کتاب روباه بدجنس نوشتهی علی محمدپور، داستانی خیالانگیز، پندآموز با بیانی ساده و دلنشین است که به صورت مصور با تصاویری رنگی و جالب برای کودکان گروه سنی الف و ب ارائه شده است.
کتاب حاضر نتیجه ذات بد و دروغگویی روباهی گرسنه را که با کلک نمیگذارد حیوانات دیگر جنگل از میوه درخت انگوری شیرین استفاده کنند را به کودکان نشان میدهد.
در بخشی از کتاب روباه بدجنس میخوانیم:
یک روز موش کوچکی که از آنجا رد میشد با دیدن انگورها گفت: «وای چه انگورهایی. من هم که خیلی گرسنهام. میتوانم از درخت بالا بروم و انگور بچینم.» بعد رو به روباه پرسید: «آقای روباه انگورها رسیده هستند یا هنوز ترش و نارس هستند؟» روباه سریع گفت: «نه خیلی ترش هستند. اصلاً نمیشود خوردشان.»
موش کوچولو گفت: «حیف شد. فکر میکردم امروز غذای خوبی دارم.» روباه گفت: «برو جای دیگر غذا پیدا کن. اینها به درد خوردن نمیخورد.» بعد روباه زیر لب خندید و گفت: «خوب گولش زدم. نمیگذارم هیچکس جز خودم از اینها بخورد.»
بله























