در کتاب نبردهای جنگ جهانی دوم - جلد اول ترجمهی میثم نوبخت، چگونگی تسلط یک کشور بر کشوری دیگر، از بین بردن و شکست دادن ارتشهای قدرتمند قرن بیستم بررسی میشود.
بشر از زمان انسانهای اولیه تا انسان مدرن قرن بیست و یک همواره در حال نبرد و جنگیدن بوده است و تاکنون هم برای رسیدن به برخی از اهدافش دست از جنگ افروزی برنداشته است. او سالهای کمی را در صلح به سر برده است، مخصوصا زمانی که قدرت در دستان انسانهای حریص و قدرتطلبی قرار میگیرد با جنگ افروزی و کشتن هزاران هزار انسان بیگناه به اهداف خودخواهانه میرسند و در اقلیت هستند رهبران کشورهایی که برای دفاع از مردم خود جنگی را آغاز کردند.
کتاب نبردهای جنگ جهانی دوم (Atlas of tank warfare: from 1916 to the present day, 2012)، جنگهایی را به تصویر میکشد که جز تباهی و بیخانمانی هزار انسان بیگناه، نابود شدن منابع انسانی، طبیعی، ویرانی شهرها و نتیجه دیگری نداشت. جنگ از هر نوعی که باشد باعث آسیب دیدن انسانها میشود و کشورهای بسیاری را از پیشرفت و بالندگی باز میدارد.
امروزه در کشورهایی مثل افغانستان، پاکستان، عراق، سوریه، فلسطین و... هنوز جنگ وجود دارد مردم با گروهای تروریستی مبارزه میکنند تا کشور خود را از دست طاعون تروریسم و جنگ نجات دهند اما در این بین جنگ جهانی دوم، عظیمترین و گستردهترین جنگ بین بشر بوده و باعث خرابی بسیاری از کشورها و شهرها شده است از امریکا تا استرالیا و حتی ایران هم از لطمات این جنگ بینصیب نماند و با توجه به بیطرفی در جنگ جهانی دوم، آسیبهای جبران ناپذیر بسیاری را متحمل شد.
جنگ جهانی دوم بزرگترین جنگ دنیا بود و باعث کشته شدن حدود 70 میلیون انسان شد. بشر تاکنون چنین جنگ گستردهای را به چشم خود ندیده است. در این جنگ فرماندهان و سران هر کشور به قدرت نمایی پرداختند. بسیاری از تاکتیکهای جنگی مورد استفاده قرار گرفت. بسیاری از سلاحها در این جنگ ابداع و آزمایش شد که خطرناکترین آنها بمب اتمی امریکا بود که در ژاپن از آن استفاده کرد و باعث کشتن هزاران انسان بیگناه شد.
در بخشی از کتاب نبردهای جنگ جهانی دوم - جلد اول میخوانیم:
این تصمیم در واقع نوع متهورانهای از دفاع متحرک با پشتیبانی توپخانه و پیاده نظام و تانک و نیروی هوایی بود. به عبارت دیگر استفاده از تاکتیکهای مارشال رومل علیه خود او در روز 25 ژوئن 1942 فرمانده نیروهای انگلیسی به ریاست ستاد کل نیروهای بریتانیای کبیر اعلام نمود که سپاه هشتم ناتوانتر از آن است که در برابر حمله تمام عیار رومل تاب مقاومت داشته باشد. ژنرال اسمیت رئیس ستاد کل نیز نظر فرمانده سپاه هشتم را تأیید کرد. دو روز بعد «مارشال رومله نیروهای خود را برای وارد کردن ضربه نهایی به متفقین آماده کرد.
در حالی که نیروهای او چندان قابل توجه نمود و در آن تاریخ او تنها 6500 نفر با 94 تانک در اختیار داشت. با وجود این، رومل پیشروی خود را در جاده ساحلی به خوبی آغاز کرد. ظهر روز 28 ژوئن 1942 به فرمان ژنرال «وچیلک» سپاه هشتم و سپاه دهم عقب نشینی کردند و رومل به سرعت پیش رفت و معتقد بود که میتواند قسمت اعظم سپاه هشتم را به دام اندازد. رومل بدون درگیری شدید مرسا را به تصرف خود در آورد و در این نبرد از متفقین هفت هزار اسیر گرفت.
امید رومل به در هم شکستن سپاه هشتم بیپایه نبود، زیرا با توجه به روحیه ضعیف افراد سپاه هشتم و راه آهن بسیار عالی غرب مصر که اینک در اختیار او بود، رسیدن به آن اهداف عملی به نظر میرسید. در این موقع رومل به 201 کیلومتری اسکندریه رسیده بود و ظواهر امر نشان میداد که در زمان بسیار کوتاهی تمام سرزمین مصر به تصرف نیروهای آلمان نازی و ایتالیای فاشیست درخواهد آمد، با همین باور موسولینی برای شرکت در جشن بزرگترین پیروزی جنگ جهانی دوم به شمال آفریقا پرواز کرد تا از نزدیک شاهد سقوط قاهره باشد.
بله


















