کتاب جانهای شیفته: دیالوگهای شاعرانه، مجموعهای از دیالوگهای ذهنی واهه آرمن با نویسندهها و شاعرهای معروف همچون تولستوی، سروانتس، بورخس، توماس الیوت و... است که به نحو هنرمندانهای بخشی از جملات آنها انتخاب شده و در ادامه "واهه" به آنها پاسخ میدهد.
واهه آرمن در مقدمه کتاب بیان میکند:
«اندیشهی گفتوگویی شاعرانه با شاعران و نویسندگان نادیدهای که در شکلگیری و پروردگی باورها و جهانبینی من نقش بسیار برجستهای داشتهاند و دارند، از حدود بیست سال دورتر میرود. سرمنشأ این فکر گاهی دغدغهها و پریشانحالیهای مشترک من و این شخصیتهای ادبی بوده است، و گاهی سرخوشیها و عاشقیهای مشترکمان.
اگر کسی ژرفترین اندیشهها و درونیترین رؤیاهای یک نویسنده را که به صدای بلند بیان نشده، میبیند و احساس میکند، دیگر برایش سخن گفتن و درد دل کردن با کسانی که در زمانی دیگر میزیستهاند، و حتی دل بستن به رفتگان یا به آنها که هنوز نیامدهاند، نه محال است و نه سخت.
اگرچه بافت کلی این اثر واقعیات ملموس دوران زندگی من و دیگر شخصیتهای این مجموعه است، و آنچه بر زبان من و آنها جاری شده مبتنی بر واقعیت بوده، همزمانی رویدادها، صحنهپردازیها و بیان همهی اینها به صورت دیالوگهای کوتاه شاعرانه زاییدهی تخیل و تفکر عارفانهی من بوده است.»
واهه آرمن (Vahé Armen) در مشهد متولد شده و به خراسان و به خصوص نیشابور بسیار علاقهمند است. او در نوجوانی به انگلستان رفت و جامعهشناسی خواند و پس از بازگشت به ایران در 21 سالگی در تصادفی دیگر نتوانست راه برود و از آن پس زندگیاش را وقف شعر و ادبیات کرد. از واهه آرمن بیشتر از پنج کتاب شعر به فارسی و دو کتاب شعر به ارمنی منتشر شده. به تازگی کتابهای «پس از عبور درناها» و «باران بگیرد، میرویم» از او به زبان ارمنی ترجمه و در ارمنستان به چاپ رسیده است.
در بخشی از کتاب جانهای شیفته: دیالوگهای شاعرانه میخوانیم:
لئو «از این پس نیز
بنا بر منطق
نخواهم فهمید
که چرا هر شب دعا میخوانم
و دعا خواهم خواند»
واهه سربازان هم پیش از هر نبرد
پیش از کشتنِ سربازی دیگر به نام دشمن
مثل کودکان
دعا میکنند
و بر خود صلیب میکشند لئو
یهودا نیز
همیشه همین دعا را میخواند
و در شام آخر
از همان شراب خورد
که مسیح خورده بود...
بله




















