کتاب قناری در قفس شامل مجموعهای از غزلهای زیبا و دلنشین، با مضامین گوناگون مذهبی، سیاسی و... به قلم کیومرث عباسی قصری است.
در بخشی از کتاب قناری در قفس میخوانیم:
ناگزیر از سوختن را آفتی چون گریه نیست
بیشتر آتش کبابش میکند هرکس گریست
پایِ چشمِ عجز را بیهودهتر کردن چه سود
در نیستانی که اُفتد شعله خشک و تر یکیست
میتوان یکدم چو نی، گُل کرد و مشتاقانه سوخت
گر میسّر نیست عمری مثل سرو آزاد زیست
در زمانِ عافیت از درد گفتن ساده است
درد کآید میشود معلوم اهلِ درد کیست
ما نیایم و زین نیستان اهلِ دل کندن نهایم
گرچه میدانیم سهم آنکه خواهد ماند چیست
سالها زین پیشتر، مردِ مُردّد ماندهای
عشق میگفتش بمان و عقل میگفتمش نهایست
عاقبت ماند و چو نی شمع مزار خویش گشت
عاشقان را چارهای جز پیروی از عشق نیست
آن مُردّد مانده جز این «قصریِ» بیدل نبود
حاصلِ این بیدلی پیراهنی خاکستریست
بله

















