کتاب مشکلات و بیماریهای شایع قلبی - عروقی از دیدگاه کاردیوفورنسیک به قلم فرخ تافتاچی و لیلا عبدالکریمی، ابتدا نکاتی را بررسی میکند که معمولا متخصصین و جراحان قلب آنها را نادیده میگیرند و سپس بر مواردی که نیاز به ظن بالینی قوی و فراست درمانگران دارند، تمرکز میکند.
تغییرات ایجادی در فرهنگ و ساختار علمی جامعه منجر به رشد و پیشرفت علم پزشکی قانونی گردیده و لازم است تعریف جدیدی برای پزشکی قانونی برخلاف تعاریف موجود برای پاتولوژی قانونی ارائه شود. پاتولوژی قانونی در مورد بررسیهای پزشکی در یک اقدام جنایی که ممکن است منجر به مرگ بشود یا خیر، به کار برده میشود. ولی پزشکی قانونی بکارگیری کلیه مبانی طب و اقدام بر اساس کلیه زمینههای علم پزشکی در موارد جنایی و حقوقی میباشد.
بنابراین باید متخصصین طب قانونی نه فقط در زمینه رشته خود، بلکه در کلیه زمینههای علوم پزشکی اطلاعات کافی داشته باشند.
کتاب مشکلات و بیماریهای شایع قلبی - عروقی از دیدگاه کاردیوفورنسیک (Cardio forensic View Of Common Cardio-Vascular Problem And Disease) تاکید دارد که هر پزشکی بدون توجه به رشته تخصصی خود، باید با بکارگیری تجربیات فراوان خود برای افزایش اطلاعات پزشکیاش تلاش نماید. بدون تجربه کافی کار کردن بسیار مشکل است و کمبود تجربه از مهمترین عوامل ایجاد خدشه در مدیریت بیماران میباشد و بخصوص اگر با کمبود اطلاعات هم همراه باشد، یک وضعیت مخاطرهآمیز ایجاد خواهد شد و اگر عدم صداقت هم درمیان باشد، فاجعه ببار میآید.
گاه پزشکان اطلاعات کافی ندارند و گاهی هم تجربه کافی جهت بررسی دقیق و نتیجهگیری عاقلانه را دارا نمیباشند که هر دو حالت باعث نتیجهگیری اشتباه و نادرست میگردد.
هر پزشکی باید آخرین رفرانسهای طب داخلی، جراحی، و سایر رشتههای پزشکی و حتی رشتههای وابسته را در دسترس داشته باشد (که معمولا فراموش میگردد). حتی خیلی از پزشکان از عواملی که باعث ناتوانی ایشان در درمان بسیاری از بیماران میگردد آگاه نیستند.
این عوامل باعث پیچیده شدن وظایف همه افراد درگیر از جمله وکیل، بیمه، قاضی و پزشکی قانونی میگردد. همه افراد اشاره شده باید با توجه به گزارشات پزشک و مدارک و گواهیهای موجود نتیجهگیری کنند و با تکیه بر این گواهیها و گزارشات است که قضات و بیمهها میتوانند به یک تصمیمگیری عادلانه برسند.
در بخشی از کتاب مشکلات و بیماریهای شایع قلبی - عروقی از دیدگاه کاردیوفورنسیک میخوانیم:
انسداد شریانی به دنبال متاستاز کندروسارکوما: آقای 39 ساله به دنبال دیسپنه، خستگی و ضعف از سه هفته قبل دچار همیپلژی ناگهانی سمت چپ بدن میشود که به اورژانس مراجعه مینماید. در سابقه مرمر قلبی داشته و دیژیتال و دیورتیک تجویز شده است. در 15 سال قبل یک توده از سقف دهان وی برداشته شده و ماگزیلکتومی ساب توتال و جایگزینی با پروتز انجام شده که تشخیص کندروسارکوما بوده است.
در زمان معاینه بیمار از ضعف و بیحسی پای راست در چند هفته اخیر شکایت داشت. درمانیتورینگ ریتم به صورت تاکیکاردی بطنی بود که البته خود به خود به حالت سینوسی برگشته است. علیرغم درمان حمایتی با دکستران و دادن مایع، و تجویز عوامل سمپاتومیمتیک، فشار بیمار همچنان کاهش یافته و در عرض 3 ساعت با تابلوی ادم ریه فوت مینماید.
در اتوپسی 1000 سیسی مایع خونی در پلور راست و مایع زرد در پلور چپ مشاهده شد. لوب میانی ریه راست به دهلیز چپ چسبندگی داشت که همراه با یک توده 5 سانتی متری با گسترش به فضای پلوربود. در بررسی قلب و عروق نکته مثبتی یافت نشد.
یک توده 7 سانتی متری در آئورت سینهای و یک توده 5 سانتیمتری در آئورت شکمی که کاملاً باعث انسداد شریان کلیوی چپ شده بود وجود داشتند و آمبولی در ایلیاک مشترک راست و در ایلیاک خارجی چپ که باعث انسداد این رگها شده بود مشاهده شد، که تودهها چسبندگی به اندوتلیال نداشتند. مغز ادماتو بود و فشار روی مخچه مشاهد شد. یک آمبولی باعث انسداد کامل شریان مغزی میانی شده بود که حاوی سلولهای تومورال و کاملاً به شکل یک لخته خونی بوده است.
از دید کاردیو فورنسیک:
این مورد اولین مورد متاستاز وسیع کندروسارکوماست که در مطالعات آمده است. کندروسارکوما معمولا از منشا غضروف است و با میزان مختصر بافت همبند همراه میباشد. تهاجم عروقی از طریق ورید رخ میدهد و تمایل فراوان به رشد داخل عروقی بدون چسبندگی به دیواره وجود دارد و منشأ آمبولی در این بیمار هم از ورید ریوی بوده است.
بله

















