کتاب حسابداری رفتاری نوشته مهرداد فتحی، به بررسی تاریخچه مطالعات رفتاری در اقتصاد و مالی، حسابداری مدیریت رفتاری، اقتصاد رفتاری و نمونههایی از تحقیقات انجام شده در زمینه حسابداری و مالی رفتاری میپردازد.
گسترش تکنولوژی، ایجاد تحول اطلاعاتی و بالا رفتن ابعاد و عوامل تأثیرگذار بر تجارت موجب شده تا مدیران، اعتبار دهندگان، سرمایهگذاران و... با پیچیدگی و افزایش بار اطلاعاتی روبرو شوند، این امر توجه به تمام جوانب، دخیل نمودن هر یک از آنها در تصمیمگیری، عدم توانایی افراد برای ترکیب منابع چندگانۀ اطلاعات و در نهایت کم شدن دقت قضاوت را به دنبال دارد. به همین دلیل، افراد قادر نخواهند بود با اتکای صرف به اطلاعات منعکس در صورتهای مالی از عهده وظایف محوله برآیند. تعاریفی که محافل حرفهای، از واژۀ حسابداری ارائه دادهاند به خوبی روشن است که تصمیمگیری نقش مهمی را در تئوریهای حسابداری بازی میکند. برای مثال مؤسسه حسابداران آمریکا، تعریف خود را از حسابداری چنین، بیان کرده است:
حسابداری «فرآیند تعیین، اندازهگیری و ارتباط اطلاعات اقتصادی است، به شکلی که امکان انجام قضاوت و تصمیمگیری برای استفاده کنندگان از اطلاعات فراهم آید». هیئت اصول حسابداری وظیفه حسابداری را «فراهم نمودن اطلاعات کمی، با ماهیت مالی درباره واحدهای اقتصادی میداند، به طوری که بتواند در تصمیمات اقتصادی افراد مفید واقع شود». و درنهایت FASB اعتقاد دارد:
نقش گزارشهای مالی در اقتصاد تهیه اطلاعاتی است که در تصمیمگیریهای اقتصادی و تجاری مفید باشد؛ بنابراین، دلیل بررسی تصمیمگیری استفاده کنندگان و استفاده از اطلاعات حسابداری به خوبی روشن بوده، چرا که بدین ترتیب نوع و نحوه ارائه اطلاعات برای آنها مشخص میشود. نظریهپردازان حسابداری، در ضمن مطالعه تصمیماتی که استفاده کنندگان میگیرند و اثر آن بر تهیه اطلاعات، خطمشی دو طرفهای را اتخاذ کردهاند. یکی در جهت پاسخ به این پرسش که مردم چطور باید تصمیم بگیرند (رویکرد دستوری) و دیگری در راستای این موضوع که در دنیای واقع چگونه تصمیمگیری از سوی آنان شکل میگیرد (رویکرد اثباتی). در جنبۀ نخست، فرد کار خود را با یک مدل اقتصادی آغاز نموده و جهت یافتن اطلاعات مورد استفاده در مدل تصمیمگیری میکوشد، در حالی که در رویکرد دوم چگونگی استفادۀ افراد از دادههای مالی مورد مطالعه و بررسی قرار میگیرد.
علم رفتاری به درک، توضیح دادن و پیشبینی رفتار انسان میپردازد و مشاهده منظم رفتار انسان را به قصد تأیید فرضیههای مشخص به وسیله آزمایش و به اعتبار تغییرات قابل مشاهده در رفتار، نشان میدهد. یکی از گرایشهای حسابداری که به تحلیل ارتباط میان رفتار انسان و سیستم حسابداری میپردازد، حسابداری رفتاری است.
منظور حسابداری رفتاری، اندازهگیری و ارزیابی عوامل رفتاری مربوط و ارائه نتایج گزارشها به تصمیم گیرندگان درون و برون سازمانی است. همینطور، این بخش از اطلاعات، گزارشهای حسابداری را تکمیل نموده و در اختیار مدیران و تصمیم گیرندگان سازمانی قرار میدهد.
در جهان پرتلاطم و رقابتی امروز سازمانها برای حفظ بقا نیازمند شیوههای تازه، سریع و قابل اتکاتری برای کسب اطلاعات هستند. در جهت رفع اینطور نیازها، سیستمهای اطلاعاتی به طور مدام و مستمر مستلزم تغییرات و اصلاحاتی هستند. در این میان تغییرات جنبههای رفتاری میتواند نقش موثری در کسب اطلاعات داشته باشد، زیرا بهترین سیستمها هم بدون حمایت افرادی که با آن کار میکنند، موفق نخواهند بود.
توجه به این گرایش حسابداری از زمانی آغاز شد که مدیران و حسابداران نیاز به توجه بعد غیرمالی حسابداری را احساس کردند. وجود سیستمهای حسابداری و گزارشهای مالی تمامی اطلاعات لازم را برای تصمیمگیری فراهم نمیکند لذا توجه به جنبه رفتار انسانی و چگونگی تأثیرگذاری آن بر سیستمهای حسابداری نیاز است. این اطلاعات اگرچه جنبه غیرمالی دارند ولی به درک تصمیم گیرندگان و بالا رفتن محتوای اطلاعاتی صورتهای مالی کمک میکنند.
بنابراین به منظور ارائه تصویر اقتصادی بهتری از سازمان، درج اطلاعات رفتاری به عنوان مکمل اطلاعات مالی و غیرمالی موجود لازم است. اما با توجه به اینکه این اطلاعات جنبه غیرمالی دارند در نتیجه اندازهگیری این اطلاعات و اندازهگیری میزان اثرگذاری این پدیدههای رفتاری بر موفقیت آینده سازمان و همچنین امکان مقایسه و ارزیابی این اطلاعات با شرکتهای مشابه بسیار مشکل است.
به منظور آشنایی بیشتر دانشجویان و فارغالتحصیلان حسابداری با مفاهیم حوزه حسابداری رفتاری این کتاب به تعریف این موضوع و عوامل سازنده آن میپردازد. امید است این نوشته به آشنایی بیشتر جامعه حسابداری با موضوع حسابداری رفتاری کمک نماید.
در بخشی از کتاب حسابداری رفتاری میخوانید:
گاهی تصمیمات مالی در موقعیتهای پیچیده و مبهم (شرایط ریسکی) اتخاذ میشود که اتکا بر قوانین ثابت را عملاً غیرممکن میسازد و تصمیم گیرنده را مجبور به اتکا بر شهود میکند. شهود، نقش اساسی و حیاتی در اغلب تصمیمات را ایفا میکند. ابتدا ما یک دستهای از سوگیریهای مرتبط و خطاهای حسی - شناختی در قضاوت شهودی را ارائه میکنیم که احتمالاً تصمیمات سرمایهگذاری و مالی افراد را تحت تأثیر قرار میدهد. حسابداران مدیریت و مدیرانی که در معرض چنین سوگیریهایی قرار دارند، ریسکهایی را متحمل خواهند شد که از آن آگاهی ندارند، نتایجی را تجربه خواهند کرد که پیشبینی نمیکردند و در معرض یک تصمیمگیری غیرمنطقی قرار میگیرند که در نهایت ممکن است خودشان یا دیگران را به خاطر آن نتایج بد سرزنش کنند. سوگیریهای قضاوت شامل: سوگیری فرا اعتمادی، سوگیری بهینه بینی، سوگیری رویداد گرایی، سوگیری نما گرایی میباشد. سوگیری فرا اعتمادی یا اعتماد بیش از حد به خود در بیان کلی میتواند به عنوان یک اعتقاد بیاساس در مورد تواناییهای شناختی، قضاوتها و استدلال شهودی فرد خلاصه شود. افراد در مورد تواناییهای خود در پیشبینی و هم در دقت اطلاعاتی که در اختیار آنان قرارمی گیرد، برآوردی بیشازاندازه دارند.
سوگیری بهینه بینی معادل گرایش افراد به اتخاذ یک نگرش درونی به جای یک نگرش بیرونی که غالباً برای تصمیمات مالی مناسبتر است میباشد. نگرش درونی نگرشی است که بر موقعیت فعلی تمرکز کرده و منعکس کننده دلمشغولیهای فردی است؛ اما یک نگرش بیرونی بیطرفانه موقعیت فعلی را در بستر نتایج حاصله از موقعیتهای مرتبط گذشته ارزیابی میکند (کانمن و ریپ، 1998) سوگیری رویداد گرایی انگیزهای است که این ادعا را به وجود میآورد که در فرد» من از اول هم میدانستم که اینگونه میشود. «بنابراین افراد تمایل دارند که صحت پیشبینیهای خود را بیشازحد برآورد نمایند (کانمن و ریپ، 1998) سوگیری نما گرایی یعنی افراد برای درک بهتر معانی و مفاهیم، موضوعات و تفکرات خود را طبقهبندی کنند و زمانی که افراد با پدیده جدیدی مواجه میشوند و این پدیده با طبقهبندیهای پیشساخته آنان ناسازگار است، سعی میکنند به هر طریق ممکن این پدیده را با طبقهبندی پیشین خود تطبیق دهند (پمپین 2004).
بله


















