کتاب عمو نوروز به قلم سحر عظیمی، از مجموعه کتابهای قصههای ایرانی، نکات آموزندهای را در قالب قصههایی شیرین با زبانی ساده به کودکان گروه سنی «ب» و «ج» آموزش میدهد.
قصههای کهن از رایجترین گونههای ادبیات عامه است که نقل آن به صورت شفاهی و سینه به سینه باعث ماندگاری و تفاوتهای اندکی در داستان میشود که به آن «ادبیات عامه یا فولکلور» میگویند. این قصهها برای بیان فرهنگ هر قوم و ملتی از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته است. پیشنهاد میکنیم یک بار دیگر به دنیای کودکی سفر کنید و با ما همراه شوید.
در بخشی از کتاب عمو نوروز میخوانیم:
یکی یکی در خانهها را میزد و به اهالی، گل و سبزه و چمن هدیه میداد، رفت و رفت تا به خانهای رسید. هر چه صبر کرد کسی در را به رویش باز نکرد. خانه ساکت و آرام بود. بهار توی بقچهاش بالا و پایین میپرید و شکوفه میداد. عمو نوروز این بار محکمتر به در کوبید و داد زد: «من هستم، من هستم، عمو نوروز، برایتان بهار آوردهام.»
بله























