کتاب حماسه حسنی نوشتهی حسین کریمی زنجانی، به تاریخ زندگی سیاسی و اجتماعی و صلح امام حسن مجتبی (ع) با معاویه میپردازد.
عاشقان شهادت و دلسوختگان حسینی با معیارهایی که از سرنوشت حسین (ع) آموختهاند، تصور میکنند آشتی حسن بن علی با معاویه بن ابی سفیان به مصلحت نبوده است و میپندارند که بهتر بود امام حسن (ع) همانند برادرش سید شهیدان (ع) به قربانگاه میرفت و بدن پاک و مقدسش را با خون خود رنگین میکرد تا همگان بدانند تمام فرزندان رسول الله (ص) زندگی با ستمگران را برنمیتابند و قربانی شدن در راه معبود را بر همه چیز ترجیح میدهند.
به نظر میآید که اینگونه نگرش، هر چند خالصانه و از صفای دل برخاسته باشد، بیتوجهی به مسائلی است که امام حسن (ع) از آنها آگاهی داشته و از عمق جان به راه و روش خود مطمئن بوده و کسانی که به امام اعتراض میکردهاند، از عمق جریان نفاق و نیت شوم بنی امیه آگاه نبودهاند. در واقع باید از استراتژی امام در آن عصر به عنوان یک حماسه یاد کرد آن هم حماسهای ستودنی.
امام مجتبی (ع) در تحلیل سیاسی خود که از نگاه سطحینگران دور بوده بهترین و سودمندترین راه مبارزه با معاویه را «آشتی موقّت» میدانسته. بقا و دوام آیین محمّدی را از همین زاویه مینگریسته و به یقین پی برده بود اگر جنگ با معاویه را ادامه دهد، نه تنها نسل رسول الله (ص) منقطع خواهد شد، بلکه کلمۀ الله نیز محو و نابود خواهد گردید.
در بخشی از کتاب حماسه حسنی میخوانیم:
معاویه نامۀ امام (ع) را اینچنین پاسخ داد:
در میان اشاره به رویدادهای بعد از وفات پیامبر و فراغ مسلمانان از انجام امور اولیّه پس از مرگ او، میبینیم که با صراحت به ابوبکر صدّیق تهمت زدهای و عُمر فاروق و ابوعبیده امین و حواری رسول الله و مهاجران و انصار صالح را متهم ساختهای. من این را برای تو نمیپسندم، چه اینکه تو نزد ما و همۀ مردم آبرومندتر از آنی که کسی نسبت به تو بدگمان شود زیرا تو از کار بد و هرگونه دنائت و زشتی همواره به دور بودهای. اکنون نیز علاقهمندم که گفتاری نیکو داشته باشی تا مردم از تو به خوبی یاد کنند.
این امت هنگامی که بعد از وفات پیامبرش دچار اختلاف نظر شد از فضل و افتخارات درخشان و فامیلی شما نسبت به پیامبر (ص) و سابقۀ شما در اسلام و مسلمانی بیخبر نبود، ولی با این حال به این نتیجه رسید که حکومت را در اختیار قریش قرار دهد که با پیامبر از یک قبیله بودهاند و مردمان صالح قریش و اهالی مدینه و غیر آنان و همۀ مسلمانان چنین صلاح دانستند که از میان قریش کسی را برگزینند که از نظر اسلام از همه با سابقهتر و از نظر علم، آگاهتر و نسبت به خداوند محبوبتر و از نظر اجرای فرمان خدا تواناتر باشد. به همین دلیل ابوبکر را اختیار کردند و این تصمیم عقلای امّت و دینداران وفادار و دارای فضیلت و خیرخواهان امت بود. ولی با تأسف، این کار موجب شد که شما آنها را متهم کنید، در حالی که سزاوار اتهام نبودند و در آنچه کردند به خطا نرفتند.
اگر مسلمانان در شما نیز لیاقت او را سراغ داشتند و معتقد بودند که شما نیز کار او را میتوانید انجام دهید و توانایی دفاع از حریم مسلمین را داشتید، به خاطر علایق شخصی، کسی جز شما را انتخاب نمیکردند ولیکن آنها این کار را فقط به منظور خیرخواهی برای اسلام و مسلمین انجام دادند و خداوند نیز به خاطر اسلام و مسلمین به آنان جزای خیر خواهد داد.
بله


















