مجله سینما و ادبیات - شماره 76، منتشر شد. غریبهای در این حوالی، روح سرکش یک آنارشیست، سینمای نوین آرژانتین، با کلامی از ابریشم و نفت و ادبیات داستانی، از جمله عناوینی هستند که در این شماره از مجله میخوانید.
«پدر بحق سینمای مدرن ایران». از سهراب شهید ثالث میگوییم و این عبارتی است که امیر نادری در این پرونده با آن از او یاد میکند. او که با کارگردانی دو اثر بسیار بااهمیت، تحولی اساسی در سینمای واقعگرای ایران پدید آورد قرار بود با جسم بیمار، شکننده و روح حساسش یکی از مهمترین دورههای سینمای ایران را همراهی کند. سکون، ملال، روزمرگی، نماهای طولانی، تکرار، جملههای تصویری، انجماد عاطفی و…؛ به مولفههای فراوانی در کارهای شهیدثالث میتوان اشاره کرد.
«روزمره» و «روزمرگی» از جمله این ویژگیهاست؛ در حالی که نمیتوان گفت دقیقا چه چیزی زندگی «روزمره» را میسازد. «روزمره مقولهای توخالی و مسئلهای حل نشده است که به نقدنویسان اجازه میدهد با رویههای انتقادی برگزیده خود پرسش کنند.» در مورد شهیدثالث میتوان گفت بازنمایی زندگی روزمره در کارهای او نقدی است بر جوامعی که او در آنها زیست و کار میکرد. در ضمن میتوان گفت بازنمایی زندگی روزمره در کار او تلاشی بود برای ارائه بدیلی در برابر قالبهای سنتیتر و مسلطِ فیلمسازی؛ نه فقط در سینمای هالیوود بلکه در دیگر قالبهای سینمایی که در ایران و آلمان محبوبیت داشتند.
تکرار تمهید روایی دیگری است که «از حد القای فکر گذر زمان و روال یکنواخت زندگی یا حتی ایراد بیانیهای فلسفی درباره زندگی فراتر میرود. تکرار در عین حال مرجعی به دست ما میدهد تا تغییرهایی را که در احساسات و عواطف شخصیتها روی میدهد و زخمهای روحی التیامناپذیر درون آنها را بسنجیم و درک کنیم.» در پروندهای که پیشرو دارید از خاطرهنگاری در مورد سهراب شهیدثالث فاصله گرفته و تلاش کردیم با برجسته کردن و تحلیل عناصر و خطوط اصلی آثارش به کاراکتر حساسش نقب بزنیم.
بله










