نسرین بانو ی عزیز ممنون از کتاب زیباتون عالی بود مخصوصا اینکه میتوان گفت به واقعیت همراه بود متاسفانه بودند و هستند ادمهای سنگ دل که کودکان را از مادرانشان جدا میکنند که البته در قدیم به علت زایمان در منزل وبیسوادی خیلی بیشتر انجام میشد ووقتی عمه خانم دیده که همسر محبوب فوت کرده باید پسر را هم برای محبوی میکذاشت که در اینده عصای دستش باشد وبجای جدا کردن بچه ها با برادر شوهر محبوبه در بزرگ کردن بچه ها به محبوبه کمک میکردند نه جدایی بچه ها ددر ضمن متاسفم برای مردانی که بدل هستند وهمسران را به باد کتک میگیرند در این داستان بیشترین ضربه را محبوبه ومریم خوردند بخصوص مریم ودر اخر افرین به مردانگی کامران که انان را از ان باغ دور کرد ممنون از کتابتون لذت بردم
ممنون از داستان خوبتون و خسته نباشید میگم به خانم سرومیلی
داستان جالبی بود و کوتاه و ماجرایی که ادمو جذب میکرد که تا اخر بخونه بفهمه داستان از چه قراره!
اول اینکه وقتی کامران و مریم فهمیدند که خواهر برادرند دیگه حتی نباید فکر عشق و عاشقی رو میکردند چون ادم فکرش اون سمت نمیره اصلا! و اینکه بعضی حرکات بهرام غیر معقول بود که تست دی انای نمیداد ! بالاخره اولین چیزی که تو ذهن هر کسی میاد همین تسته برای مشخص شدن این موضوع...
ولی هر چی باشه سلیقه نویسنده برام با ارزشه و داستانشونو تحسین میکنم:)
ولی خیلی عالی بود که پایانش خوش و مفید و مختصر بود
باز هم ممنون
خوب بود و خوشم امد
داستان عجیب متفاوتی بود
همین که غلط املایی نداشت یا روزمرگیهای تکراری مثل اینکه چی لباس پوشیدم چی خوردم و اینا توش نبود
اینکه ساده و روان نوشته شده بود
داستان تو در تو بود ولی جالب بود
اخرشم بهرام فهمید اشتباه شک کرده و کامران برادر مریمه
و خوب شد مریم با اراده شد و به خودش اعتماد کرد و بلاخره از بهرام میخواست جدا بشه و این همه عذابی که کشید تموم شد واقعا بعضی وقتا رها کردن یا جدا شدن بهتر از موندن و درد کشیدنه محبوب به ارزوش که داشتن یه پسر بود رسید و سهراب شبیه داییش بود😍
از خواندن این کتاب خیلی لذت بردم. از خانم سرومیلی خیلی سپاسگزارم. فقط اینکه کاش داستان ادامه داشت. دلم میخواست بدونم مریم و بهرام آخرش چه تصمیمی میگیرن. از اینکه بعد از گذشت سالها حقیقت روشن شد و حق به حق دار رسید خیلی خوشحال شدم. خانواده محبوب خیلی سختی کشیدن و اینکه همه سودی کامران رو بخاطر طمع خودش از نعمت مادر و خواهرش محرومش کرده و به خیال خودش به رحیم و شیرین محبت کرده بود. دلم به حال خانواده محبوب سوخت و در کل کتاب بسیار عالی بود. به دوستان پیشنهاد میکنم حتما این کتاب رو بخونن. ارزششو داره. 🤩🙏💐
بسیار لذت بردم. یکی از ویژگیهای خوب نوشتههای خانم سرومیلی (البته به نظر من) کوتاه بودن داستانهایشان میباشد؛ اینکه زیاده گویی ندارند تا مثل بسیاری از نویسندهها حوصله خواننده را سر ببرند و فقط تعداد صفحه اضافه کنند. همین ویژگی نوشتههای ایشون منجر به تمایل بیشتر و اشتیاق برای در اولویت قرار دادن نوشتههای ایشون در لیست بسیار طولانی کتابهای مدنظر اینجانب است. بسیار عالی خدا قوت
کتاب خیال عاشقی با تو نوشته نسرین سرومیلی روایتی ست ساده و روان از زندگی زنی جوان که در رابطه عاطفی با همسرش به مشکلات پیچیده ای برخورد کرده است. این اثر داستان زنی به نام مریم را به تصویر می کشد که از سوی همسرش بهرام به خیانت متهم شده. در طول داستان اتفاقاتی رخ می دهد که باعث می شود در آخر پرده از رازهایی برداشته شود و بهرام پی به بی گناهی مریم می برد. 🌱🌱🙏👌
واقعا داستان زیبایی بود
عالی بود. اینکه اصلا نتونی آخر داستان رو حدس بزنی و آخرش انقدر عجیب تموم بشه.
واقعا پایان خوبی داشت، اینکه آدم فکر کنه که چقدر یه دختر به خاطر قضاوت کتک بخوره و...
و آخر اگه از بهرام جدا نمیشد داستان مسخرهای میشد.
نویسنده هم با قلم زیبا و فکر خلاقشون عالی کار کردن و تونستن به خوبی ذهن مارو درگیر کنن
واقعا ممنون از داستان خوبتون 🌷
نوشتن نیاز به درک بسیار عمیقی دارد
سخت است برای کسانی بنویسی که نوشتههای تو را سطحی میخوانند و بی پروا هم نظر میدهند
گاهی انسان نوشتههای خود را آنقدر بسیار زیبا میآفریند که بعدها باورش برای خود او سخت است که آن کتاب و یا نوشته را او خلق کرده
خانم نسرین سرومیلی بسیار عالی و زیبا بود
هر چند که من معتقدم انسانهای موفق به مخاطب وابسته نیستند
کتاب عالی هست و با نظر بعضی از دوستان که درباره نویسنده که کوتاه گفته و در مورد لباس پوشیدن و.. زیاد نگفته تا الکی صفحه کتاب رو بیتشر کنه من هم همین نظر رو دارم.
ولی یک مورد اینکه کاش در آخر وضعیت مریم و بهرام مشخص میشد منظورم مثلا بهرام ازدواج میکرد یا نه یا مریم ازدواج میکرد یا نه و در آخر ممنونم کتاب عالی بود🥰🥰🥰
داستانی کوتاه اما جالب وعاشقانهای عمیق وزیبا ولی به خاطر بد دلی زندگی بهرام داغون شد میتونست صبر کنه تا نتیجه بگیره واما اینکارو نکرد واین قصه میخواد بگه اولندش با زندگی دیگران بازی نکنید وواقیت رو هر چی که هست بگید برای رسیدن به خواَسته هایتان دودیگران را نردبان یا پلهای نکنید که تا آخر عمر پشیمان نشید
کتاب خوبی بود ولی بنظرم پایان بازش میشد یه جوری بسته بشه و مشخص بشه که شاید بتونه همسرش رو ببخشه و یه جایی از داستان که گنگ بود تغییر ناگهانی رفتار همسرش بود که ازکجا این شک و تردید بوجود اومده بود میشد یکم بهتر باشه ولی خوب بود. ممنون از نویسنده عزیز به امید رمانهای بهتر و بیشتر با قلم زیبای شما
خوراکم کتابهای که زود تمام میشه زیاد درگیر لباس تجملات نیست درس که یاد گرفتم اینه که زود قضاوت نکنیم مثل شوهر مریم که همیشه زود قضاوتش میکرد، مال یتیم خوردن نداره دامن گیرت میشه مثل عمه سودا که زمین برادرزاده هاشو بالا کشید برای پسرش که حتی دیدار اخر پسرشم نصیبش نشد خودشم تو تنهای مرد
برای عزیزانی که عادت دارند رمان ایرانی بخوانند توصیه میشه بنظر من حجم کتاب نه خیلی کوتاهه نه خیلی بلند
برای کش دادن و حجم دادن به داستان توصیفات اضافه و غیرضروری ندارند و یکی از کتابهای خوب خانم سرومیلی میباشد
ممنون از نویسنده محترم و آرزوی موفقیت روزافزون براشون داریم
ممنون از عوامل کتابراه
باسلام و خسته نباشید به نویسنده محترم
خیلی عالی بود. ولقعا لذت بردم از خوندنش. ولی آخرش خیلی یهویی تموم شد. نباید بهرام از مریم جدا میشد. داستان باید ادامه پیدا میکرد
من دیدمصفحات داره تموم میشه، اصلا شوکه شدم. دیدمنه؛ انگار واقعا تموم شد.
کاش بیشتر میشد و ادامه میدادین. عالی بود.
موفق و پیروز باشید
سلام کتاب خیلی قشنگی بود عشق و تعصب و حسادت رو با هم یک جا به تصویر کشیده بود تعصب کورکورانهی بهرام و تهمت ناروا زدنش خودخواهیاش و حرف گوش نکردنش و اینکه عاقبت اونجوری تنها موند که یه کم دل آدم آروم میگیره که لااقل به سزای بدی هاش تا حدی رسید من که خوشم اومد
لذت بردم میتونست احساساتش یکم بیشتر باشه با خوندن بعضی کتابا واقعا قلبت درد میگیره ولی این کتاب خب کم بود. غلط املایی خیلی کم داشت یک نکتهی جذاب هم که من خودم دوست داشتم اینکه اخرشو جوری که حدس زدم نشد و این منو به وجد اورد واقعا بر خلاف تصورم بود ممنون ازتون 🌹
این کتاب عالی بود من خیلی خیلی دوستش داشتم الان تقریبا وسطهای داستانم و واقعا تشویق میشم برای خواندن بیشتر کتاب خانم سرومیلی یک بانو بسیار خوش قلم و با طرز. فکر عالی ممنون از اپلیکیشن کتاب را که این فرصت به این خوش قلمها داد خیلی خوبی خانم سرمیلی
سلام من این رمان رو بسیار برای همه پیشنهاد میکنم فقط مثلا میتونست آخرش رو بهتر کنه همه به باغ برمیگشت و به باغ رسیده گی میکردن بهرام و مریم همدیگر را میبخشیدن کامران ازدواج میکرد ممنون از نویسنده گرامی❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
سلام رمان عالی بود. ولی کاش نویسنده یکم طولانی تر میکرد مثلا در اخر بهرام دوباره با مریم خوب میشد و به سهراب را به فرزندی قبول میکرد.. یا اینطور هم میشددر اخر مریم با کامران ازدواج میکرد و از حرص بهرام در میو مد. رمان عالی بود. ارزوی موفقیت
خیلی رمان قشنگی بود،،، تو در تو هاش هم شیرین بود،،، موضوع بسیار دوست داشتنی داشت،، وای کاش آخرش مریم،، بهرام رو میبخشید و با پسرشون سهراب،،، زندگی میکردن،، من که عاشق این رمان شدم،،، ممنون از نویسندهی خوب این رمان زیبا👏
کتاب هیجان انگیزیه ولی اتفاقات یهویی وبی دلیل توش زیاده که منطقی نیست مثلا اینکه یک رابطه عاشقانه بخاطر شبیه بودن به پسر عموش که غیر عادیم نیست تا این حد ظنین باشه یا حذف آدما با مرگ و تصادفات یهویی غیر منطقی بود اما خیلی قشنگ بود
یه ایل ادم و اول کاری میخواد بهت معرفی کنه این بچه این و اونه. اون بچه اون و اینه. تمومی هم نداره. همه فک و فامیلش رو اورده به ما بشناسونه. متاسفم برای همچین نویسندهای. خیلی مضخرف بود. با بدبختی ۳۰ صفحهاش و خوندم.
نظر:
کتاب خوبی بود از داستانش لذت بردم!
نقد:
تنها ایرادی که داشت پایان داستان بود که بی نتیجه تموم شد و اگه نویسنده محترم درمورد ادامه زندگی شخصیتهای کتاب بیشتر مینوشتند و سر نوشت اونا رو میگفتن بهتر میشد!
رمان خیلی قشنگیه، اولش خواننده فکر میکنه، نویسنده یه جریان سطحی رو داره بیان میکنه ولی در آخر بزرگترین درس اخلاقی رو به خواننده میده.
تا میتونیم باید از توهمات ذهن دوری کنیم که باعث قضاوتهای ویرانکنندهای میشه
موضوع داستان جالب و هیجانی بود. ولی خیلی کوتاه بود و انگار نویسنده دوست داشت انتهای داستان رو به سرعت تموم کنه. به نظر من برای هیجان بیشتر نویسنده مبتونست به داستان کمی پروبال به داستان بده
سلام.
داستان کوتاه و جالبی بود.
فقط کمی گیج کننده بود. آره یه کم تو در تو شد.
ولی خوب بود.
ارزش خوندن داشت
احسنت به نویسنده گرامی. آرزوی موفقیت برای شما دارم خانم نویسنده. 🌸❤
خیلی عالی بود. چطور ا نفر به خاطر مال دنیا چنین به کس دیگری بدی می کنه و اینکه دنیا دار مکافاته. فقط این وسط مریم کلی زجر کشید داستان جالب و خوبی داشت من که خیلی خوشم آمد و سپاس از نویسنده
کتاب خوبی است و نویسنده همه تلاش خود را بکار گرفته که نشان بدهد اعمال ما در چرخه زمان به خودمان باز میگردد، اما شیوه نگارش نویسندگان ایرانی خیلی جالب نیست، هنوز جا داره که بهتر کار بشود. با تشکر
لحن گویش داستان خوب و جذاب بود و پایان داستان واقعا غیرقابل حدس بود درکل موضوع تکراری نبود و داستان خواننده را به خود جذب میکرد
ممنون ازنویسنده بابت عدم نوشتههای اضافی و کوتاهی داستان
به نظرم موضوع جالبی بود میتونست خیلی عالی نوشته بشه اما خیلی کوتاه نوشته شده بود انگار که نویسنده میخواست زود تمومش کنه من تو ۳ساعت خوندمش
یعنی واقعا این کتابه چاپ شده؟؟؟؟؟؟؟
باسلام خدمت خانوم سرومیلی ضمن خسته نباشید خدمت شما داستان خوبی بود در واقع میشه گفت یه داستان آموزنده بود پایان خوبی نداشت رمان نصفه موند در واقع بیشتر شبیه داستان بود نه رمان
عالی عالی عالی.... خیلی لذت بردم خانم نسرین شما بدون شک یکی از بهترین نویسندگان کشورمون هستید... امیدوارم که همیشه موفق باشید....
بی صبرانه منتظر آثار زیبای دیگرتون هستم
داستان کوتاه جالبی بود اگر بیشتر به جزئیات شخصیتها پرداخته میشد قطعا جذابتر میشد
اما انقدری خوب بود که تصمیم بگیرم بقیه آثار نویسنده را هم مطالعه کنم
ممنون
هنگامی که دوست دارید برای فراموشی مشکلاتتون یک کتاب مختصر و مفید بخونید و حوصله شاخ و برگ اضافه را ندارید، به شما توصیه میکنم که این کتاب را مطالعه نمایید
وای من واقعا از این کتاب لذت بردم خیلی قشنگ و عالی بود دمت گرم خانم سرومیلی خیلی قلمت خوبه باتشکر از کتاب راه عزیز که انقدر کتابهای خوب در اختیار ما میزارین