جلد کتاب کتاب ستارهپشت جلد کتاب کتاب ستاره
۵۹,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب ستارهپشت جلد کتاب کتاب ستاره
کتاب الکترونیک
46 صفحه
EPUB
نشر عطران

برای خواندن کتاب ستاره و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب ستاره

کتاب ستاره نوشته‌ی راضیه ندیمی، داستانی عاشقانه است که با بیانی شیوا و دلنشین به رشته تحریر در آمده.

در بخشی از کتاب ستاره می‌خوانیم:

مادر تو اتاق من تلفنی با دایی صحبت می‌کرد. پتو را کشیدم روی سرم. گفت: پاشو مامان! ساکتم که حاضر نکردی. مادر از اتاق بیرون رفت و من صدایش را میشنیدم. بلند شدم. خودم را در آینه دیدم، سرم کج کردم و به استرسی که دیشب مرضیه داشت فکر کردم. خوب طبیعیه همه تو این شرایط استرس دارند. نگاهی به چشمانم کردم، پس چرا من استرس ندارم؟ مجید را در آینه، پشت سرم دیدم. باهم سلام کردیم. جفتمان خندیدیم. در اتاق را بست، هلم داد روی تخت، گفت: دیوونه شدی با خودت حرف میزنی؟ گفتم: آره، الآن یکم دیوونه‌ام. سرم روی سینه‌اش گذاشت، از بوی عطری که به لباسش زده بود، خوشم آمد. گفت: جوووونممم. منم همین دیوونه بودنت رو می‌خواهم. دلم بغل می‌خواست؛ اما ته دلم خالی شد. به چشمانش نگاه کردم. مجید محکم تو بغلش نگهم داشته بود و همین حسِ جدا نشدن از هم، در چشمانش دیدم. گفتم: کی اومدی متوجه نشدم؟ گفت: هیسسس، هیچی نگو بذار نگات کنم. خجالت کشیدم، اما فاصله نگرفتم.

می‌خواستم این حس خوب را خراب نکنم. دوباره نگاهش کردم. هچنان به چشمانم زل زده بود. دلهره، وجودم را گرفت. صدای تپش قلبم رو می‌شنیدم، همینطور صدای قلب مجید. گفتم: مجید! وقتی چشمات حالت مستی می‌گیره می‌ترسم. بذار از جام بلند شم. گفت: مستی به خوردن مشروب و الکل نیست! همینکه تو بغلم لمست می‌کنم از هر شرابی مست تر میشم. دستانش شل کرد. فاصله گرفتم. عذر خواهی کرد، گفتم: اووومم، منم. مادر صدایم کرد تلفن را جواب دهم. فرزانه بود گفت: به مجید بگم بره دنبالش، بیاد خانه‌ی ما. مجید خواست همراهش بروم. گفتم: باید دوش بگیرم و ساکم را مرتب کنم. گفت: نیای، نمیرم! فرزانه میتونه با آژانس بیاد. گفتم: عه، این چه کاریِ؟ با ساک و کیف و بچه نمیشه، برو دنبالش، لپم رو کشید و بوسید، گفت: گفتم که نیای نمیرم. گفتم: تماس بگیر بگو حاضر شو میاییم دنبالت.

مشخصات کتاب الکترونیک

عنوان کتابکتاب ستاره
نویسندهراضیه ندیمی
ناشر چاپینشر عطران
سال انتشار۱۳۹۸
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات46
زبانفارسی
شابک978-622-6201-74-2
قیمت کتاب الکترونیک
۵۹,۰۰۰ تومان

خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان
موضوع کتابکتاب‌های داستان کوتاه ایرانی

کتاب ستاره بر اساس قرارداد رسمی با نشر عطران در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب ستاره

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟