کتاب بهار لحظهها ششمین مجموعه شعر از سرودههای شاعر فرهیخته اکبر حمیدی متخلص به شایق است. آثار ارزشمند این شاعر روحانی همگی بیشتر آیینی بوده و عشق به خدا، رسول و اهل بیت علیه السلام در اشعار ایشان موج میزند. هر چند که میتوان گفت از ابعاد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی هم غفلت نکرده است.
اکبر حمیدی در ششمین مجموعهی شعر خود علاوه بر قالبهای مثنوی، از چهارپاره، دوبیتی و ترکیب بند نیز بهره گرفته است. او را میتوان با در نظر گرفتن جمیع جهات، مردی ساده دل، با صفا، بیریا و مخلص معرفی کرد و اشعار ایشان را نیز به مصداق سخن معروف «هر آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند» دلنشین و قابل تامل گفت که بیشتر در قالب غزلیات ارائه گردیده است.
از آن جا که شعر بیان احساسی عاشقانه است، پس شاعر کسی است که به رسالت خویش عشق میورزد. شاعر باید زنگ خطر وجدان بیدار جامعهی خویش باشد. بنابراین اغراق نیست اگر بگوییم اشعار ایشان همانند بیاناتشان رسا، شیوا، زیبا، گویا و پرمحتواست و این عشق و اخلاص را نمیتوانند پنهان کرد.
در بخشی از کتاب بهار لحظهها میخوانیم:
هر چه کردم تا حریفِ دل شوم، امّا نشد
یک شب آسوده در این منزل شوم، امّا نشد
برضریح قامتِ بلندت نازنین
خواستم چون زائری قابل شوم، امّا نشد
تا نریزد سقفِ تنهایی شبی روی سرم
چون ستونی خواستم حایل شوم، امّا نشد
با عنایاتِ نگاهت خواستم از چنگِ موج
جان بدر بُرده، پی ساحل شوم، امّا نشد
گریه کردم درهوای سرزمینِ روی تو
تاکه همچون کِشتِ پُرحاصل شوم، امّا نشد
گریه کردم در هوای سرزمین روی تو
گفته بودم صائب وبیدل شوم، امّا نشد
باوجود اینهمه نازک خیالیهای خویش
هرچه کردم تا که چون بیدل شوم، اما نشد.
بله

















