سلام بیشتر دهه 50 انتخابهایشان برا اساس ایمان و هم کفو بودن بود. و با توجه به تجربیات خودم، نه تحقیقات علمی، دهه 50 ازدواجهای بهتری داشتند و طلاق بین اطرافیان من به ندرت بود. آماری که درکتاب ارائه شده، نمیدانم چه منبعی دارد. هم کفو بودن از بابت تحصیلات یا نزدیک هم باشه، یک معیار مهم هست. ازدواج نامناسب چند دهه یا کل عمر را تحت تاثیر قرار میده. ازدواج نکردن از ازدواج بد، بهتر است. فرهنگ خانوادهها با فرهنگ فعلی فرق کرده است. اکثر دهه هفتادیها تک فرزند یا دوفرزند هستند و مشکلات مالی دهههای قبل را نداشتند وشرایط مالی خوبی برای ازدواج داشتند که متاسفانه دهه شصت و پنجاه محروم بودن و برای رشد در تمام ابعاد زندگی مجبور بودن خودشون تلاش کنند.
خیلی کتاب ضعیفی بود و برگرفته از حرفهای خاله زنکی بود. دیدگاه سنتی که فرد موفق رو کسی میدونه که زودتر ازدواج کنه. توصیه میکنم وقت رو برای مطالعه این کتاب هدر ندید.
سلام اتفاقا چیز بدی نمیگه کتاب، یکی ازدلایل بالارفتن سن ازدواج به خصوص دختران تحصیلات بالا وبالا رفتن سطح توقعات است وچارهای جز پایین اوردن سطح توقعاتشان نیست