کتاب از استارت آپ تا کارآفرینی نوشتهی محمد صادقی به بررسی وجوه تمایز کارآفرینان موفق و ناموفق پرداخته و ایدههایی کاربردی برای شروع کار و کسب درآمد در دنیای تجارت ارائه داده است.
بسیاری از افراد شاغل در کسب و کار به دنبال کارآفرینی هستند، بدون اینکه معنی آن را بدانند. جیمز تراسلو آدامز یکی از نویسندگان سرشناس در این زمینه در سال 1931 واژه «کارآفرینی» را ابداع کرد. این واژه به معنی رسیدن به زندگی موفق در سایه کار سخت است. اما تجارت نسبت به دهه 1930 بسیار تغییر کرده است، زیرا جوامع از کشاورزی و تولید به تهیه کالا و خدمات رسیدهاند.
به کسی که کسب و کاری را آغاز کرده یا آن را هدایت میکند و منابع خود را به خطر میاندازد کارآفرین میگویند. یک کارآفرین بالقوه باید این معادله را محاسبه کند: آیا فواید و ضررهای احتمالی داشتن شرکت شخصی با خطرات و کار آن توازن دارد؟ اگر تصمیم گرفتید کارآفرین شوید باید این توازن داخلی را ایجاد کنید.
کارآفرین شدن به این دلیل که همیشه قبل از آنکه متوجه شوید شرکت شما موفق میشود یا نه باید از پول و تلاش خود سرمایهگذاری کنید، خطرناک است. کارآفرین شدن میتواند به شکل تاسیس شرکتی جدید، خرید شرکتی موجود، یا خرید حق امتیاز باشد. شما شرکتی را اداره میکنید که در ازای دریافت وجه، کالاها و خدماتی را ارائه میکند، بدون اینکه به شخص یا گروهی دیگر وابسته باشد.
هیچ فنی به اندازه راهاندازی کسب و کار به تجربه و تحلیلهای عقلانی نیاز ندارد و همین امر سبب شده مسائل بازار کار دارای یک نوع ترس و ابهام باشد. بنابراین نیازمندی شدید کارآفرینان به مطالعه از همینجا سرچشمه میگیرد. این موضوع اهمیت شگرف موفقیت در کسب مهارت را که بخشی ازکارآفرینی است روشن میسازد.
بنابراین در کتاب از استارتآپ تا کارآفرینی این اصل کاملا مورد توجه و عنایت واقع شده و قبل از هر چیز، دستورالعملی جذاب و کاربردی راجع به برنامههای استارتآپها، رشد کسب و کار، برنامهریزی استراتژیک و مدیریت کارمندان نوشته شده است. محمد صادقی در این اثر به ارائه دیدگاهی واقعبینانه از تمام مراحل کارآفرینی پرداخته است.
اثر حاضر مشتمل بر پنج فصل است که در آن تلاش شده با معرفی رویکردهایی جدید گامی در جهت ارتقای نرخ موفقیت کسب و کارهای نوپا برداشته شود.
در بخشی از کتاب از استارت آپ تا کارآفرینی میخوانیم:
مجموعههای تفریحی دیزنیلند، به مرور شاهد تراکم شدید جمعیت، صفهای طویل و هزینههای سنگین بلیت و از دست رفتن مشتریان بود. باب لگر، مدیر اجرایی والت دیزنی، در همان دوره با اشاره به کاهش 10% درآمد نسبت به سال یک گذشته، کاهش تعداد مراجعه و اقامت در هتلها در همین بازه زمانی و همچنین بحران اقتصادی را مقصر قلمداد کرد.
از سویی، آنالیزورهای دیزنی با اشاره به کشش قیمت بلیت، اعلام کردند کاهش 42% در قیمت، هرچند از ریزش شدید مشتریان جلوگیری کرد، اما بر درآمدهای تحققیافته تاثیر بسزایی نگذاشت. همزمان با این مشکلات، هزینههای دیزنی افزایش یافت. حق بیمهها پس از حملات 11 سپتامبر تقریبأ دو برابر شد و سرمایهگذاری در پارک دیزنی بهشدت کاهش یافت. همین امر موجب شد تا «روی»، نوه والت دیزنی، در 30 نوامبر با ارسال نامهای به هیاتمدیره بهدلیل «ترس از سرمایهگذاری در پارک» استعفای خود را اعلام کرد.
در این مقطع بود که اهمیت انجام بیشترین کار با کمترین منابع نمایان شد و «راجر بری»، مدیر سیستم اطلاعات در دیزنی، سکاندار این امر شد. «راجر» توانست یک راهبرد تکنولوژیک و موثر البته با ریسک بالا طراحی کند تا دیزنی بتواند علاوه بر نشاندادن جلوه نام تجاری خود، کارآیی سیستم را بالا برده و تعداد مراجعان را افزایش دهد. هدف «بری» استفاده از دنیای دیزنی بهعنوان بستر آزمایش یکی از جاهطلبانهترین طرحهای مشارکتی حوزه IT در آمریکا بود. ترکیبی از فنآوری ماهوارههای موقعیتیاب جهانی، سنسورهای هوشمند، فناورهای بیسیم و دستگاههای موبایل. هدف از این طرح کاهش مشکلات بازدیدکنندگان از پارکهای دیزنی، از طریق خلق تجربهای شخصی شدهتر، با استفاده از فناوری اطلاعات بود.
بله



















