سمیه عواطف رستمی در کتاب پیرمرد کشاورز و موش بلال خور، میکوشد تا یکی از ارزشهای اخلاقی را در قالب داستانی شیرین به طور غیر مستقیم به کودکان گروه سنی «ب» آموزش دهد.
امروزه آموزههایی با ارزش اخلاقی به حاشیه رفته و کمتر مورد توجه قرار میگیرند. از طرفی کودکان که پا به دنیای پر هیاهوی کنونی میگذارند به شدت نیازمند آموزههای اخلاقی هستند؛ لذا گنجاندن مفاهیم ارزشهای زندگی همچون گذشت، فداکاری، همکاری، بخشش و اسراف نکردن در قالب داستانهای کودکانه از زبان شخصیتهای دوست داشتنی آنها میتواند شما را در رسیدن به این مهم یاری رساند.
در عفو لذتی است که در انتقام نیست. این سخن زیبای امام علی (ع) را بارها و بارها شنیدهاید. داستان کوتاه پیرمرد کشاورز و موش بلال خور با زبانی ساده و روان این حدیث را در قالب داستانی دلنشین برای کودکان بیان میکند. این داستان، قصهی موشی است که در انباری یک مزرعهی کوچک ذرت زندگی میکند. او از حضور صاحب مزرعه بیخبر است و با انجام کارهای ناپسند موجب ناراحتی پیرمرد میشود.
در بخشی از کتاب پیرمرد کشاورز و موش بلال خور میخوانیم:
وقتی که موش در حال پرسه زدن در مزرعه بود، ناگهان چشمش به پیرمرد کشاورز افتاد. موش بیچاره از ترس سر جایش خشکش زده بود و نتوانست فرار کند. پیرمرد جلوتر آمد و گفت: «آهای موش کوچولو! تو مزرعهی من چیکار میکنی؟ نکنه تو بلالهای منو گاز میزنی و خراب میکنی» موش با ترس در جواب گفت: «بله، ولی نمیدونستم کارم اشتباه بوده. لطفا منو ببخشید قول میدم تا یکی دو روز دیگه از اینجا برم.»
بله



















