، به همه پیشنهادش میکنم، از خواندنش پشیمان نمیشوید😍😍فقط کاش آخرش واضحتر تمام میشد اینکه اسکیلگانون میفهمه پدرشده یاسرنوشت الانین، جیاناچی میشه، خیلی خیلی خوشم آمد، قلمتان شکوفا👍👍👍
کتاب قشنگیه راجب زندگی یک جنگجو که به بی رحمی معروفه ولی با اینکه همه کارهای بیرحمانه رو انجام داده اونقدارا هم فرد بدی نیست، من بیشتر از شخصیت و طرز فکر شخصیتای داستان خوشم اومد تا خود داستان. امتزاجی از خشونت، امید، ترس، لطافت و احساسهای متضاد بسیار، داستانی جذاب. پایانش عالی بود نسبت به داستانهای دیگه که یه پایان حسرت انگیز دارن. در کل داستان خوبیه از نوع فانتزی کسانی که این نوع داستان میخونن جالبه از سری کتابهای درنای هست
هر خوبی و بدی در درون انسان جلوه میکند. این کتاب تقابل بین خوبی و بدی درونی را به نمایش میکشد. مرز بین این دو، به خوبی نشان داده شده. انسان به یک چشم به هم زدن یا یک طلوع خورشید میتواند از سیاهی به سپیدی قدم بگذارد و به یک پلک بر هم زدن از درون سپیدی به سیاهی مطلق فرو برود. همه چیز در خود فرد است. اینکه چگونه از ابزارهای در دستمان استفاده کنیم، به قوه عقل خودمان بستگی دارد.
ترجمه جالب نیست. مفهوم رو متوجه میشید ولی جمله بندیها افتضاحه. ظاهرا حتی یک بار هم کتاب رو نخونده مترجم یا ناشر که بخواد تصحیح کنه فعل و فاعل رو. ولی داستان بدی نیست. ماجراجویی و نبردهای نسبتا هیجان انگیزی داره با قهرمانهای مختلف. برای یک بار مطالعه خوبه اگه کتاب فانتزی دوست دارید. ولی نه که خیلی نبردهای پررنکی داشته باشه همچنین جادو به شکل نسبتا کمرنگ در داستان دیده میشه.
بین کتابهای فانتزی سری کتابهای یلنا افسانه ایژیا و سری کتابهای بلگاریون این کتاب بهتر بود شاید بدلیل اینکه در همان جلد داستان به پایان رسید شاید هم بخاطر کمی فاصله گرفتن از دنیای جادو ونزدیک به دنیای واقعیت بیشتر شبیه افسانههای فولکلور اسکاندیناوی بود و البته ترجمه کتابهای فانتزی بخاطر کلمات و واژههایی که نمیتوان معادل پیدا کرد کاری سخت هست که مترجم بخوبی از عهده بر امده
دیوید گمل روش خاص خودش رو در نوشتن داره. در تمامی کتاب هایش می شود بخشی از زندگی سختش را دید. تمامی کتاب های با اینکه اثر مستقل اند اما همه ان ها به داستان چند کشور می پردازند. کتاب های از جمله: پادشاه پشت دروازه. احتیاج به چند بار خوانش داردن. در کتاب بدون مقدمه از زمان حال به گذشته می روید و باید کتاب را چند بار مطالعه کنید تا به جذابیت کتاب پی ببرید .
کتاب قشنگیه راجب زندگی یک جنگجو که به بی رحمی معروفه ولی با اینکه همه کارهای بیرحمانه رو انجام داده اونقدارا هم فرد بدی نیست، من بیشتر از شخصیت و طرز فکر شخصیتای داستان خوشم اومد تا خود داستان، متن ها قشنگی هم بودن که زیبایی داستان رو دو چندان میکنه، این مسئله که کتاب ترکیبی از ترس و امید و خشونت و لطافت بود، تضاد زیبایی رو برای داستان به ارمغان میاره.
قسمتی از کتاب: ما همون چیزی هستیم که نشون می دیم راهب اعظم. آدمیزاد شکارچیه، قاتله... ما شهرهای بزرگ می سازیم. ولی هنوز مثل گرگ زندگی می کنیم. قوی ترین بر ضعیف ترین حکومت می کنه. ممکنه رهبران رو شاه یا ژنرال صدا کنیم. اما نتیجه یکسانه... ما گروه گرگ ها رو می سازیم و چیزی که همیشه بوده؛ ریز نکته های خیلی جذابی داخلش پنهان شده بود و شخصیت هاش رو دوست داشتم.
از نظر من عالی بود اگر چه اوایل داستان، ارتباط گرفتن با کتاب کمی سخت بود ولی بعدها واقعا به دل میشینه و تصویر سازی خوبی هم در ذهن ایجاد میکنه داستان شاید کمی مشابه کتاب جرج مارتین باشه ولی در نوع خودش کاملا جذاب بود و ذهن رو درگیر میکنه اینکه بین سیاهی و سفیدی هم میشه خاکستری بود فقط اینکه کاش ادامه همین داستان هم در کتاب بعد باشه. کسی میدونه؟
با سلام اولش که کتاب رو خوندم متوجه داستان قوی اون شدم اما کمی پیش که رفتم متوجه ترجمه ی به شدت ضعیف اون شدم طوری که بعضی از صفحه هارو دوباره میخوندم اصلا ادم رو نمیکشونه با خودش به قول معروف، منکه اصلا دوست نداشتم ترجمه ی بسیار ابتدایی داره باید بگردم ببینم کتاب رو با مترجم دیگه ای میتونم پیدا کنم یا نه چون داستان خوبی داشت
ترجمه کتاب بسیار بسیار روانه. داستانش رفته رفته جذاب تر میشه و علاوه بر لذتی که میشه از داستان برد یه قانون کلی برای زندگی رو بهمون یادآوری میکنه.
اسکیلگانون در عین بی رحم بودن مهربونترین و با شخصیتترین شخصیت داستانه..
کتاب خوب و جذابی بود ولی اوایل داستان به شدت کسل کننده بود ولی هرچه داستان جلوتر رفت و گره های داستانی هم به مرور ایجاد و هم به مرور باز شدن داستان شیوا و روان شد و به نظرم ارزش یک بار مطالعه رو داره ولی متأسفانه جلد دومشو در کتاب راه من ندیدم امیدوارم به زودی موجود بشه تا بتونیم ادامه این داستان جالب و مهیج رو بخونیم
من خیلی وقت پیش اسم دیوید گمل رو شنیده بودم، و این کتاب که از چندگانه حماسه درنای هست رو دوست داشتم، شاید خوندنش برای من که کتابهای فانتزی رو دوست دارم جالب بوده، ولی ناراحتم که چرا کل چندگانه این کتاب در کتابراه موجود نیست، اگر میبینید نظرمو لطفا موجودشون کنید از نشر کتابسرای تندیس هم هست، موفق باشید
سلام، با خوندن کتاب علاقه مند به خوندن کتابهای دیگه گمل شدم، شخصیت دراس افسانهای رو هم خیلی دوست داشتم، اما درک اینکه چرا یه نفر بخاطر دستورملکهاش باید بچه بکشه و یه شهر رو نابود کنه برام غیرقابل باور بود، بیشتر میتونم بگم خیلی بعضی قسمتهای کتاب اغراق آمیزه ولی خب حسابی شمارو سرگرم میکنه، خوندنش رو پیشنهاد میکنم
کتاب «گرگهای سفید» یه داستان پر از ماجراجویی، تعلیق و لحظات نفسگیره. شخصیتها خیلی خوب پرداخته شدن و داستانش طوریه که آدم رو از همون اول درگیر خودش میکنه. اگر از داستانهایی با فضای رازآلود، نبرد و کشمکشهای هیجانانگیز لذت میبری، حتماً این کتاب رو بخون. خوندنش هم سرگرمکنندهست، هم فکر آدم رو مشغول میکنه.
ممنون از کتابراه خوب بود در ابتدا وقایع به آهستگی و با صبر و حوصله پیش میرفت اما تقریبا بعد از مطالعه یک سوم کتاب شخصیتها به هم ربط پیدا کرده و پیوستگی خوبی تا آخر شکل گرفت. غلط تایپی داشت اما کم بود. از نظر من ترجمهی خوبی داشت. شخصیتهای داستان جذاب بودن و هر کدام در خور داستان بودن نه اضافی بودن نه کم
امیدوارم سایر کتابهای این نویسنده هم قرار بگیره این مدل کتاب از اونایی هست که به مرور زمان جذاب تر میشه البته یه مقدار گنگ هست ولی باز ادم دلش میخواد ادامش بده البته تو جلدهای دیگه باز یه مقدار بیشتر سبک نویسنده دست ادم میاد و این گنگی کم تر میشه
از مترجم هم تشکر میکنم بابت ترجمه روان متن این کتاب
کتاب خیلی خوبی هست و ترجمه کتاب جالب هست ادمو یاد فیلمهای شاه ارتور و سرگذشت گلادیاتورها میندازه هیجان کتاب هم به اندازه هست اما کتاب به اندهزه کافی راجب بعضی مسئلهها توضیح نداد و پایان کتاب هم کمی باز هست که انتضار فرد رو از نویسنده بالاتر میبره اما در کل کتاب جالب وقشنگی هست
کتاب گرگهای سفید به قلم دیوید گمل، داستان سرزمینی را روایت میکند که ملکهای جادوگر بر آن حکومت میکند و دو قهرمان با نامهای اسکیل گانون و دراس اسطورهای، در تلاشند تا با پلیدیهای او مقابله کنند. این جادوگر در سرزمین درنای حکم فرمایی میکند. تمام مردم آن سرزمین با ترس از او زندگی میکنند
یعنی اگر به غیر از پنج ستاره به این داستان میدادم مطمئناً از بی سلیقگی من نشأت میگرفت...
به نظر من که شاهکاری در میان
افسانه هائی است که در دوران معاصر بین نویسندگان نوشته شده و مطمئناً خیلیها با من هم نظر هستند
بنابراین از نویسنده تقدیر و از دست اندرکاران این سایت تشکر میکنم
کتاب بسیار زیبا و بامفهوم، خیالی، راجب زندگی چند نفر که باهم همراه میشن با تفاوتهای بسیار یکی ظالم و یکی مظلوم که در یک گروه قرار میگیرن و اینکه از ظاهر کسی نمیتوان به باطن اشخاص پی برد انسانهای مظلومی که توسط افراد ظالم به گرگ تبدیل میشن و همنوع خودشون رو میخورن
این کتاب خیلی جذاب بود و نکته مثبتش این بود که هر لحظه جذاب تر میشد و آدم رو تشویق میکرد ادامشو بخونه و نکته منفیش این بود که چون جذاب تر میشد آدم میخواست ادامه داشته باشه و آنقدر زود تموم نشه ولی به هر حال خیلی جذاب بود، حتما بخونید ممنون از خانم علیخانی بابت ترجمه عالیشون
من دنبال خوندن یک کتاب تو مایههای میدگارد یا هری پاتر بودم چیزی که توش جادو خوب باشه این کتاب اما از اون سبک کتابهای اساطیری بود که جادوگرها توش بدجنس و بدن و کلا خیلی جادویی نبود اما به هار حال جذاب بود و سریع تموم شد.
کتابی تخیلی، بسیار جذاب و باکشش. همه شخصیتها و مکانها و حوادث به شیوه خیلی جذاب و قابل تخیلی معرفی میشدند.. من خییلی لذت بردم. اول که نظرات رو خوندم فکر کردم کتاب گیجکنندهای باشه و نتونم جذب بشم، ولی نقصی در بیان داستان ندیدم و بسیار لذت بردم.
خیلی کتاب خوبیه، ترجمه کتاب بسیار بسیار روانه. داستانش رفته رفته جذاب تر میشه و علاوه بر لذتی که میشه از داستان برد یه قانون کلی برای زندگی رو بهمون یادآوری میکنه.
اسکیلگانون در عین بی رحم بودن مهربونترین و با شخصیتترین شخصیت داستانه. ممنون از کتابراه
داستان بنظر جالب میاد ولی در بکار بردن جملات و متن داستان ایراد زیادی هست. گاهی مخاطب اصلا متوجه جریان نمیشه و باید دو سه بار بخونی و در آخر خودت متوجه بشی جریان چی شد. خلاصه که متن داستان اصلا روان و سلیس نیست و ادمو عصبی می کنه
کتاب خوبی بود، اما شخصیت پردازی ضعیفی داشت مثلا از دراس چیزی به جز چثه بزرگ و ریش سیاه وسفید چیز دیگه نگفته بود ودرمورد بقیه شخصیتها مثل رابالین هیچ ایندهای مشخص نشده بود درحالی که اون شخصیتی بود که از اویل کتاب حضور داشت...
کتاب خیلی خوبی بود از خوندنش لذت بردم. رفته رفته داستان جذاب تر میشد، پایان خوبی داشت اما امیدوار بودم یکم مشخص تر همه چیز تموم بشه در حالیکه مشخص بود پایان کتاب، ولی از آیندهای مبهم هم گفته شد. اما این کتاب در کل خیلی خوب بود ممنون🌹🌹
کتابی بسیار زیبا و تخیلی درمورد یک قاتل که بزرگترین جنگجوی زمان خودش بود صحبت میکنه درباره این کتاب باید بگم که خیلی عالی جذاب بود درباره نویسنده بگم که خیلی خوب و دقیق و نکته به نکته نوشته بسیار خوب بود
کتاب بسیار خوبی بود
من بیشتر این جاذبه و کششی که کتاب داشت برای دنبال کردن داستان رو دوست داشتم
به قول دوستمون پایان خوبی داشت ولی کاشکی پایان واضحتر بود
بازم ممنونم از مترجم کتاب خسته نباشید🙏
عالی بود و هیچ عیب و ایرادی نداشت جوری تعریف شده بود که شخصیت اصلی یعنی الک اسکیلگانون محبود خواننده میشد میتوانست احساسات و حتی چهره اورا به خوبی تصور کند و کلمات عالی انتخاب شده بودنند
کتاب قشنگیه راجب زندگی یک جنگجو که به بی رحمی معروفه ولی با اینکه همهی کارهای بیرحمانه رو انجام داده اونقدرا هم آدم بدی نیست. من بیشتر از شخصیت و طرز تفکر شخصیتهای داستان خوشم اومد تا خود داستان
کتاب قشنگیه راجب زندگی یک جنگجو که به بی رحمی معروفه ولی با اینکه همه کارهای بیرحمانه رو انجام داده اونقدارا هم فرد بدی نیست، من بیشتر از شخصیت و طرز فکر شخصیتای داستان خوشم اومد تا خود داستان
قلم نویسندهاش اونقدری خوب هست که ادم بتونه صحنههای کتاب رو تصور کنه.
این کتاب به ما یاد میده برای رسیدن به چیزی که میخایم باید ندای مثبت نهفته درونمون رو پیدا کنیم و در مسیر اون قدم برداریم.
کتاب خوبی بود و جذابیت زیادی نیز داشت همچنین کشش برای ادامه داستان به طرفداران علمی تخیلی توصیه میشود چرا که چیزهایی که وجود دارد و عناصر توصیفی باعث میشود بسیاز راحت در بستر داستان قدم زد
داستان خیلی خیلی زیبایی بود، ولی کاش برای اینکه یکم واقعی تر برسه اخرش یکبار هم اسکیلگانون زخمی میشد از کسی مثل آیرونماسک.
ولی قانونی که دراس داشت خیلی زیبا بود
نقاط قوت کتاب:
شخصیتپردازی عمیق: گمل شخصیتهای پیچیده و کاملاً توسعهیافتهای خلق کرده است که خواننده به راحتی میتواند با آنها همذاتپنداری کند. اسکیل گانون شخصیتی ضد قهرمان است که در طول داستان با چالشهای اخلاقی متعددی روبرو میشود و به تدریج متحول میشود. جهانسازی وسیع و غنی: گمل دنیایی وسیع و پر از جزئیات خلق کرده است که شامل سرزمینهای مختلف، نژادها و موجودات جادویی میشود. داستان حماسی و پرماجرا: گرگهای سفید پر از نبردها، تعقیب و گریزها و لحظات هیجانانگیز است که خواننده را تا انتهای داستان مجذوب خود میکند. نثر قوی و گیرا: گمل نثری قوی و گیرا دارد که به زیبایی داستان را روایت میکند.
نقاط ضعف کتاب:
خشونت: داستان شامل صحنههای خشونتآمیز متعددی است که ممکن است برای برخی از خوانندگان مناسب نباشد. تاریکی: لحن کلی داستان تاریک و غمانگیز است که ممکن است برای برخی از خوانندگان خوشایند نباشد. سرعت آهسته: در برخی از قسمتهای داستان، سرعت روایت کمی آهسته میشود