نسخهای ضعیف از کتاب ((منِ پیش از تو)). احساسات سطحی و کم عمق بیان شده، تغییرات شخصیتها ناگهانی است و به خوبی پرداخته نشده. همچنین حوادث، رمانتیک و بچه گانه است و باور پذیر نیست. شخصیت آدام بر خلاف دیالوگها که قصد دارند از او یک قهرمان بسازند، ضعیف و غیرمحبوب است. رفتار ناگهانی خانوادهی آدام غیر قابل پذیرش است و خواننده را توجیه نمیکند.
خوب بود. نصفی از داستان بسیار شبیه به کتاب من پیش از تو اثر جوجومویز بود. دقیقا شبیه رابطه ویل با لوئیزاکلارک. کلارک هم تا لحظه آخر در کنار ویل که بخاطرتصادف روی ویلچر بود، موند و بعد از مردن ویل نامه ایی براش گذاشته بودکه ثروت قابل توجهی بهش بخشیده بود.
رمان عاشقانه قشنگیه، اگه با داستان همراه بشی میتونی نگاه تازه به زندگی رو یاد بگیری، جرات و جسارت رو یاد بگیری، عشق رو بفهمی و شاید شانس بیاری و وقتی عشق رو حس کردی بهش چنگ بندازیاین کتاب برای کسایی که ریتم تند تو نوشتن رو میپسندن خیلی خوبه و شاید به درد کسی که جزئیات خیلی دقیق میخواد، نخوره
نوع نگارش و ادبیات ترجمه خوب است.
نوع روایت داستان جذاب است.
اینکه افراد در ورطهای از زندگی دچار فطرت میشوند و نیاز به تحول یا اهرمی برای تولدی و حرکتی دوباره دارند. این فطرتها ناشی از وابستگی و ریشه در خانواده دارد. و عقیده باز هم خانواده خود عامل تحول میشود
اگه قراره سانسور کنید کامل سانسور کنید. نه اینجوری که به ترجمه لطمه میزنه. خود کتاب هم به شدت شبیه سه گانهی جوجو مویز (من پیش ازتو، پس از تو، باز هم من) بود با این تفاوت که خیلی همه چیز سریع اتفاق میفتاد و جزئیات زیادی نداشت.
با احترام به نظراتی که خوندم بله واقعا شبیه کتابهای سه گانه خانم جوجو مویز بود و از ان جایی که بنده به شدت رمان های ایشان رو دوست دارم این کتاب هم زیبا بود و باز یادآوری این که قدر همدیگر رو بدونیم چون کسی که از دنیا میره دیگه برگشتی نداره
کتاب خوب و پیام داری بود بیشتر راجع به عشق و دوست داشتن و قدر لحظات را دانستن صحبت کرده اما پایان غافلگیر کنندهای نداشت و تقریبا میشد دست نویسنده رو خوند. من ترجیح میدم در پایان شگفت زده بشم که این کتاب فاقد این خصوصیت بود
همراه این کتاب اشک ریختم و با تمام وجود حس کردم که چقدر نبود کسی که تو زندگیت عاشقش هستی میتونه سخت باشه ولی باید اونقدر قوی باشی که دوباره بتونی از نو شروع کنی